دریای سرزمینی
From دانشنامه تخصصی حقوقی
دریای سرزمینی 12 مایل از آبهای داخلی به سمت آبهای آزاد که در این محدوده دولت بر روی آب ، بستر دریا ، زیر بستر و فضای بالای آن حاکمیت کامل دارد و از این نظر تفاوتی بین این منطقه و آبهای داخلی نیست ولی از نظر کشتیرانی حقوق دولت ساحلی با محدودیت روبروست چون کشتیهای دولتهای بیگانه میتوانند با استفاده از حق ((عبور بی ضرر)) از دریای سرزمینی عبور کنند . یا به تعبیر دیگر:
برای تعیین حدود داخلی دریای سرزمینی و سایر مناطق دریایی ، نیاز به نقاطی است که بر اساس آن بتوان اندازه گیری نمود . از اتصال این نقاط با یکدیگر خط مبدا بدست می آید : آبهای واقع بین خط مبدا و قلمرو خشکی را آبهای داخلی می نامیم در این حالت خط مبدا ، خط مرزی میان آبهای داخلی و دریای سرزمینی است .
دو نوع خط مبدا وجود دارد : خط مبدا عادی و خط مبدا مستقیم
1- خط مبدا عادی : Normal base line
طبق ماده 3 کنوانسیون 1958 و ماده (5) کنوانسیون 1982 ، خط مبدا عادی برای اندازه گیری عرض دریای سرزمینی :
« حد پست ترین جذر آب در امتداد ساحل می باشد »
حد پست ترین جذر معمولاً جذر بهاره است ( نیروی جاذبه ماه سبب جذر و مد آب دریا می شود هنگامی که ماه و خورشید در یک خط قرار می گیرند جذر بوجود می آید که در بهار است . )
این خط مبدا برای سواحل که نسبتاً صاف و بدون دندانه است و یا دارای انحنای بزرگی است که صاف به نظر برسد مناسب است .
خط مبدا مستقیم : straight base line
طبق ماده 4 کنوانسیون 1958 و ماده ( 7) کنوانسیون 1982 ، زمانی که ساحل دارای فرو رفتگی های عمیق ( دندانه دار ) باشد و یا تعدادی جزیره در طول یا نزدیکی سواحل باشد ( فاصله این جزایر نباید از عرض دریای سرزمینی تجاوز کند ) از روش خطوط مبدا مستقیم برای ترسیم خط مبدا می توان استفاده کرد . این خطوط نقاط مشخص سواحل را به یکدیگر متصل می کند .
از مهمترین کشورهایی که دارای سواحل دندانه دار هستند می توان از نروژ نام برد که در پی اختلاف با انگلستان در مورد خطوطی که ترسیم کرده بود دیوان دادگستری بین المللی در 1951 در رای خود پذیرفت که خطوط مبدا مستقیم نروژ خلاف ح. ب نمی باشد ولی دولت ساحلی دارای اختیارات کامل برای ترسیم آن نیست و چندین شرط بر آن تعیین نمود که عبارتند از :
1- خطوط مستقیم باید طوری ترسیم شوند که بطور فاحش از مسیر طبیعی ساحل فاصله نداشته باشد .
2- خطوط مستقیم طوری ترسیم شوند که مناطق واقع در بین این خطوط به اندازه کافی متصل و نزدیک به قلمرو خشکی باشند بطوری که مشمول نظام آبهای داخلی شوند .
3- خطوط مبدا مستقیم را نمی توان از برآمدگی هایی که هنگام جزر نمایان می شود ترسیم نمود مگر این که تاسیساتی نظیر چراغ های دریایی که همیشه از سطح بالا آب هستند بر روی این برجستگی ها بین المللی ساخته باشند یا این که کشیدن خط مبدا از چنین بر جستگی ها مورد قبول سازمانهای بین المللی قرار گرفته باشد .
4- نمی توان خطوط مستقیم را طوری ترسیم کرد که دریای سرزمینی کشور دیگر را از دریای آزاد یا منطقه انحصاری اقتصادی جدا نماید ( این مورد استثنایی است و بیشتر در دریای اژه ودر رابطه با ترکیه مطرح است ) اگر ترکیه خطوط مبدا مستقیم ترسیم نماید دریای سرزمینی جزایر یونان از دریای آزاد و منطقه انحصاری اقتصادی جدا خواهد شد .
5- نکته دیگر ، وجود منافع اقتصادی است ، در صورتی که دولتی ثابت کند که در ترسیم خطوط مبدا مستقیم دارای منافع اقتصادی اساسی برای مردم ساحلی است ( نه برای کل کشور ) می تواند از این خطوط استفاده نماید .
همچنین دولتها می توانند از دوسیستم خط مبدا استفاده نمایند ، مانند ایران که بر اساس تصویب نامه 1352 خط مبدا دریای سرزمینی ایران در خلیج فارس و دریای عمان ، خطوط مستقیم است .
و در تنگه هرمز ، حد پست ترین جزر در امتداد ساحل است .
شرایط خاص خط مبدا :
در میان آبهای داخلی ( آبهای واقع میان خط مبدا و دریای سرزمینی ) دو منطقه دارای اهمیت است :
1- خلیج های کوچک 2- خلیج تاریخی
خلیج های کوچک : طبق قواعد عرفی قبل از کنوانسیون 1958 ، خلیج های کوچک از آنجا که ارتباط نزدیکی با قلمرو خشکی دارند جزء آبهای داخلی محسوب می شوند .
خلیج ( فرو رفتگی آب در خشکی ) طبق ماده ( 10) کنوانسیون 1983 ، به خلیجی اطلاق می شود که عرض دهانه آن از 24 مایل تجاوز نکند . ( مایل دریایی 1852 متر است ) . در این حالت چگونه خط مبدا را ایجاد می کنیم : ابتدا دو دهانه خلیج را با یک خط مستقیم به هم وصل می کنیم ، بعد نیم دایره ای به قطر این دهانه ترسیم می کنیم . بعد مساحت نیم دایره را محاسبه می کنیم ( مجذور شعاع عدد و مانصف دایره را می خواهیم)
بعد از محاسبه مساحت نیم دایره ، باید مساحت آب باقی مانده بعد ازحد پست ترین جزر را محاسبه کنیم.
حالت اول : اگر مساحت آب باقی مانده بزرگتر یا مساوی مساحت نیم دایره به قطر دهانه باشد ، آب فرو رفته در خشکی ، خلیج کوچک است و خطی که 2 دهانه را به هم وصل می کند خط مبدا خواهد بود . S2 >S1
بر خلاف طول خط مبدا مستقیم که اندازه ندارد در خلیج کوچک حداکثر طول خط مبدا 24 مایل است اگر این طول بیشتر از 24 مایل باشد باید آنقدر در خلیج پایین رویم تا خط مبدائی به طول 24 مایل بدست آوریم که بیشترین آب را در پشت خود محصور کند ( یعنی اولین خط 24 مایلی که به آن می رسیم .)
حالت دوم : S1>S2
اگر مساحت آب باقی مانده پس از حد پست ترین جزر (S2) از مساحت نیم دایره به قطر دهانه (S1) کوچکتر شود ، دیگر این سیستم اعمال نمی شود و دارای خلیج کوچک نخواهیم بود و برای پیدا کردن خط مبدا باید نظام کلی خط مبدا رجوع کنیم اگر ساحل صاف یا با انحنای بزرگ بود از خط مبدا عادی و اگر مضرس بود از خط مبدا مستقیم استفاده می نمائیم .
نکته مهم :
ماده ( 10) کنوانسیون 1982 و این محاسبات زمانی ممکن است که خلیج کوچک فقط در ساحل یک کشور قرار گرفته باشد اگر در بیش از یک کشور باشد از این ماده نمی توانیم استفاده کنیم و از طریق توافق بین طرفین نظام حقوقی خلیج کوچک نعیین می گردد مانند خلیج گواتر در مرز ایران و پاکستان .
و اگر بین طرفین توافق صورت نگیرد از طریق ارجاع اختلاف به مرجع بین المللی نظام حقوقی خلیج کوچک تعیین می گردد مانند خلیج فون سکا .
جزوه حقوق بین الملل عمومی 2 خانم دکتر مریم افشاری
