بيع

From دانشنامه تخصصی حقوقی

بيع :

(مدني ـ فقه) الف ـ تمليك عين است بعوض معلوم (ماده ۳۳۸ق ـ م) شرط بيع اين نيست كه عوض مبيع پول باشد ولي شرط اين است كه يكي از عوضين به عنوان ثمن داده شود (مفهوم مخالف ماده ۴۶۴ ق ـ م) و اين امر بيع را از صلح جدا مي كند.

ب ـ عمل بايع را نيز به تنهايي بيع گويند. (بر خلاف معني بالا كه بيع به مجموع عمل بايع و مشتري گفته مي شود ) چنانچه درباب وصيت به ايجاب موصي وصيت گفته مي شود.

  • بيع سلف

(مدني ـ فقه) مرادف بيع سلم است و آن بيعي است كه ثمن حال و مبيع مؤجل باشد. به اختصار سلف گفته مي شود اسم عاميانه آن (پيش خريد ـ پيش فروش) است از راه اين بيع اغلب واسطه هاي فروش حاصل زحمت توليد كنندگان را يغما كرده و بار مصرف كننده را سنگين مي كنند و نظارت در اين گونه معاملات شرط عدالت اجتماعي است.

  • بيع سلم

(مدني ـ فقه) بيعي است كه ثمن حال و مبيع مؤجل باشد. اسم ديگر آن بيع سلف است و به اختصار سلم و سلف گويند.

  • بيع شايع

بيعي كه يكي از عوضين مسكوك طلا يا مسكوك نقره (در ازمنه اي كه پول رايج محسوب مي شد) باشد. اگر عوضين هر دو مسكوك طلا يا نقره باشند آن را بيع صرف نامند و اگر هيچيك از عوضين مسكوك طلا يا نقره نبود آن را بيع مقابضه مي ناميدند.

  • بيع نسيه :

بيعي كه ثمن آن محلي و براي پرداخت آن موعدي معين شده باشد (خواه مبيع عين معين يا كلي در ذمه باشد) اسم ديگر آن بيع مؤجل است.

  • بيع نسيه به نسيه :

اسم عاميانه بيع كالا به كالا است.

Personal tools