قرآن

From دانشنامه تخصصی حقوقی

منابع فقیه از نظر شیعه (به استثناء گروه قلیلى به نام «اخباریین‏» که بعدا درباره نظریات آنها بحث‏خواهیم کرد) چهار تا است:

1. کتاب خدا « قرآن ‏» (و از این پس به تعبیر فقهاء و اصولیین به طور اختصار با عنوان « کتاب‏ » یاد مى‏کنیم).

2. سنت. یعنى قول و فعل و تقریر پیغمبر یا امام.

3. اجماع.

4. عقل.

این چهار منبع در اصطلاح فقهاء و اصولیون «ادله اربعه‏» خوانده مى‏شوند. معمولا مى‏گویند علم اصول در اطراف ادله اربعه بحث مى‏کند. اکنون لازم است درباره هر یک از این چهار منبع توضیحاتى بدهیم و ضمنا نظر سایر مذاهب اسلامى و همچنین گروه اخباریین شیعه را نیز بیان نمائیم.

بحث ‏خود را از کتاب خدا آغاز مى‏کنیم.

قرآن

بدون شک قرآن مجید اولین منبع احکام و مقررات اسلام است. البته آیات قرآن منحصر به احکام و مقررات علمى نیست، در قرآن صدها گونه مساله طرح شده است، ولى قسمتى از آنها که گفته شده در حدود پانصد آیه از مجموع شش هزار و ششصد و شصت آیه قرآن، یعنى در حدود یک سیزدهم [ایات قرآن است] به احکام اختصاص یافته است.

علماء اسلام کتب متعددى درباره خصوص همین آیات تالیف کرده‏اند. معروفترین آنها در میان ما شیعیان کتاب «آیات الاحکام‏» مجتهد و زاهد متقى معروف ملا احمد اردبیلى معروف به مقدس اردبیلى است که در قرن دهم هجرى مى‏زیسته است و معاصر با شاه عباس کبیر است، و دیگر کتاب «کنز العرفان‏» تالیف فاضل مقداد سیورى حلى از علماء قرن هشتم و اوایل قرن نهم هجرى است. در میان اهل تسنن نیز کتابهایى در خصوص آیات الاحکام نوشته شده است.

مسلمین از صدر اسلام، براى استنباط احکام اسلامى در درجه اول به قرآن مجید رجوع کرده و مى‏کنند، ولى تقریبا مقارن با ظهور صفویه در ایران جریانى پیش آمد و فرقه‏اى ظاهر شدند که حق رجوع مردم عادى را به قرآن مجید ممنوع دانستند، مدعى شدند که تنها پیغمبر و امام حق رجوع به قرآن دارند، دیگران عموما باید به سنت ‏یعنى اخبار و احادیث رجوع کنند.

این گروه همانطور که رجوع به قرآن را ممنوع اعلام کردند، رجوع به اجماع و عقل را نیز جایز ندانستند زیرا مدعى شدند که اجماع ساخته و پرداخته اهل تسنن است، عقل هم به دلیل اینکه جایز الخطا است قبل اعتماد نیست، پس تنها منبعى که باید به آن رجوع کرد اخبار و احادیث است. از این رو این گروه « اخباریین ‏» خوانده شدند.

این گروه به موازات انکار حق رجوع به قرآن و انکار حجیت اجماع و عقل، اساسا اجتهاد را منکر شدند، زیرا اجتهاد چنانکه قبلا گفته شد، عبارت است از فهم دقیق و استنباط عمیق، و بدیهى است که فهم عمیق بدون به کار افتادن عقل و اعمال نظر نامیسر است. این گروه معتقد شدند که مردم مستقیما - بدون وساطت گروهى به نام مجتهدین - باید به اخبار و احادیث مراجعه کنند، آن چنان که عوام الناس به رساله‏هاى عملیه مراجعه مى‏کنند و وظیفه خود را در مى‏یابند.

سر دسته این گروه مردى است به نام « امین استرآبادى‏ » که در کلیات منطق، فصل « ارزش قیاس ‏» از او نام بردیم. کتاب معروفى دارد به نام « فوائد المدنی ه‏» و عقاید خود را در آن کتاب ذکر کرده است. اهل ایران است اما سالها مجاور مکه و مدینه بوده است.

ظهور اخباریین و گرایش گروه زیادى به آنها در برخى شهرستانهاى جنوبى ایران و در جزایر خلیج فارس و برخى شهرهاى مقدس عراق رکود و انحطاط زیادى را موجب گشت، ولى خوشبختانه در اثر مقاومت ‏شایان و قابل توجه مجتهدین عالیمقامى، جلو نفوذشان گرفته شد و اکنون جز اندکى در گوشه و کنار یافت نمى‏شوند. به نقل از سایت الشیعه

Personal tools