باه

From دانشنامه تخصصی حقوقی

باه , واژه ای عربی به معانی جماع و نکاح (فراهیدی ازهری جوهری ابن منظور فیروزآبادی ذیل «بوء» و «بوه »). برخی واژه شناسان آن را دگرگون شدة باء (با تبدیل همزه به هاء) و گروهی تغییریافتة باءة (با حذف همزه )یا تصحیف (و تلفظ عامیانة ) آن و عده ای آن را از ریشه ای جدا از «بوء»می دانند (فیومی طریحی و ابن منظور ذیل ـ «بوء» ازهری ذیل «بوء» و «بوه »). این واژه در احادیث بندرت و به هر دو معنی آمده است (مجلسی 1403 ج 66 ص 24 74 ج 100 ص 220 234 ابن منظور و طریحی ذیل «بوء»). از جمله کاربردهای رایج آن در عربی و فارسی عبارت است از: اصطلاح «قوة باه » به معنای غریزة جنسی و «علم الباه » که بخشی از علم پزشکی به شمار می رفته و دربارة آن کتابها نوشته شده است (دهخدا ذیل «باه » حاجی خلیفه ذیل «علم الباه » فرهنگهای معین و آنندراج و... ذیل «باه »).

این مقاله در پنج بخش به نگرش اسلام نسبت به قوة باه و مباحث اخلاقی و فقهی آن می پردازد.

1) نگرش کلی . در قرآن (آل عمران : 39 نساء: 3 23ـ27 مائده : 6 اعراف : 80ـ84 یوسف : 23ـ34 حجر: 58ـ77 اسراء: 32 مؤمنون : 6ـ7 نور: 1ـ2 30ـ33 58ـ60 شعراء: 160ـ175 نمل : 54ـ58 عنکبوت : 28ـ34 احزاب : 35 شوری ': 11 تحریم : 12 معارج : 29ـ31 و نیز رجوع کنید به ادامة مقاله ) توصیه هایی اخلاقی دربارة مهار کردن غریزة باه ماجراهای تاریخی و آموزنده و نیز برخی از احکام فقهی دربارة باه از جمله راههای مشروع آن محدودیتهای باه (و مقدمات آن ) ـ برای زن و شوهر یا به طور عام ـ و احکام حقوقی و کیفری مترتب بر باه مشروع و نامشروع آمده است . در قرآن ظاهرا به اقتضای ادب و عفت کلام ( رجوع کنید به طباطبائی ذیل بقره : 223 نساء: 23 زمخشری ذیل بقره : 187 223 احزاب : 49) باه مشروع و نامشروع بیشتر به صورت کنایه و با لفظهایی از قبیل مب'اشرت (بقره : 187) اتی'ان (بقره : 222 223 اعراف : 81 شعراء: 165 نمل : 55 عنکبوت : 29) مس (بقره : 236 237 احزاب : 49) قرب (بقره : 222) لمس (نساء: 43) افض'اء (نساء: 21) تغشی (اعراف : 189) قض'اء وطر (احزاب : 37) رفث (بقره : 187 197) بغ'اء (نور: 33) عنت (نساء: 25) سوء و فحشاء (یوسف : 24) و فاحشه (نساء: 15 19 25 اعراف : 80 نمل : 54) بیان شده است ( رجوع کنید به طباطبائی طبرسی زمخشری قرطبی و تفاسیر دیگر ذیل آیات مذکور).

طبق نظر عالمان اخلاق و نیز مضامین احادیث غریزة باه با دو غرض مهم در وجود انسان مرد یا زن نهاده شده است : الف ) بقای نوع انسان و تداوم یافتن وجود او در فرزند که مهمترین غرض است (غزالی ج 3 ص 107 مهدی نراقی ج 2 ص 16 مجلسی 1403 ج 58 ص 255 320). وجود جهاز تناسلی و جهاز و لوازم پرورش فرزند در نوع بشر آرامش یافتن زن و مرد با ارضای این غریزه و نیز وجود غرایزی مانند حب ذات (که شامل حب بقای ذات نیز هست رجوع کنید به احمد نراقی ص 528ـ529 در بیان محبت محبت پدری مادری ـ فرزندی نصیرالدین طوسی 1369 ش ص 268 274) از شواهد غیرقابل انکار این امر است (طباطبائی ذیل نساء: 23ـ 28). به گفتة طباطبائی مراد از «فأتوا» در آیة 223 سورة بقره وجوب تشریعی نیست بلکه به امری تکوینی و فطری اشاره می کند که انسان با مجهز شدن به قوای لازم برای تولیدمثل و بقای نوع بدان هدایت شده است . بعلاوه به عقیدة مفسران بخشهای دیگر آیة مزبور از جمله : «نساؤکم حرث لکم »: با الهام از تشبیه مذکور و «قدموا لانفسکم» بنابر آنکه مراد تقدیم فرزندان شایسته به جامعه باشد و نیز آیة 11 سورة شوری ' (جعل لکم من انفسکم ازواجا): غرض از آفرینش قوة باه را بقای نسل بیان داشته است ( رجوع کنید به طباطبائی زمخشری قرطبی ذیل این آیات ). ب ) هدایت شدن انسان به سعادت و کمال با درک لذت این غریزه و مقایسة آن با نعمتها و لذتهای اخروی (که به نظر برخی از سنخ لذتهای دنیوی است رجوع کنید به مهدی نراقی ج 2 ص 16 طباطبائی ذیل انعام : 108) و در نتیجه اشتیاق به آنها (غزالی ج 3 ص 107 نیز برای مستندات قرآنی رجوع کنید به طباطبائی ذیل آل عمران : 14 و برای احادیث رجوع کنید به مجلسی 1403 ج 100 ص 223ـ 228 حر عاملی ج 20 «کتاب النکاح » ابواب مقدمات ... باب 3 ص 21ـ24 بحرانی ج 23 ص 20).

در مواجهه با غریزة باه که بالطبع اقتضای فعال شدن دارد تسلیم شدن افراطی و عدم تقید به حدود مقرر شرعی و عقلی (یا اصطلاحا «شره » رجوع کنید به نصیرالدین طوسی 1369 ش ص 117 119 مهدی نراقی ج 2 ص 5ـ6) به عقیدة علمای اخلاق اسلامی سبب چیرگی آن بر عقل گمراهی و فساد فردی و اجتماعی انسان خواهد شد بویژه اگر منجر به ایجاد امیال کاذب و «بیماری عشق » شود که بنابرتعریف نصیرالدین طوسی (1369 ش ص 195) «تباه ترین انواع افراط بود و آن صرف همگی همت باشد به طلب یک شخص معین از جهت سلطان شهوت ». هر چند اسلام محبت عمیق (مودت ) میان زوجین را توصیه کرده (روم : 21) عشق به معنای مزبور (یا به اصطلاح حکما عشق مجازی حیوانی که ضعیفترین مراتب عشق است رجوع کنید به ابن سینا. شرح نصیرالدین طوسی ج 3 ص 383ـ384 الهی قمشه ای ص 139ـ140) را با توجه به اینکه به حکومت قانون و سلطة عقل پایان می دهد حکیمان و دانشمندان اخلاق نکوهش کرده اند (ابن سینا همانجا صدرالدین شیرازی ج 7 ص 176 نصیرالدین طوسی 1369 ش ص 169 193ـ195 غزالی ج 3 ص 108ـ109 عنصرالمعالی ص 81) و این عشق در احادیث منقول از امامان علیهم السلام مذمت شده است ( نهج البلاغه خطبة 109 مجلسی 1403 ج 70 ص 158 نصیرالدین طوسی 1361 ش ص 344). ازینرو برای پیشگیری از طغیان شهوت و ابتلا به این نوع عشق و نیز مصونیت از آثار مخرب آن در صورت ابتلا در احادیث و کتب اخلاقی و فقهی توصیه هایی آمده است (غزالی ج 3 ص 109ـ110 112ـ115 نصیرالدین طوسی 1369 ش ص 194ـ195 218ـ219 عنصرالمعالی ص 81ـ82 یزدی ج 2 ص 801 مسئلة 22 گلپایگانی ج 2 ص 233).

بعلاوه آزادی در روابط جنسی مغایر با فطرت انسان و حکمت آفرینش باه و موجب انقطاع نسل فساد نسب و گسترش فحشا در جامعه است . ازینرو هرگونه عمل فحشا در اسلام و دیگر ادیان آسمانی (برای دلیل قرآنی رجوع کنید به طباطبائی ذیل انعام : 151ـ153) مورد نهی شدید و موجب کیفر بوده (اسراء: 32 انعام : 151 برای احادیث و منابع فقهی رجوع کنید به ادامه مقاله ) و چه بسا از نظر همة انسانها و جوامع قبیح عقلی به شمار می رود (طباطبائی ج 13 ص 87). همچنین به گفتة دانشمندان زیاده روی در کاربرد قوة باه حتی در موارد مجاز عوارضی مانند ضعف بدن و نقصان عقل و عوارض دیگر در پی دارد ( رجوع کنید به منابع پزشکی نصیرالدین طوسی 1369 ش ص 193 عنصرالمعالی ص 86 مهدی نراقی ج 2 ص 12).

از سوی دیگر «خمود» یعنی تفریط در طلب لذتهای ضروری ( رجوع کنید به نصیرالدین طوسی 1369 ش ص 120 169 مهدی نراقی ج 2 ص 15ـ17 احمد نراقی ص 224ـ225) در امر باه موجب بیماری و مشقت بسیار و نیز محرومیت از فواید این غریزه و در اسلام مطرود است . اسلام در فلسفة نظری خود طبیعت انسان و از جمله غریزة باه را شریر بالذات نمی داند. وصف نفس در قرآن به «مطمئنه » (فجر: 27) و «لوامه » (قیامت : 2) در برابر وصف «امارة بالسوء» (= فرمان دهنده به بدی یوسف : 53) می رساند که نفس ذاتا انسان را به بدی فرا نمی خواند ( رجوع کنید به مطهری 1348 ش ص 56ـ59). به گفتة مجلسی (1403 ج 67 ص 83ـ85 همو 1363 ش ج 10 ص 311ـ312) همة تمایلات نفسانی ناپسند به شمار نمی روند و نیز همه چیزهایی که نفس دوست ندارد پسندیده نیست بلکه هر عملی که انسان به قصد طاعت خداوند و در راه جلب رضایت او انجام دهد ممدوح است هر چند از خواستهای نفس باشد و موجب حصول لذت شود. همچنین هر عملی که صرفا به انگیزة شهوت و نه طاعت الهی انجام یابد ناپسند است اگر چه مستلزم محرومیت نفس از برخی لذتها باشد همچنانکه مراد از آیات (آل عمران : 14: «زین للناس حب الشهوات...» نساء: 27 مریم : 59) و روایاتی ( رجوع کنید به مجلسی 1403 ج 67 ص 5ـ7 73ـ90 نصیرالدین طوسی 1361 ش ص 342ـ350) که مطلقا خواستهای نفس و شهوات را مذموم دانسته اند منع از اسارت در برابر شهوات و غرق شدن در آنهاست ( رجوع کنید به طباطبائی طبرسی زمخشری ذیل آیات مذکور).

بر این اساس در اسلام روش نابود و حتی ' محبوس کردن غریزة باه توصیه نشده و بر خلاف مذاهبی که آن را ذاتا پلید و مانع وصول به مقامات عالی روحانی می شمارند (مطهری 1348 ش ص 9ـ13) امری مطلوب دانسته شده است (روم : 21). به روایتی ( رجوع کنید به حر عاملی ج 20 «کتاب النکاح » ابواب مقدمات ... باب 2 ص 21 بحرانی ج 23 ص 12ـ13) آیة ... «لاتحرموا طیبات ما´ احل الل'ه لکم: چیزهای پاکیزه ای را که خدا بر شما حلال کرده بر خود حرام نکنید» (مائده : 87) دربارة برخی از یاران پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم که هر یک خویشتن را از بعضی نعمتهای خدادادی از جمله ازدواج و مباشرت مشروع محروم کرده بودند نازل شده است و پیامبر پس از شنیدن این ماجرا به مسجد رفتند و بشدت مردم را از ارتکاب این اعمال برحذر داشتند. همچنین آن حضرت خطاب به عثمان بن مظعون که استفاده از قوة باه را بر خود حرام ساخته بود یادآوری کردند که ترک دنیا جزو اسلام نیست : «لم یرسلنی الله تعال'ی بالرهبانیة ...» (کلینی ج 5 ص 494) همچنانکه زنان را از «تبتل » (خودداری دائمی از ازدواج ) و نیز «تعطیل » (خودداری از زینت کردن برای همسر) نهی کرده اند (کلینی ج 5 ص 509 مجلسی 1403 ج 100 ص 219 بحرانی ج 23 ص 12ـ13).

بنا بر روایات از آنجا که هرگونه زیاده روی در ارضای تمایلات نفس موجب تباهی آن می شود و هر کوتاهی و سستی دربارة نفس زیانبار است (فکل تقصیر به مضر و کل افراط به مفسد رجوع کنید به نهج البلاغة حکمت 108 کلینی ج 2 ص 336) از نظر اسلام در لزوم راهبرد این تمایل طبیعی جای هیچ تردیدی نیست و نکتة مهم رعایت محدودة مجاز و چگونگی کاربرد آن است . به گفتة علمای اخلاق غریزة باه باید به گونه ای محدود و در حد میانه به کار گرفته شود که کاملا فرمانبردار عقل و شرع باشد (غزالی ج 3 ص 109 نصیرالدین طوسی 1369 ش ص 109 117 مهدی نراقی ج 2 ص 17ـ19 عنصرالمعالی ص 86).

بدین منظور بر اکتساب و تقویت ملکة «عفت * و تقوی » به عنوان عامل درونی مهار کنندة باه تأکید شده است . به عقیدة مجلسی این واژه در احادیث بیشتر دربارة «عفت بطن و فرج » به کار رفته و از جمله بر بازداشتن نفس از شهوات جنسی حرام مکروه و شبهه انگیز و نیز مقدمات آنها مانند نظر لمس تقبیل و مانند آن اطلاق شده است (1403 ج 68 ص 268ـ269 همو 1363 ش ج 8 ص 66). در احادیث «عفت فرج » از برترین عبادتها و بالاترین کوشش ها خوانده شده و عفت و حیا (که از شاخه های عفت است رجوع کنید به نصیرالدین طوسی 1369 ش ص 113ـ114) از صفات مطلوب در همسر دانسته شده است ( رجوع کنید به کلینی ج 2 ص 79 ج 5 ص 324). در قرآن (نور: 33) از کسانی که توانایی مالی برای ازدواج ندارند خواسته شده که «استعفاف » داشته باشند ( رجوع کنید به طبرسی طباطبائی زمخشری ذیل همین آیه ). همچنین گاه مفهوم عفت جنسی با الفاظ دیگری بیان شده است از جمله : فاستعصم (دربارة حضرت یوسف علیه السلام یوسف : 32) استحی'اء (در ماجرای حضرت موسی علیه السلام هنگام ورود به مدین و کمک به دختران شعیب علیه السلام قصص : 25) حفظ فرج (مؤمنون : 5 نور: 30 احزاب : 35 معارج : 29) و احص'ان (به معنای عفت ) یا هم خانواده های آن (نساء: 24 مائده : 5 انبیاء: 91 نور: 433 تحریم : 12 رجوع کنید به تفاسیر). بعلاوه گاهی در آیات راجع به نظارت بر باه به تقوی ' سفارش شده است (مانند بقره : 187 197 223 آلعمران : 14 و 15 مائدة : 87ـ 88 اعراف : 26 حجر: 69 احزاب : 32) که همگی بر لزوم نظارت درونی بر قوة باه دلالت دارند. ضرورت حیا و عفت در موضوع باه که ظاهرا پذیرفتة همة دانشمندان است ( رجوع کنید به دورانت ص 113ـ114 130ـ 133) منحصر به روابط زن و مرد نامحرم نیست بلکه شامل تمام روابط جنسی ـ از قبیل رابطة هر یک از زوجین با یکدیگر و با دیگران روابط میان محارم و نیز همجنسان ـ می شود.

2) راههای مشروع باه در اسلام . اسلام با نهادین کردن «قوة باه » در قالب عقودی معین و قانونی مانند ازدواج از یکسو غرض از وجود این غریزه و از سوی دیگر نیاز طبیعی انسان را برآورده است . راههای مشروع باه در اسلام عبارت است از: ازدواج و مالکیت . («الا علی ' ازواجهم او ما ملکت ایم'انهم» مؤمنون : 6 معارج : 30). بنا بر متون حدیثی اخلاقی باه یکی از انگیزه های ازدواج و از فوائد و آثار مهم آن است (غزالی ج 2 ص 27 31ـ34 مهدی نراقی ج 2 ص 16) که البته جنبة فردی دارد اما غرض نهایی و فایدة اجتماعی ازدواج بقای نسل انسان به شیوه ای خردپسندانه است زیرا هر چند گسترش نسل از راه روابط آزاد و غیررسمی هم ممکن است ولی عقلا و نیز از دیدگاه اسلام نسلی مطلوب است که اصل و نسبش معلوم بوده و در نهاد قانونی خانواده نشو و نما یافته باشد ازینرو احکام «طهارت نسب » ـ از قبیل وجوب عدة طلاق و عدة نزدیکی به شبهه حرمت زنا و مانند آن ـ وضع شده و باه مشروع به زوجین اختصاص یافته است ( رجوع کنید به ادامة مقاله نسب * عده * زنا * ).

در قرآن و احادیث علاوه بر ضرورت فردی و اجتماعی ازدواج بلحاظ تسکین قوة باه به جنبة بازدارندگی آن چه از گناه و انحراف فردی و چه از فساد جامعه نیز توجه شده است . از جمله حدیث منقول از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم : «من استطاع منکم الباءة فلیتزوج فانه اغض للبصر و احصن للفرج » (غزالی ج 2 ص 25 مجلسی 1403 ج 100 ص 220) بر این معنا اشارت دارد و ازدواج و باه موجب آرامش پاکدامنی صیانت تقوی و دینداری انسان خوانده شده و سنتی مؤکد به شمار رفته است در برابر عزوبت (تجرد) امری ناپسند شر و سوق دهندة به گناه دانسته شده است ( رجوع کنید به روم : 21 اعراف : 189 حر عاملی ج 20 «کتاب النکاح » ابواب مقدمات النکاح و... بابهای 1 و 2 مجلسی 1403 ج 100 ص 216ـ222). بر این اساس افراد مجرد به گونه های مختلف به ازدواج و رفع موانع آن ترغیب شده اند از جمله : استحباب تعجیل در ازدواج و تأکید بر آن استحباب کم بودن مهر و هزینه های ازدواج استحباب وساطت در امر ازدواج میان دو نفر و موارد دیگر. حتی فقها در مواردی مانند «ظن به ضرر» و «ترس از ارتکاب کار حرام از جمله فحشا» بر اثر ترک ازدواج آن را واجب دانسته اند ( رجوع کنید به منابع فقهی ابتدای «کتاب النکاح » نکاح * ).

برخی از صفاتی که در روایات برای همسر چه زن و چه شوهر مطلوب شمرده شده به طور مستقیم به باه یا مقدمات آن (به بیان دیگر: باه به مفهوم گستردة خود) برمی گردد هر چند اوصاف مزبور به فرمودة پیامبراکرم صلی الله علیه وآله وسلم و امامان علیهم السلام در درجة نخست اهمیت قرار ندارند. برخی از این صفات عبارت است از: عفیف حصان جمیل عیناء بکر (حر عاملی ج 20 «کتاب النکاح » ابواب مقدمات النکاح و... بابهای 17ـ22 ص 55ـ61 غزالی ج 2 ص 42ـ47 منابع فقهی ابتدای «کتاب النکاح »). همچنین بنابر فقه اسلامی وجود برخی از عیوب راجع به باه هنگام ازدواج ـ در هریک از زوجین ـ موجب خیار فسخ نکاح برای دیگری می شود (در این باره و نیز برای اختلافات مذاهب اسلامی رجوع کنید به نکاح * ). هرچند در بعضی احادیث و کتب فقهی یکی از حکمتهای خیار فسخ مزبور ناباروری ذکر شده ( رجوع کنید به بارداری * ) در منابع مذکور حکمت اصلی و بیواسطة آن با استناد به قاعدة لاضرر و تعابیر احادیث (مثلا فلم یقدر علی 'الجماع رجوع کنید به حر عاملی ج 21 «کتاب النکاح » ابواب العیوب و... باب 14 ص 229ـ231) ناتوانی در مباشرت یا استمتاع دانسته شده است ( رجوع کنید به محقق حلی ج 2 ص 263ـ264 نجفی ج 30 ص 328 333ـ335 337ـ338 شهید ثانی ج 5 ص 380ـ391 زحیلی ج 7 ص 516ـ 519).

هر چند در نکاح دائم انگیزه و مقصود اصلی و همیشگی متعاقدین عمل باه نیست ولی برخی از دانشمندان امامیه در نکاح موقت (متعه * ) آن را انگیزه و غرض اصلی طرفین دانسته اند (فیض کاشانی ج 3 ص 76 نیز دربارة استنادات فقها بدین مطلب رجوع کنید به شهید ثانی ج 5 ص 288 نجفی ج 31 ص 98ـ99 امام خمینی ج 2 ص 277 مسئلة 2) همچنین تملک امه (= بردة زن یا «سریة » و به تعبیر قرآن : ما ملکت ایم'انهم ) برای مقاصد گوناگون و از جمله استمتاع که از دورانهای پیش از اسلام رواج داشته (برای بحث تفصیلی دربارة چگونگی برخورد اسلام با آن رجوع کنید به برده و برده برداری * ) بنا بر همة مذاهب اسلامی جایز است ( رجوع کنید به ابن قدامه ج 7 ص 459 483 یزدی ج 2 ص 838 مسئلة 51). بعلاوه فقهای امامی «تحلیل امه » را که به عقیدة برخی از آنان نکاح و به نظر بقیه نوعی تملیک منفعت به شمار می رود ( رجوع کنید به نجفی ج 30 ص 301 به بعد) روا دانسته اند ( رجوع کنید به محقق حلی ج 2 ص 258ـ261 یزدی ج 2 ص 838 مسئله 51 خوئی ] بی تا. [ ج 2 ص 267 269 مسائل 1320 و 1338).

3) حقوق و محدودیتهای زوجین در زمینة باه . در منابع اسلامی علاوه بر ترغیب به ازدواج حقوق متقابل زن و شوهر بویژه در موضوع باه و مقدمات آن نیز بیان شده است . از جمله حقوق مهم زن بر شوهر مباشرت جنسی (یا اعف'اف ) است که در جزئیات این تکلیف میان مذاهب مختلف اسلامی اختلاف نظر وجود دارد ( رجوع کنید به حر عاملی ج 20 «کتاب النکاح » ابواب مقدمات ... باب 71 ص 140ـ141 غزالی ج 2 ص 47 56ـ60 نجفی ج 29 ص 115ـ117 زحیلی ج 7 ص 106ـ107 329ـ330 ابن قدامه ج 8 ص 141ـ142) حتی به فتوای برخی از فقهای شیعه ( رجوع کنید به یزدی ج 2 ص 810 مسئلة 8) در صورتی که زوجه در معرض ارتکاب گناه قرار گیرد زوج باید او را طلاق دهد. بعلاوه عزل در عقد نکاح دائم بدون اجازة همسر به فتوای بیشتر مذاهب اهل سنت و فقهای امامی مکروه و به نظر معدودی از آنان حرام است ( رجوع کنید به بارداری * ) . یکی از ادلة اقامه شده بر این کراهت یا حرمت وجود «حق التذاذ» برای زوجه است (نجفی ج 29 ص 111 ابن قدامه ج 8 ص 132ـ133). از سوی دیگر بنا بر همة مذاهب اسلامی زن در زمینة استمتاع مکلف به اطاعت (تمکین ) از شوهر است و جز در موارد معین ( رجوع کنید به محدودیتهای باه در همین مقاله ) هر گونه خودداری وی از انجام این تکلیف هر چند به خاطر انجام دادن عبادات مستحب باشد موجب «نشوز» او می شود که آثاری قانونی در پی دارد. ( رجوع کنید به نفقه * نشوز * زحیلی ج 7 ص 104 334ـ335 ابن قدامه ج 8 ص 77 162ـ166 نجفی ج 31 ص 303ـ316 امام خمینی ج 2 ص 305ـ306).

همچنین به موجب احادیث و احکام فقهی وظایف دیگری نیز بر عهدة زوجین است که می تواند از مقدمات باه باشد از جمله استحباب یا وجوب «قسم » بر شوهر یعنی رعایت عدالت میان همسران (در صورت چند همسر داشتن ) در اموری مانند استمتاع یا برخی مقدمات آن (نجفی ج 31 ص 146ـ184 زحیلی ج 7 ص 100ـ103 ابواسحاق شیرازی ج 2 ص 68 قسم * ) وجوب رعایت نظافت لزوم آرایش کردن زن برای شوهر و بر عکس ضرورت حسن معاشرت زوجین و ابراز محبت به یکدیگر (حر عاملی ج 20 «کتاب النکاح » ابواب مقدمات النکاح و... بابهای 79ـ83 85ـ91 141 به بعد ص 160ـ176 246 به بعد غزالی ج 2 ص 48ـ50 64ـ68 زحیلی ج 7 ص 105 332 338 341ـ343).

باه مشروع در چند مورد به عللی از جمله ناسازگاری با عبادت واجب ممنوع شده و مباشرت زوجین در این موارد آثاری از قبیل بطلان عبادت وجوب قضا و کفاره را در پی دارد: 1) بنا بر تمامی مذاهب اسلامی نزدیکی عمدی با همسر هنگام روزة واجب حرام است و موجب بطلان آن و طبق مذاهب عامه در روزة رمضان و به فتوای فقهای شیعه در هر روزة واجب باعث وجوب کفاره نیز می شود (زحیلی ج 2 ص 652ـ678 نجفی ج 16 ص 219ـ223 308ـ309 یزدی ج 2 ص 177ـ179 198 202ـ207 امام خمینی ج 1 ص 281 ص 289 مسئلة 1 خوئی ] بی تا. [ ج 1 ص 254 259). حتی حنبلیان و مالکیان این عمل را در حال فراموشی یا اکراه هم موجب بطلان روزه دانسته اند و حنبلیان به وجوب کفاره (تنها برای شوهر) نیز رأی داده اند (زحیلی ج 2 ص 259 660ـ661 672ـ673 ابن قدامه ج 3 ص 56ـ60). همچنین انجام مقدمات باه با حصول برخی شرایط روزه را باطل و گاه کفاره را هم واجب می کند (یزدی ج 2 ص 179ـ180 198 نجفی ج 16 ص 293ـ294 زحیلی ج 2 ص 254 661 666 670ـ671 676). بعلاوه شیعیان و شافعیان فرد اقدام کننده به این عمل در روزه ماه رمضان را مستوجب تعزیر می دانند (محقق حلی ج 1 ص 175 مسئلة 12 زحیلی ج 2 ص 667 ابواسحاق شیرازی ج 1 ص 190). 2) در زمان اعتکاف در مسجد مباشرت عمدی به نظر همة مذاهب اسلامی و حتی مباشرت ناشی از اشتباه به فتوای فقهای شیعه و مباشرت ناشی از فراموشی یا اکراه به عقیدة برخی مذاهب عامه و نیز انجام دادن برخی از مقدمات باه به فتوای شماری از مذاهب حرام و باطل کنندة اعتکاف است . فقهای شیعه نزدیکی در حال اعتکاف را نیز مشمول کفاره می شمارند (برای تفاصیل احکام و اختلافات مذاهب رجوع کنید به اعتکاف * ). 3) به اتفاق مذاهب اسلامی هنگام احرام در مناسک حج و نیز عمره عمل باه و مقدمات آن حرام است (بقره : 197: فلا' رفث ... فی الحج شهید ثانی ج 2 ص 237 زحیلی ج 3 ص 244). انجام دادن باه در حال احرام حج در بیشتر موارد باعث وجوب کفاره و گاه موجب بطلان حج نیز می شود ولی انجام مقدمات باه از سوی زوجین جز در موارد معدود حج را فاسد نمی کند (دربارة اختلافات میان مذاهب در این باره و نیز دربارة کفارة مزبور رجوع کنید به حج * احرام * زحیلی ج 3 ص 244ـ248 257ـ258 261 ابن قدامه ج 3 ص 315ـ337 377ـ379 513 ـ517 نجفی ج 18 ص 303ـ308 365ـ367 387ـ393 ج 20 ص 349ـ 356 367ـ369 385ـ393). دربارة شرایط بطلان عمره بر اثر انجام باه یا مقدماتش و نیز چگونگی کفارة آن اختلافاتی میان مذاهب مختلف فقهی دیده می شود ( رجوع کنید به حج * احرام * ). 4) طبق همة مذاهب اسلامی مباشرت در زمان عادت ماهانه و نیز دورة پس از وضع حمل (نفاس ) به استناد آیة 222 سورة بقره (با تعبیر کنایی «قرب » و «اعتزال » رجوع کنید به طباطبائی زمخشری ذیل آیه ) و نیز به استناد احادیث حرام است (محقق حلی ج 1 ص 23 نجفی ج 3 ص 225ـ228 ابن قدامه ج 1 ص 314 362 زحیلی ج 1 ص 472 ج 3 ص 552ـ554 ج 7 ص 98ـ99 نیز دربارة جزئیات ممنوعیت مذکور رجوع کنید به همان منابع حکیم ج 3 ص 318ـ319 امام خمینی ج 1 ص 52ـ 53 خوئی ] بی تا. [ ج 1 ص 64 مسئلة 228). بعلاوه نزدیکی عمدی با حایض به نظر مشهور فقهای امامی کفارة آن را برای مرد و به فتوای حنبلیان برای زن نیز در صورت تمکین واجب می کند. حنبلیان مباشرت با نفس'اء را نیز مشمول کفاره می دانند (زحیلی ج 1 ص 474ـ475 ابن قدامه ج 1 ص 350ـ352 نجفی ج 3 ص 230ـ234 یزدی ج 1 ص 339ـ340 364 مسئلة 10 امام خمینی ج 1 ص 52ـ53).

از دیگر ممنوعیتهای باه دربارة زوجین حرمت باه و مقدمات آن پس از ظهار * (زحیلی ج 7 ص 601ـ602 ابن قدامه ج 8 ص 556 566ـ 568 امام خمینی ج 2 ص 355 مسئلة 7 محقق حلی ج 3 ص 49 شهید ثانی ج 6 ص 137ـ139) ولعان * (زحیلی ج 7 ص 580 ابن قدامه ج 9 ص 28ـ34) و نیز هنگام عده در طلاق رجعی (ابواسحاق شیرازی ج 2 ص 103 زحیلی ج 7 ص 439 462ـ463 465ـ467 طلاق * ) به رأی برخی از مذاهب اسلامی در خور اشاره است .

علاوه بر ممنوعیتهای قانونی برخی محدودیتهای اخلاقی نیز در قرآن احادیث و فقه مطرح شده است از جمله دربارة روابط میان زوجین و دیگر افراد موجود در محیط خانواده از قبیل فرزند و خدمتکار که بیشتر ناظر به جنبه های تربیتی است مانند تأکید بر رعایت عفاف و تستر زوجین در باه ( رجوع کنید به کلینی ج 5 ص 499ـ500 حر عاملی ج 20 «کتاب النکاح » ابواب مقدمات ... باب 66ـ67 ص 131ـ135 یزدی ج 2 ص 800 مسئلة 11 نجفی ج 29 ص 58ـ59 امام خمینی ج 2 ص 239 مسئلة 8 موسوعة جمال عبدالناصر فی الفقه الاسلامی ج 8 ص 13) ضرورت اجازه گرفتن (استیذان ) فرزندان و بردگان نابالغ برای حضور نزد والدین یا مالکان خود در اوقات معینی از شبانه روز (به استناد آیة 58 سورة نور و احادیث رجوع کنید به حر عاملی ج 20 «کتاب النکاح » ابواب المقدمات ... باب 121 ص 217ـ218) و مواردی دیگر.

دربارة چگونگی راهبرد قوة باه در موارد مجاز برای زن و شوهر در فقه اسلامی ممنوعیت عمده ای وجود ندارد (دربارة تفاصیل احکام و موارد استثنا شده رجوع کنید به زحیلی ج 3 ص 552 ج 7 ص 98 330ـ331 ابواسحاق شیرازی ج 2 ص 67 ابن قدامه ج 8 ص 131ـ132 نجفی ج 29 ص 103ـ111 خوئی 1404 ج 1 ص 131ـ136). به تصریح فقها (زحیلی ج 3 ص 551 ج 7 ص 98ـ99 331 ابواسحاق شیرازی همانجا یزدی ج 2 ص 802 مسئلة 29 امام خمینی ج 2 ص 242 مسئلة 15) هرگونه مباشرت آنها با یکدیگر در آن موارد جایز است .

4) آثار حقوقی باه مشروع . عمل باه مشروع آثار و احکام ویژة وضعی و تکلیفی دارد که مهمترین آنها عبارت است از: الف ) محرمیت ابدی مرد نسبت به دختران همسر خود (ربائب ) و در نتیجه «حرمت ازدواج وی با هر یک از آنان و اولادشان پس از طلاق یا فوت زن » که به اتفاق همة مذاهب اسلامی بنا به آیة 23 نساء و احادیث این دو حکم وضعی و تکلیفی منوط به تحقق باه شده است (زحیلی ج 7 ص 133 174 ابن قدامه ج 7 ص 473ـ474 شیخ الاسلامی ج 1 ص 51ـ53 یزدی ج 2 ص 829 مسئلة 3 خوئی 1404 ج 1 ص 331 امام خمینی ج 2 ص 277 مسئلة 3 نیز دربارة احکام مشابه در مورد مادر همسر رجوع کنید به خوئی 1404 ج 1 ص 325 زحیلی ج 7 ص 174) ب ) اثبات نسب (الحاق فرزند به شوهر مادرش ) با امکان مباشرت مستند به عقد حتی اگر در موارد ممنوع مانند روزه صورت گرفته باشد و عدم الحاق فرزند به وی با علم به عدم تحقق باه (زحیلی ج 7 ص 675 ابن قدامه ج 9 ص 53ـ56 محقق حلی ج 2 ص 284 نجفی ج 29 ص 243ـ244 ج 31 ص 222ـ224 ج 34 ص 15. دربارة دیگر شرایط الحاق نسب رجوع کنید به نسب * ) ج ) استقرار مالکیت نیمة دوم مهر برای زن با تحقق باه به فتوای تمامی فقها ( رجوع کنید به مهر * زحیلی ج 7 ص 288ـ289 جزیری ج 4 108ـ115 ابن قدامه ج 8 ص 28ـ30 65ـ66 نجفی ج 31 ص 75ـ76 80 امام خمینی ج 2 ص 300 مسئلة 15 خوئی ] بی تا. [ ج 2 ص 272 مسئلة 1350) و نیز حق خودداری زن از تمکین تا زمان دریافت مهر اگر مؤجل نباشد (زحیلی ج 7 ص 280ـ283 شیخ الاسلامی ج 1 ص 140ـ142 نجفی ج 31 ص 41ـ47 خوئی ] بی تا. [ ج 2 ص 273 مسئلة 1362 نیز رجوع کنید به مهر * ) د) وجوب اقسام مختلف عده مانند عدة طلاق فسخ نکاح و موارد دیگر با انجام باه بنا بر همة مذاهب اسلامی (نجفی ج 32 ص 212ـ218 امام خمینی ج 2 ص 335 مسئلة 1 ص 345 مسئلة 8 خوئی ] بی تا. [ ج 2 ص 289 مسئلة 1445 زحیلی ج 7 ص 628 632ـ633 ابن قدامه ج 9 ص 76 80ـ81 عده * ) ه ) استحقاق زن نسبت به نفقه بر اثر تمکین تام وی از جمله آمادگی برای استمتاع در موارد مجاز بر طبق همة مذاهب اسلامی ( رجوع کنید به نفقه * نجفی ج 31 ص 303 گلپایگانی ج 2 ص 189 زحیلی ج 7 ص 789ـ791). البته برخی از فقها پرداخت نفقه را به مجرد وقوع عقد واجب دانسته اند (نجفی ج 31 ص 304ـ309) و) تحقق رجوع زوج در طلاق رجعی با انجام باه در زمان عده به فتوای فقهای امامی و اهل سنت جز شافعیان (زحیلی ج 7 ص 465ـ467 ابواسحاق شیرازی ج 2 ص 104 نجفی ج 32 ص 180ـ181 امام خمینی ج 2 ص 347 مسئلة 1) حتی این امر به فتوای حنفیان حنبلیان و مشهور فقهای شیعه نیاز به قصد رجوع کننده ندارد بلکه صرفا با فعل او رجوع تحقق می یابد ( رجوع کنید به همانجا طلاق * ).

از دیگر آثار فقهی باه می توان اینها را نام برد: وجوب غسل برای عبادت و نیز لزوم رعایت ممنوعیتهای راجع به آن (زحیلی ج 1 ص 362ـ365 ابن قدامه ج 1 ص 278ـ279 نجفی ج 3 ص 25ـ35 خوئی ] بی تا. [ ج 1 ص 46) استحقاق زوجه نسبت به ترافع نزد قاضی با عدم انجام باه در زمان معین در ایلاء * (زحیلی ج 7 ص 546ـ547 550 ابن قدامه ج 8 ص 528ـ529 نجفی ج 33 ص 314ـ316 امام خمینی ج 2 ص 357 مسئلة 2) و نیز در ظهار (زحیلی ج 7 ص 602 نجفی ج 33 ص 164ـ166 امام خمینی ج 2 ص 356 مسئلة 10) شرط بودن تحقق قبلی باه از سوی زوجین در برخی موارد از جمله دربارة شمول احکام «احصان * » برای اجرای حد رجم (ابن قدامه ج 10 ص 126 زحیلی ج 6 ص 41ـ44 نجفی ج 41 ص 269ـ274) و نیز احکام ایلاء به فتوای فقهای امامی (امام خمینی ج 2 ص 357 خوئی ] بی تا. [ ج 2 ص 302 مسئلة 1512 نجفی ج 33 ص 307) و احکام ظهار به فتوای برخی از آنان (امام خمینی ج 2 ص 355 مسئلة 4 خوئی ] بی تا. [ ج 2 ص 300 مسئلة 1504 نجفی ج 33 ص 124).

علاوه بر باه انجام دادن مقدمات مجاز آن در برخی مذاهب اسلامی موجد آثار حقوقی است : خلوت صحیح (یعنی استقرار زوجین در مکانی که استمتاع بدون وجود هیچ مانع طبیعی یا حسی یا شرعی ممکن باشد رجوع کنید به شیخ الاسلامی ج 1 ص 146 زحیلی ج 7 ص 291ـ292 321ـ322) به فتوای تمامی مذاهب عامه جز شافعیان باعث وجوب عده در صورت طلاق و نیز به فتوای حنفیان و حنبلیان موجب استقرار مهر کامل اثبات نسب و وجوب نفقه بر شوهر می شود (جزیری ج 4 ص 517 زحیلی ج 7 ص 292ـ293 323ـ326 465ـ 467 628ـ629 633 شیخ الاسلامی ج 1 ص 146ـ149). گروهی از حنبلیان لمس و تقبیل با شهوت را نیز دارای آثار خلوت صحیح می دانند (ابن قدامه ج 8 ص 66ـ67 زحیلی ج 7 ص 323ـ324).

بنا بر نظر مشهور و چه بسا نظر اجماعی فقهای امامی انجام دادن مقدمات باه از سوی زوجین آثار مزبور را ندارد البته معدودی از آنان با استناد به احادیث خلوت را باعث وجوب عده (محقق حلی ج 3 ص 23 نجفی ج 32 ص 218) و برخی از ایشان خلوت یا سایر استمتاعات را موجب استقرار مهر کامل دانسته اند (محقق حلی ج 2 ص 272 شهید ثانی ج 5 ص 356ـ358 نجفی ج 31 ص 76ـ79). فقهای شیعه همچنانکه حنفیان و مالکیان (زحیلی ج 7 ص 465ـ467) بر آنند که با انجام دادن مقدمات باه از سوی زوج در زمان عدة طلاق رجعی رجوع صورت می گیرد (نجفی ج 32 ص 180ـ182 خوئی ] بی تا. [ ج 2 ص 288 مسئلة 1440 امام خمینی ج 2 ص 347 مسئلة 1).

عمل باه از روی شبهه و نیز در عقد فاسد بنابر مذاهب مختلف اسلامی دارای برخی از آثار ذکر شده برای باه مشروع است از جمله : اثبات نسب (و الحاق کودک به مباشرت کننده ) حرمت مصاهرت وجوب پرداخت مهر و عده (در این باره و نیز دربارة اختلافهای مذاهب مزبور رجوع کنید به جزیری ج 4 ص 115ـ125 زحیلی ج 7 ص 110ـ111 114ـ116 134 351ـ355 687ـ689 ابن قدامه ج 7 ص 342ـ345 483 نجفی ج 292 ص 244ـ256 ج 32 ص 378ـ379 یزدی ج 2 ص 821ـ823 مسئلة 11ـ14).

5) باه نامشروع و آثار آن . در احادیث و فقه اسلامی به موازات اصرار بر آماده بودن محیط خانواده برای استمتاعات مجاز زوجین دربارة روابط میان افراد در خارج از نهاد خانواده در امر باه محدودیتهایی منظور شده و در برخی موارد مانند زنا و لواط ضمانت اجراهای حقوقی و کیفری شدیدی مقرر شده است . زنا که در قرآن و روایات بشدت تقبیح شده ( رجوع کنید به ادامة مقاله بغاء * زنا * ) به دلیل عدم مشروعیت فاقد بیشتر مزایا و آثار حقوقی باه مشروع مانند ثبوت نسب است و علاوه بر آن اثر کیفری شدید دارد و طبق بعضی مذاهب موجب برخی ممنوعیتهای قانونی نیز می شود ( رجوع کنید به بغاء * زنا * ). لواط نیز که در قرآن ( رجوع کنید به ادامة مقاله ) و احادیث ( رجوع کنید به حر عاملی ج 20 «کتاب النکاح » ابواب النکاح المحرم باب 17ـ21 ص 329ـ341 زحیلی ج 6 ص 24) از زشت ترین انواع گناه و فحشا خوانده شده گذشته از آثار کیفری (محقق حلی ج 4 ص 147 جزیری ج 5 ص 139ـ143) به فتوای فقهای امامی و حنبلی موجب حرمت مصاهرت است (برای تفصیل بیشتر و برخی اختلافهای فتوایی رجوع کنید به یزدی ج 2 ص 825ـ826 مسئلة 21 خوئی 1404 ج 1 ص 288ـ289 ابن قدامه ج 7 ص 484 جزیری ج 5 145ـ146). بعلاوه در متون حدیثی و فقهی از سایر انواع نامشروع باه مانند سحق (یا مساحقه رجوع کنید به حر عاملی ج 20 «کتاب النکاح » ابواب النکاح المحرم باب 24 ص 344ـ348 محقق حلی ج 4 ص 147ـ148 امام خمینی ج 2 ص 470 مسئلة 9 زحیلی ج 6 ص 24 جزیری ج 5 ص 152) و خود ارضایی جنسی یا استمناء ( موسوعة جمال عبدالناصر فی الفقه الاسلامی ج 8 ص 77ـ82 زحیلی ج 6 ص 25 ابواسحاق شیرازی ج 2 ص 270 نجفی ج 41 ص 647ـ649 امام خمینی ج 2 ص 497) و غیره که بشدت نهی شده است آثاری از جمله تعزیر و حد دارد. همچنین هر یک از اقسام باه نامشروع به فتوای برخی از مذاهب همانند باه مشروع موجب بطلان عبادات می شود ( رجوع کنید به منابع مذکور دربارة ممنوعیتهای باه مشروع در این مقاله موسوعة جمال عبدالناصر فی الفقه الاسلامی ج 8 ص 82 ـ91).

علاوه بر باه مقدمات شهوت آمیز آن مانند نظر لمس و جز آن نیز در خارج از نهاد خانواده ممنوع شده و در بسیاری موارد روابط مزبور حتی اگر مقرون با شهوت نباشد منع شده است . بویژه در قرآن (نور: 30 و 31) و احادیث (حر عاملی ج 20 «کتاب النکاح » ابواب مقدمات النکاح و... باب 104 108ـ109 ص 190ـ195 199ـ200 غزالی ج 3 ص 109ـ111) بر احتراز از نظر به اجنبی (مرد به زن یا زن به مرد) تأکید شده و پیشوایان دین علیهم السلام نگاه شهوت آمیز را زنای چشم تیر شیطان و... خوانده اند. بر این اساس در فقه اسلامی نگاه مرد به بدن زن نامحرم و نیز نگاه زن به بدن مرد نامحرم حتی با عدم شهوت و ریبه (= ترس از ارتکاب فحشا یا تمایل به آن ) ممنوع شده است (دربارة اختلافات موجود و تفاصیل مطلب رجوع کنید به بحرانی ج 23 ص 52ـ 58 حکیم ج 14 ص 26ـ32 ابواسحاق شیرازی ج 2 ص 35 زحیلی ج 3 ص 561ـ562 ج 7 ص 18ـ19 حجاب * ). محدودیت مهم دیگر در این باره وجوب ستر برای زن در برابر نامحرم و در عرصة جامعه است که فلسفة مهم تشریع آن پیشگیری از طغیان و انحراف قوة باه بیان شده است ( رجوع کنید به حجاب * مطهری 1372 ش ص 83ـ95 یزدی ج 1 ص 550 ج 2 ص 807 مسئلة 51 خوئی 1404 ج 1 ص 54ـ64 زحیلی ج 7 ص 336 جزیری ج 1 ص 191ـ192). از دیگر ممنوعیتهای زن و مرد نامحرم باید به حرمت لمس خلوت تقبیل و نیز کراهت یا حرمت دست دادن حتی در موارد عدم تلذذ اشاره کرد (زحیلی ج 3 ص 567 569 ج 7 ص 24 یزدی ج 2 ص 804ـ805 مسئلة 40ـ41 49 حر عاملی ج 20 «کتاب النکاح » ابواب المقدمات ... باب 99 ص 185ـ186 باب 115 ص 207ـ209 باب 117ـ 118 ص 210ـ214 باب 131ـ132 ص 234ـ236 و ابواب النکاح المحرم باب 13ـ14 ص 324ـ326).

بنا بر متون اخلاقی و فقهی تأکید اسلام بر رعایت حکم «حرمت نظر و چشم چرانی » بیشتر متوجه مرد و «ستر و پوشش » بیشتر متوجه زن است به عقیدة برخی (مطهری 1372 ش ص 88 144ـ145) این امر ناشی از اختلافی اساسی و ماهوی است که نسبت به نحوة تحریک پذیری قوة باه میان زن و مرد وجود دارد. ازینرو زن علاوه بر پوشش مکلف به احتراز از هر گونه عمل تحریک آمیز در محیط جامعه از قبیل تبرج (= زینت نمایی احزاب : 33) و ایجاد صدای مهیج (احزاب : 32: «فلا تخضعن بالقول...») نیز شده است (زحیلی ج 7 ص 336 یزدی ج 2 ص 804 مسئلة 39 خوئی 1404 ج 1 ص 99ـ102).

هر چند که محدودیتهای یادشده برای افراد بالغ است برای پیشگیری از انحراف قوة باه و به منظور رعایت اصول تربیتی (خوئی 1404 ج 1 ص 89) در منابع فقهی به تبع روایات (حر عاملی ج 20 «کتاب النکاح » ابواب مقدمات ... باب 127ـ 128 ص 229ـ231) محدودیتهایی برای کودکان نابالغ نیز آمده که اولیای آنان یا افراد دیگر مکلف به رعایت آن شده اند از جمله : وجوب جدا کردن کودکان در خوابگاههایشان بعد از شش یا ده سالگی (یزدی ج 2 ص 805 مسئلة 44 خوئی 1404 ج 1 ص 110ـ111 زحیلی ج 3 ص 570) حرمت نظر شهوت آمیز بالغ به نابالغ و برعکس بنا بر همة مذاهب اسلامی (یزدی ج 2 ص 803 مسئلة 35 نجفی ج 29 ص 82 خوئی 1404 ج 1 ص 89ـ90 ابن قدامه ج 7 ص 462) و حتی حرمت نظر بالغ به کودک ممیز یا نزدیک به بلوغ (مراهق رجوع کنید به زحیلی ج 7 ص 18ـ19 ابن قدامه ج 7 ص 458 ابواسحاق شیرازی ج 2 ص 36 نجفی ج 29 ص 84ـ85) و نیز وجوب تستر زن از پسر ممیز (به استناد آیة 31 سورة نور: «... اوالطفل الذین لم یظهروا...» زحیلی ج 7 ص 19 ابن قدامه همانجا ابواسحاق شیرازی همانجا نجفی ج 29 ص 82).

انجام دادن برخی از مقدمات شهوت آمیز باه نامشروع از جمله نظر لمس و تقبیل بنا بر فتوای حنفیان و برخی از حنبلیان (زحیلی ج 7 ص 134 ابن قدامه ج 7 ص 487ـ 488 جزیری ج 4 ص 64ـ65) و فقهای امامی (در مواردی معدود رجوع کنید به یزدی ج 2 ص 833 مسئلة 37 خوئی 1404 ج 1 ص 406ـ409) موجب حرمت مصاهرت مباشرت کننده می شود و بعلاوه به نظر برخی مذاهب اسلامی در بعضی موارد مشمول کیفر تعزیر نیز می شود (امام خمینی ج 2 ص 459 مسئلة 16 زحیلی ج 6 ص 38). همچنین به رأی مذاهب عامه لمس زن و مرد اجنبی با شهوت و به عقیدة شافعیان حتی بدون شهوت هم موجب نقض وضو می شود (زحیلی ج 1 ص 274ـ277 ابن قدامه ج 1 ص 186ـ193).

منابع : علاوه بر قرآن ابن سینا الاشارات و التنبیهات مع الشرح لنصیرالدین محمدبن محمدبن حسن طوسی تهران 1377ـ1379 ابن قدامه المغنی بیروت 1403/1983 ابن منظور لسان العرب چاپ علی سیری بیروت 1412/1992 ابراهیم بن علی ابواسحاق شیرازی المهذب فی فقه الامام الشافعی بیروت 1379/1959 محمدبن احمد ازهری تهذیب اللغة قاهره 1964ـ1967 مهدی الهی قمشه ای حکمت الهی تهران ] بی تا. [ یوسف بن احمد بحرانی الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهرة قم 1363ـ1367 ش عبدالرحمن جزیری کتاب الفقه علی المذاهب الاربعة استانبول 1404/1984 اسماعیل بن حماد جوهری الصحاح : تاج اللغة و صحاح العربیة چاپ عبدالغفور عطار قاهره 1376 چاپ افست بیروت 1407 مصطفی بن عبدالله حاجی خلیفه کشف الظنون عن اسامی الکتب والفنون بیروت 1410/1990 محمدبن حسن حر عاملی وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة قم 1409ـ1412 محسن حکیم مستمسک العروة الوثقی بیروت 1390ـ1391 روح الله خمینی رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران تحریرالوسیله قم 1366 ش ابوالقاسم خوئی مستندالعروة الوثقی تقریرات درس به قلم محمدتقی خوئی نجف 1404/1984 همو منهاج الصالحین بیروت ] بی تا. [ ویلیام جیمز دورانت لذات فلسفه ترجمة عباس زریاب خوئی تهران 1350 ش علی اکبر دهخدا لغت نامه زیر نظر محمد معین تهران 1325ـ1361 ش وهبه مصطفی زحیلی الفقه الاسلامی وادلته دمشق 1409/1989 محمودبن عمر زمخشری الکشاف عن حقائق التنزیل وعیون الاقاویل فی وجوه التاویل قاهره 1373/1953 محمدپادشاه بن غلام محیی الدین شاد آنندراج : فرهنگ جامع فارسی چاپ محمد دبیرسیاقی تهران 1363 ش زین الدین بن علی شهید ثانی الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة چاپ محمد کلانتر بیروت 1403/1983 اسعد شیخ الاسلامی احوال شخصیه ج 1 تهران 1370 ش محمدبن ابراهیم صدرالدین شیرازی الحکمة المتعالیة فی الاسفارالعقلیة الاربعة قم ] بی تا. [ محمدحسین طباطبائی المیزان فی تفسیرالقرآن بیروت 1390ـ1394/1971ـ1974 فضل بن حسن طبرسی مجمع البیان فی تفسیرالقرآن چاپ احمد عارف زین صیدا 1331ـ1356/ 1914ـ 1937 فخرالدین بن محمد طریحی مجمع البحرین چاپ احمد حسینی تهران 1362 ش علی بن ابی طالب (ع ) امام اول نهج البلاغة چاپ صبحی صالح قاهره 1411/1991 کیکاوس بن اسکندر عنصرالمعالی قابوس نامه چاپ غلامحسین یوسفی تهران 1364 ش محمدبن محمد غزالی احیاء علوم الدین بیروت 1406/1986 خلیل بن احمد فراهیدی کتاب العین چاپ مهدی مخزومی و ابراهیم سامرایی قم 1409ـ1410 محمدبن یعقوب فیروزآبادی القاموس المحیط بیروت 1407/1987 محمدبن شاه مرتضی فیض کاشانی المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء چاپ علی اکبر غفاری بیروت 1403/ 1983 احمدبن محمد فیومی المصباح المنیرفی غریب الشرح الکبیر بیروت ] بی تا. [ محمدبن احمد قرطبی الجامع لاحکام القرآن قاهره 1387/1967 محمدبن یعقوب کلینی الکافی چاپ علی اکبر غفاری بیروت 1401 محمدرضا گلپایگانی مجمع المسائل ج 2 قم 1364 ش محمدباقربن محمدتقی مجلسی بحارالانوار بیروت 1403/1983 همو مرآة العقول فی شرح اخبار آل الرسول تهران 1363 ش جعفربن حسن محقق حلی شرایع الاسلام فی مسائل الحلال والحرام چاپ افست قم 1408 مرتضی مطهری اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب تهران 1348 ش همو مسألة حجاب تهران 1372 ش محمد معین فرهنگ فارسی تهران 1363 ش موسوعة جمال عبدالناصر فی الفقه الاسلامی ج 8 قاهره 1391 محمدحسن نجفی جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام بیروت 1981 احمدبن محمد مهدی نراقی کتاب معراج السعاده تهران ] بی تا. [ مهدی بن ابی ذر نراقی جامع السعادات بیروت 1408/ 1988 محمدبن محمدنصیرالدین طوسی اخلاق محتشمی چاپ محمدتقی دانش پژوه تهران 1361 ش همو اخلاق ناصری چاپ مجتبی مینوی و علیرضا حیدری تهران 1369 ش محمدکاظم بن عبدالعظیم یزدی العروة الوثقی بیروت 1404/1984 تهران ] بی تا. [ .

/ رضا هاشمی / بنياد دايرة المعارف اسلامي

Personal tools