تعریف جرمشناسی
محتویات |
تعریف جرمشناسی
علمی است که به بررسی پدیده مجرمانه از دو جنبه عوامل جرم زا و اثار جرم در جهت پیشگیری از وقوع جرم و
درمان بزهکاری میپردازد.وقتی میگوییم جرمشناسی علم است یعنی مستقل است.بادیگر علوم مرتبط است ولی
مستقل از انهاست.نیازمند همه علوم هست با علم ریاضی و پزشکی هم مرتبط است ولی کاملا جنبه مستقل دارد
که به بررسی پدیده مجرمانه می پردازد و از یافته های دیگر علوم استفاده می کند . در نهایت به سراغ دو
رسالت جرم شناسی میرویم 1.پیشگیری 2.درمان که جنبه درمان فقط مربوط به حالت ما بعد جنایی
میباشد.جنبه پیشگیری هم مربوط به ماقبل جرم است و هم بعد از مجازات که مانع از تکرار جرم
میشود.اولین مهمترین رسالت پیشگیری است.که پیشگیری شامل دو مقوله هست 1. کیفری 2.غیر کیفری که غیر
کیفری شامل اجتماعی و وضعی میشود واجتماعی شامل جامعه مدار و رشد مدار است. کورش کرمی
استاد پیناتل معتقد است که اصطلاح جرمشناسی را برای اولینبار « توپینار» دانشمند فرانسوی در 1879 بکار برد. لیکن در سال 1885، گاروفالو قاضی ایتالیائی کتابی تحت عنوان «جرمشناسی» منتشر کرد. تعاریف گوناگونی برای جرمشناسی ارائه شده که ذیلاً به برخی از آنها اشاره میکنیم:
الف ـ تعریف جرمشناسی از دیدگاه دورکیم
دورکیم در تعریف جرم میگوید: اعمالی هستند که وقتی واقع میشوند واکنشی ایجاد میکنند که در عفرف به آن واکنش کیفر میگویند. نکته قابل توجه در این تعریف واژه عمل یا اعمال میباشد که در قانون کاربرد ندارد و از آن به «جرم» تعبیر میکنند. بنابراین، عمل و واکنش یک اصطلاح جامعهشناسی است. حال آنکه در حقوق از جرم و مجازات/ اقدام تأمینی یاد میشود.
بـ تعریف مکتب اطریش (گراتز)
گراتز ، زینگل و هاستروسن که مؤسسین مکتب اطریش هستند، تعریف جامعی از جرمشناسی ارائه دادهاند. آنها میگویند: جرمشناسی رشتهای است که به مطالعه واقعیت جنائی یا مجرمانه میپردازد، چنانکه از مطالعه وقایع و آئینهای شکلی در رابطه با جرم و بررسی دفاع علیه جرم غافل نمیماند.
بنا بر این تعریف، جرمشناسی بطور همزمان جرم (حقوق کیفری)، اصول و آئینهای شکلی (آ.د.ک) و همچنین وقایع جامعه علیه جرم را مورد بررسی و تحقیق قرار میدهد. در یک جمله، میتوان گفت که از این دیدگاه، جرمشناسی «سیاست جنائی» را مورد مطالعه قرار میدهد.
از تعریف فوق سه مقوله استنباط میشود:
1ـ واقعیت جنائی: واقعیت جنائی بطور همزمان پدیدهشناسی مجرمانه (اشکال مختلف واقعیت مجرمانه)، اشکال مختلف مجرمین و طبقهبندی آنها را مورد بررسی قرار میدهد و از انسان جنائی ، روانشناسی جنائی و جامعهشناسی جنائی بهره میجوید.
2ـ مطالعه وقایع و آئینهای شکلی: اصولاً در یک سیستم متشکل و سازمانیافته، اداره و کنترل جرم دارای یک سری آئینهای شکلی میباشد. مکتب اطریشی معتقد است که این اصول شکلی در فرایند جرمشناسی نقش موثری دارند. در واقع این اصول و مقررات هستند که در قالب قوانین آئین دادرسی نمود یافتهاند و حاکم بر تشکیلات اداری مراجع کیفری میباشند و موجب شکلگیری قوانین شدهاند که بصورت مستقیم یا غیر مستقیم مربوط به مراجع کیفری میباشد.
پس در اینجا نیز از یک سو واقعیتهای قضائی و از سوی دیگر جامعهشناسی قضائی مطرح است، یعنی مطالعه کارگزاران سیستم قضائی. بنابراین ، روانشناسی یا جامعهشناسی جنائی به مطالعه پدیده مجرمانه میپردازد، و حال آنکه واقعیت قضائی به مطالعه رویه، شخصیت و عملکرد کارگزاران قضائی به ویژه قضات توجه دارد.
یکی از رشتههایی که در بعد شکلی موضوع علم جرمشناسی قرار میگیرد و میتوان از آن به عنوان معین آئین دادرسی نام برد، پزشکی قانونی است. پزشکی قانونی از رشتههایی است که در مرحلة کشف، تعقیب و پیشگیری از وقوع جرم و اصلاح مجرمین به مراجع قضائی و دادسراها کمک میکند. این رشته از جمله رشتههای معین آئین دادرسی کیفری است.
پزشکی قانونی رشتهای است که شناختها و دادههای پزشکی را بر جرم و مجرمین اعمال میکند و در واقع در مرحله اثبات دعوی بکار میرود و یافتههای آن که میتواند جزء ادلة کیفری مورد استناد قاضی یا علم جرمیابی یا پلیس علمی قرار گیرد. مطالعات پزشکی قانونی میتواند در مرحله کشف جرم دادسرا و قاضی را یاری دهد.
3ـ مطالعه دفاع جامعه: زمانی که جرمی بوقوع پیوست و خسارت واقع شد، جامعه برای مقابله آن به سازماندهی میپردازد که این بحث همزمان شامل سیاست کیفری نیز میشود. واکنشهای اجتماعی سبب میشود اولاً با تکرار جرم مبارزه شود و ثانیاً میزان و حجم بزهکاری تا حدی پائین آید که برای آحاد جامعه قابل تحمل باشد، یعنی علاوه بر ابزارها و امکانات کیفری و قوای قهریه، به اقدامات پیشگیرانه و تربیتی و آموزشی که غالباً جزء سیاست اجتماعی جامعه است نیز متوسل میشود. اینگونه اقدامات لزوماً رنگ کیفری ندارد، بلکه هدف آنها عمدتاً پیشگیری از وقوع جرم میباشد. بعد دوم سیاست جنائی توسل به ضمانت اجراهای کیفری میباشد. بنابراین، تعریف سیاست کیفری جدا از سیاست جنائی است.
سیاست جنائی یعنی سازمان سنجیده برای مبارزه با بزهکاری که در علاوه بر ابزار و امکانات کیفری، به امکانات آموزشی که فاقد جنبة کیفری است نیز توجه میشود.
==
جرمشناسی و جنبه های آن ==
جرمشناسی، رشته ای از علوم جنایی است که به طور کلی دارای دو جنبه میباشد:
1. جنبه حقوقی و هنجاری ـ باید با مراجعه به مواد قانون کیفری به این جنبه پرداخت.
2. جنبه علت شناسی جنایی ـ که برای رسیدن به هدف خودش (شناخت علل بزهکاری) از رشتههای علوم اجتماعی، خصوصاً جامعهشناسی،و روشهای تحقیقاتیـ مطالعاتی آنها استفاده میکند.
ادوار جرمشناسی
1ـ دورة ماقبل علمی ـ در این دوره نظرات مذاهب، فلاسفه و مصلحین مطرح خواهد شد.*
2ـ دورة علمی ـ علم شناخت علل پدیدههای بزهکاری با توسل به روشهای علمی که از اواخر قرن نوزدهم میلادی عمدتاً در ایتالیا آغاز گردید.
جرمشناسی چگونه بوجود آمد؟
جرمشناسی بدنبال عدم کارآئی حقوق کیفری کلاسیک در مقابل پدیده بزهکاری بوجود آمد و علیرغم اعمال مجازاتها، پدیده بزهکاری و جرم سیر صعودی خودش را طی کرد. همین امر سبب شد که حقوقدانان و دانشمندان حقوق کیفری به این فکر افتادند که سوای مواد قانونی، به مطالعه سیر صعودی جرم نیز بپردازند. این مطالعات ابتدا تخیلی بود و از رنگ فلسفی برخوردار بود. در آغاز فکر میکردند که علت افزایش بزهکاری ضعیف بودن مجازاتها میباشد و به همین دلیل به تشدید مجازات از نظر کمی و کیفی پرداختند که نتیجهای حاصل نشد تا اینکه همین دسته از حقوقدانان کیفری کلاسیک با کمک جامعهشناسان و فلاسفه سعی کردند جرم را به عنوان جوهر مجرد و انتزاعی مورد مطالعه قرار دهند. چنانکه از مجرم نیز غافل نماندند. اولین کسانی که در این مقام برآمدند گری (1896-1802) و «کتله (1874-1796) بودند.
کتله واضع آمار جنایی در دنیا میباشد. وی با کمک یک حقوقدان فرانسوی به نام گری و مؤسس دایرة آمار جنایی دادگستری فرانسه بود و در قالب آمار جنایی که در واقع آمار قضائی محکومیتهای کیفری بود، به مطالعه جرم پرداخته شد.
قبل از اینکه دورة علمی آغاز شود، در طول تاریخ آثاری از جرمشناسی ماقبل علمی نیز وجود دارد. در دورة ماقبل علمی، شیوه مطالعه و برخورد با جرم مبتنی بر یک سلسله استدلالهای ذهنی و فلسفی و اخلاقی بود. بر این اساس، افلاطون، ارسطو و در حال حاضر «ویکتور هوگو» و دیگران مطالعات زیادی انجام دادند و نظریات گوناگونی اظهار کردند که همگی حاصل باورهای ذهنی و تأملات است.
جرمشناسی به معنائی که اکنون از آن یاد میشود، علمی است که بر اساس مشاهدات، آزمایشات و بررسیهای تجربی، در مقام شناخت علل و عوامل پدیدة مجرمانه برمیآید.
موضوع و قلمرو جرمشناسی
جرمشناسی را در سه مرحله مورد مطالعه قرار دادهاند. در مرحله اول وضع قانون مطرح است اگر چه قانون در یک جامعه مبین ارادة عمومی میباشد، ولی همواره بخشی از جامعه منافع خود را در نقض آن میبینند. در مرحله دوم، قوانین وضع شده توسط بخشی از جامعه مورد تعدی قرار میگیرد و بزه بوقوع میپیوندد و قانونگذار که چنین رخدادهایی را پیشبینی میکند ضمانت اجراهایی نیز به منظور ممانعت از گسترش بزه طراحی میکند. این ضمانت اجرا در حقوق کیفری کلاسیک خود مجازات میباشد . به دنبال مطالعات جرمشناسی، در قوانین مختلف علاوه بر مجازات شاهد اقدامات تأمینی و تربیتی نیز میباشیم. البته ضمانت اجراها به ویژه زندان، همیشه از بعد پیشگیری و اصلاح مجرم برخوردار نیستند. به همین دلیل، مقنن با مشاهده عدم کارآئی زندان، در جرائم سبک زندان را حذف میکند و مجازاتهای دیگری را پیشبینی میکند که به اقدامات جانشینی معروف هستند. به این ترتیب، قانونگذار مجدداً مجبور میشود برای پیشگیری جرائم اقدام به وضع قوانین جدید کند. که مرحله سوم بوجود آید.
مرحله اول: وضع مقررات و قوانین بصورت عام (جرمانگاری)،
مرحله دوم: وقوع بزه یا جرم (ارتکاب جرم)،
مرحله سوم: ضمانت اجرای وقوع جرم یا بزه (واکنش اجتماعی علیه جرم).
سه مرحله یاد شده همواره در حال چرخش است و سرعت و کیفیت آن به درجة تحول جامعة مورد نظر بستگی دارد. مثلاً در جوامع صنعتی، بزهها بیشتر به علیه اقدامات صنعتی و در جوامع سنتی نسبت به ارزشهای اخلاقی و مذهبی میباشد.
در این چرخه، جرمشناسی در مرحله دوم واقع شده است. موضوع جرمشناسی عبارت است از مطالعه بزه در اشکال مختلف آن، مثل جرائم علیه اشخاص، اموال، نظم و امنیت عمومی و ....
اگرچه جرمشناسی از موضوع مستقیم برخوردار است، اما نسبت به وضع قانون، جامعهشناسی قانونگذاری، ضمانت اجرای مجازات و سیاست جنائی حساس است و بیشتر اوقات این رشتهها را تحتالشعاع خود قرار میدهد. جرمشناسی همچنان با حقوق کیفری و آئین دادرسی کیفری رابطه خود را حفظ کرده است.
جرمشناسی را به دو بخش عمومی و اختصاصی تقسیم میکنند. قلمرو جرمشناسی عمومی پیروی از اصول کلی حاکم بر جرمشناسی صرف نظر از اشکال آن میباشد. اما جرمشناسی اختصاصی به مطالعه اشکال گوناگون جرم میپردازد و قلمرو آن با توجه به زمان و مکان نسبی است.
در کشور ایران، برخلاف جهان غرب، به لحاظ وجود حکومت مذهبی جرمشناسی حوزه وسیعی دارد، زیرا هر عملی ممکن است خلاف اخلاق و قوانین شرعی باشد. بنابراین، جرمشناسی از نظر قلمرو مکان و زمان متغیر است.
کارآیی جرمشناسی
برای اینکه جرمشناسی از کارآیی بالایی برخوردار باشد، با جامعه و نظم و زمامداران آن ارتباط نزدیکی دارد. میزان کارائی جرمشناسی به تصمیمگیران سیاسی، قضائی و اجتماعی جامعه بستگی دارد، چرا که متأثر از ماهیت سیاسی ـ ایدئولوژیک جامعه نیز میباشد.
بنابراین یکی از توصیههای جرمشناسی برای مبارزه با جرم، کاهش بار عدالت کیفری میباشد. به عبارت دیگر، برای مبارزه با جرم از طریق جرمزدائی اقدام میکند. در ایران که قوانین شرعی پیاده میشود، جرمشناسی از عملکرد محدودی برخوردار است. تقريرات درس جرمشناسی دکتر نجفیابرندآبادی