سنت
From دانشنامه تخصصی حقوقی
سنت یعنى گفتار یا کردار یا تایید معصوم. بدیهى است که اگر در سخنان رسول اکرم یک حکمى بیان شده باشد، و یا ثابت شود که رسول اکرم عملا وظیفهاى دینى را چگونه انجام مىداده است و یا محقق شود که دیگران برخى وظائف دینى را در حضور ایشان به گونهاى انجام مىدادند و مورد تقریر و تایید و امضاء عملى ایشان قرار گرفته است، یعنى ایشان عملا با سکوت خود صحه گذشتهاند، کافى است که یک فقیه بدان استناد کند.
در مورد « سنت » و حجیت آن ، از نظر کلى بحثى نیست و مخالفى وجود ندارد. اختلافى که در مورد سنت است در دو جهت است: یکى اینکه آیا تنها سنت نبوى حجت است یا سنت مروى از ائمه معصومین هم حجت است؟ اهل تسنن تنها سنت نبوى را حجت مىشمارند ولى شعیان به حکم برخى از آیات قرآن مجید و احادیث متواتر از رسول اکرم که خود اهل تسنن روایت کردهاند و از آن جمله اینکه فرمود: «دو چیز گرانبها بعد از خود براى شما باقى مىگذاریم که به آنها رجوع کنید و مادام که به این دو رجوع نمائید گمراه نخواهید شد: کتاب خدا و عترتم» به قول و فعل و تقریر ائمه اطهار نیز استناد مىکنند.
جهت دیگر این است که سنت مرویه از رسولخدا و ائمه اطهار گاهى قطعى و متواتر است و گاهى ظنى است و به اصطلاح « خبر واحد » است. آیا به سنن غیر قطعى رسول خدا نیز باید مراجعه کرد یا نه؟
اینجا است که نظریات تا حد افراط و تفریط نوسان پیدا کرده است. برخى مانند ابو حنیفه به احادیث منقوله بى اعتنا بودهاند. گویند ابو حنیفه در میان همه احادیث مرویه از رسول خدا تنها هفده حدیث را قابل اعتماد مىدانسته است.
برخى دیگر به احادیث ضعیف نیز اعتماد مىکردهاند. ولى علماء شیعه معقتدند که تنها حدیث صحیح و موثق قابل اعتماد است، یعنى اگر راوى حدیثشیعه و عادل باشد، و یا لا اقل شخص راستگو و مورد وثوقى باشد به روایتش مىتوان اعتماد کرد. پس باید راویان حدیث را بشناسیم و در احوال آنها تحقیق کنیم، اگر ثابتشد که همه راویان یک حدیث مردمانى راستگو و قابل اعتماد هستند به روایت آنها اعتماد مىکنیم. بسیارى از علماء اهل تسنن نیز بر همین عقیدهاند. به همین جهت « علم رجال » یعنى علم راوى شناسى در میان مسلمین به وجود آمد.
ولى اخباریین شیعه که ذکرشان گذشت تقسیم احادیث را به صحیح و موثق و ضعیف ناروا دانستند و گفتند همه احادیثخصوصا احادیث موجود در کتب اربعه یعنى « کافى »، « من لا یحضره الفقیه»، « تهذیب الاحکام» و « استبصار » معتبرند. در میان اهل تسنن نیز برخى چنین نظریات افراطى داشتهاند.
