شماره 66911/96 16/7/1383
حضرت حجتالاسلاموالمسلمين
جناب آقاي سيدمحمد خاتمي
رياست محترم جمهوري اسلامي ايران
لايحه برنامه چهارم
توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايرانكه از سوي دولت به
شماره 59515 مورخ 22/10/1382 به مجلس شوراي اسلامي تقديم و در جلسه علني
روز چهارشنبه مورخ 11/6/1383 مجلس با اصلاحاتي تصويب شد و پس از ارجاع به
شوراي محترم نگهبان و طرح در مجمع تشخيص مصلحت نظام، ابلاغ آن به دولت
مورد تأييد مقام معظم رهبري قرار گرفت، دراجراي اصل يكصد و بيست و سوم
(123) قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران به پيوست ارسال ميگردد.
جداول مصوب متعاقباً ارسال ميشود.
رئيس مجلس شوراي اسلامي ـ غلامعلي حدادعادل
شماره 40392 25/7/1383
سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور
قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران كه در جلسه علني روز چهارشنبه مورخ يازدهم شهريورماه يكهزار و سيصد و هشتاد و سه مجلس شوراي اسلامي تصويب و پس از ارجاع به شوراي نگهبان و رسيدگي مجمع تشخيص مصلحت نظام و موافقت مقام معظم رهبري با پيشنهاد مجمع طي نامه شماره 66911/96 مورخ 16/7/1383 مجلس شوراي اسلامي واصل گرديده است، به پيوست جهت اجراء ابلاغ ميگردد.
رئيس جمهور ـ سيدمحمد خاتمي
قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران
بخش اول ـ رشد اقتصاد ملي دانائيمحور در تعامل با اقتصاد جهاني
فصل اول ـ بسترسازي براي رشد سريع اقتصادي
ماده 1ـ
بهمنظور ايجاد ثبات در ميزان استفاده از عوايد ارزي حاصل از نفت در برنامه
چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران و تبديل
دارائيهاي حاصل از فروش نفت به ديگر انواع ذخاير و سرمايهگذاري و
فراهمكردن امكان تحقق فعاليتهاي پيشبينيشده در برنامه، دولت مكلف است
با ايجاد «حساب ذخيره ارزي حاصل از عوايد نفت» اقدامهاي زير را معمول دارد
:
الف ـ از سال 1384 مازاد عوايد حاصل از نفت نسبتبه ارقام پيشبينيشده
در جدول شماره (8) اين قانون در حساب سپرده دولت نزد بانك مركزي جمهوري
اسلامي ايران تحت عنوان «حساب ذخيره ارزي حاصل از عوايد نفت» نگهداري
ميشود.
ب ـ معادل مانده «حساب ذخيره ارزي حاصل از عوايد نفت خام» موضوع
ماده(60) قانون برنامه سوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري
اسلامي ايران مصوب 17/1/1379 با اصلاحات آن در پايان سال 1383 و همچنين
مانده مطالبات دولت از اشخاص ناشي از تسهيلات اعطائي از محل موجودي حساب
يادشده در ابتداي سال 1384 از طريق شبكه بانكي به «حساب ذخيره ارزي حاصل
از عوايد نفت» واريز ميگردد.
ج ـ استفاده از وجوه
حساب ذخيره ارزي براي تأمين مصارف بودجه عمومي دولت صرفاً درصورت كاهش
عوايد ارزي حاصل از نفت نسبتبه ارقام جدول شماره(8) اين قانون و عدم
امكان تأمين اعتبارات مصوب از محل ساير منابع درآمدهاي عمومي و واگذاري
دارائيهاي مالي مجاز خواهد بود. در چنين صورتي، دولت ميتواند در فواصل
زماني سه ماهه از موجودي حساب ذخيره ارزي پرداخت نمايد. معادل ريالي اين
وجوه بهحساب درآمد عمومي دولت واريز ميگردد. استفاده از حساب ذخيره ارزي
براي تأمينكسري ناشي از عوايد غيرنفتي بودجه عمومي ممنوع است.
دـ به دولت اجازه داده ميشود حداكثر معادل پنجاه درصد (50%) مانده
موجودي حساب ذخيره ارزي براي سرمايهگذاري و تأمين بخشي از اعتبار موردنياز
طرحهاي توليدي و كارآفريني صنعتي، معدني، كشاورزي، حمل و نقل، خدمات
(ازجملهگردشگري و...)، فناوري و اطلاعات و خدمات فني ـ مهندسي بخش
غيردولتي كه توجيه فني و اقتصادي آنها به تأييد وزارتخانههاي تخصصي ذيربط
رسيده است از طريق شبكه بانكي داخلي و بانكهاي ايراني خارج از كشور
بهصورت تسهيلات با تضمين كافياستفاده نمايد.
هـ ـ حداقل ده درصد (10%) از منابع قابل تخصيص حساب ذخيره ارزي به
بخش غيردولتي دراختيار بانك كشاورزي قرار ميگيرد تا بهصورت ارزي، ريالي
جهت سرمايهگذاري در طرحهاي موجه بخش كشاورزي وسرمايه درگردش طرحهايي كه
با هدف توسعه صادرات انجام ميشود توسط بانك كشاورزي دراختيار بخش
غيردولتي قرار گيرد.
اصل و سود اين تسهيلات بهصورت ارزي به حساب ذخيره ارزي واريز
ميگردد.
و ـ استفاده از وجوه حساب ذخيره ارزي موضوع اين ماده صرفاً در قالب
بودجههاي سنواتي مجاز خواهد بود.
زـ آييننامه اجرايي اين ماده به پيشنهاد سازمان مديريت و
برنامهريزي كشور، بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران و وزارت امور اقتصادي و
دارايي تهيه و قبل از لازمالاجراشدن اين قانون بهتصويب هيأت وزيران
خواهد رسيد.
ماده2ـ بهمنظور برقراري انضباط مالي و بودجهاي در طي
سالهاي برنامه :
الف ـ دولت مكلف است سهم اعتبارات هزينهاي تأمين شده از محل
درآمدهاي غيرنفتي دولت را بهگونهاي افزايش دهد كه تا پايان برنامه
چهارم، اعتبارات هزينهاي دولت بهطور كامل از طريق درآمدهاي مالياتي و
ساير درآمدهاي غيرنفتي تأمينگردد.
ب ـ تأمين كسري بودجه از طريق استقراض از بانك مركزي جمهوري اسلامي
ايران و سيستم بانكي ممنوع ميباشد.
ماده3ـ بهمنظور به حداكثر رساندن بهرهوري از منابع
تجديدناپذير انرژي، شكلدهي مازاد اقتصادي، انجام اصلاحات اقتصادي،
بهينهسازي و ارتقاء فناوري در توليد، مصرف و نيز تجهيزات و تأسيسات
مصرفكننده انرژي و برقراري عدالت اجتماعي، دولت مكلف است ضمن
فراهمآوردن مقدمات ازجمله گسترش حمل و نقل عمومي و عملياتيكردن
سياستهاي مستقيم جبراني اقدامهاي ذيل را از ابتداي برنامه چهارم به اجرا
گذارد:
الف ـ نسبتبه قيمتگذاري نفت كوره، نفت گاز و بنزين برمبناي قيمتهاي
عمدهفروشي خليج فارس، اقدام كرده و از محل منابع حاصله اقدامات ذيل را
بهعملآورد:
1 ـ كمك مستقيم و جبراني ازطريق نظام تأمين اجتماعي به اقشار
آسيبپذير.
2 ـ مقاومسازي ساختمانها و مسكن شهري و روستائي در مقابل زلزله و
بهينهسازي ساخت وسازها در مصرف انرژي.
3ـ كمك به گسترش و بهبود كيفيت حمل و نقل عمومي (درون شهري و
برونشهري، راهآهن و جادهاي)، توليد خودروهاي دوگانه سوز و همچنين توسعه
عرضه گاز طبيعي فشرده با قيمتهاي يارانهاي به حمل ونقل عمومي درون
شهري.
4 ـ كاهش نقاط حادثهخيز جادهاي و تجهيز شبكه فوريتهاي پزشكي
پيشبيمارستاني وبيمارستاني كشور.
5 ـ اجراي طرحهاي بهينهسازي و كمك به اصلاح و ارتقاء فناوري وسايل،
تجهيزات كارخانجات و سامانههاي مصرف كننده انرژي در جهت كاهش مصرف انرژي
و آلودگي هوا و توانمندسازي مردم در كاربرد فناوريهاي كم مصرف.
تبصره1ـ نفت گاز براي تأمين آب بخش كشاورزي با قيمت
نفت سفيد يارانهاي بهصورت سهميهاي عرضه خواهد شد.
تبصره2ـ درمورد مصرف نفت گاز ماشينآلات بخش كشاورزي،
هر ساله معادل يارانه مربوطه در اختيار وزارت جهاد كشاورزي قرار ميگيرد تا
براساس آئيننامهاي كه بهپيشنهاد وزارت جهاد كشاورزي و سازمان مديريت و
برنامهريزي كشور بهتصويب هيأت وزيران ميرسد دراختيار بخش كشاورزي قرار
گيرد.
ب ـ قيمت گاز طبيعي براي صنايع برمبناي كمترين سطح قيمت آن در
صنايعكشورهاي همجوار، توسط دولت در ابتداي برنامه تعيين ميشود.
ج ـ در انرژي برق از خانوارهاي كم مصرف حمايت صورت گيرد.
تبصره ـ عرضه نفت سفيد و گاز مايع براي مصارف تجاري
و صنعتي به قيمت بدون يارانه (مطابق روال بند «الف» اين ماده) خواهد بود.
د ـ آئيننامه اجرايي اين تبصره به تصويب هيأت وزيران خواهد رسيد.
ماده4ـ برقراري هرگونه تخفيف، ترجيح و يا معافيت از
پرداخت ماليات (اعم از مستقيم ياغيرمستقيم) و حقوق ورودي علاوه بر آنچه
كه در قوانين مربوطه تصويب شده است براي اشخاص حقيقي و حقوقي ازجمله
دستگاههاي موضوع ماده (160) اين قانون در طي سالهاي اين برنامه ممنوع
ميباشد.
ماده5ـ بهمنظور تحقق اهداف و شاخصهاي كمّي مربوط به
ارتقاء بهرهوري كل عوامل توليد مندرج در جدول شماره 2ـ2 (بخش هفتم اين
قانون):
الف ـ تمام دستگاههاي اجرايي ملي و استاني مكلفند در تدوين اسناد
ملي، بخشي، استاني و ويژه سهم ارتقاء بهرهوري كل عوامل توليد در رشد توليد
مربوطه را تعيين كرده و الزامات و راهكارهاي لازم براي تحقق آنها را براي
تحول كشور از يك اقتصادي نهادهمحور به يك اقتصاد بهرهورمحور باتوجه به
محورهاي زير مشخص نمايند بهطوريكه سهم بهرهوري كل عوامل در رشد توليد
ناخالص داخلي حداقل بهسيويكوسهدهم درصد (3/31%) برسد:
1ـ هدفگذاريهاي هر بخش و زير بخش با شاخصهاي ستانده به نهاده
مشخصگردد بهطوريكه متوسط رشد سالانه بهرهوري نيروي كار، سرمايه و كل
عوامل توليد به مقادير حداقل 5/3، 1 و 5/2 درصد برسد.
2ـ سهم رشد بهرهوري كل عوامل و اهداف بهرهوري نيروي كار، سرمايه
بخشها و زيربخشهاي كشور براساس همكاري دستگاههاي اجرائي كشور و انجمنهاي
علمي و صنفي مربوطه و توافق سازمان مديريت و برنامهريزي كشور تعيين
ميگردد.
ب ـ سازمان مديريت و برنامهريزي كشور مكلف است نسبتبه بررسي عملكرد
دستگاههاي اجرائي در زمينه شاخصهاي بهرهوري و رتبهبندي دستگاههاي اجرايي
اقدام نموده و تخصيص منابع مالي برنامه چهارم توسعه و بودجههاي سنواتي
را باتوجه به برآوردهاي مربوط به ارتقاء بهرهوري كل عوامل توليد و همچنين
ميزان تحقق آنها بهعمل آورده و نظام نظارتي فعاليتها، عمليات و عملكرد
مديران و مسؤولين را براساس ارزيابي بهرهوري متمركز نمايد.
ج ـ بهمنظور تشويق واحدهاي صنعتي، كشاورزي، خدماتي دولتي و غيردولتي
و در راستاي ارتقاء بهرهوري با رويكرد ارتقاء كيفيت توليدات و خدمات و تحقق
راهبردهاي بهرهوري در برنامه، به دولت اجازه داده ميشود جايزه ملي
بهرهوري را با استفاده از الگوهاي تعالي سازماني طراحي و توسط سازمان ملي
بهرهوري ايران طي سالهاي برنامه چهارم به واحدهاي بهرهور در سطوح مختلف
اهدا نمايد.
دـ آئيننامه اجرائي اين ماده متضمن چگونگي تدوين شاخصهاي مؤثر در سنجش
بهرهوري در دستگاههاي اجرائي، به پيشنهاد سازمان مديريت و برنامهريزي كشور
بهتصويب هيأت وزيران ميرسد.
ماده6ـ درچارچوب سياستهاي كلي برنامه چهارم توسعه
اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران از جمله موارد مشمول در صدر
اصل چهل و چهارم (44) قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، بهمنظور تداوم
برنامه خصوصيسازي و توانمندسازي بخش غيردولتي در توسعه كشور به دولت
اجازه داده ميشود:
از همه روشهاي امكانپذير، اعم از مقرراتزدايي، واگذاري مديريت (نظير
اجاره، پيمانكاري عمومي و پيمان مديريت) و مالكيت (نظير اجاره به شرط
تمليك، فروش تمام يا بخشي از سهام، واگذاري اموال) تجزيه بهمنظور
واگذاري، انحلال و ادغام شركتها استفاده شود.
ماده7ـ بهمنظور ساماندهي و استفاده مطلوب از امكانات
شركتهاي دولتي و افزايش بازدهي و بهرهوري و اداره مطلوب شركتهائي كه
ضروري است در بخش دولتي باقي بمانند و نيز فراهم كردن زمينه واگذاري
شركتهائي كه ادامه فعاليت آنها در بخش دولتي غيرضروري است به بخش
غيردولتي، به دولت اجازه داده ميشود نسبتبه واگذاري، انحلال، ادغام و
تجديد سازمان شركتهاي دولتي، اصلاح و تصويب اساسنامه شركتها، تصويب
آئيننامههاي مالي و معاملاتي، تصويب آئيننامههاي استخدامي و بيمه،
بارعايت مقررات و قوانين مربوط و جابه جائي و انتقال وظايف، نيروي
انساني، سهام و دارائيهاي شركتهاي دولتي و شركتهاي وابسته به آنها با
رعايت موارد ذيل اقدام كند:
الف ـ كليه امور مربوط به سياستگذاري و اعمال وظايف حاكميت دولت تا
پايان سال دوم برنامه از شركتهاي دولتي منفك و به وزارتخانهها و مؤسسات
دولتي تخصصي ذيربط محول ميگردد.
ب ـ شركتهاي دولتي صرفاً در قالب شركتهاي مادرتخصصي و شركتهاي
عملياتي (نسل دوم) سازماندهي شده و زير نظر مجمع عمومي در چارچوب اساسنامه
شركت اداره خواهند شد. اينگونه شركتها از نظر سياستها و برنامههاي بخشي
تابع ضوابط و مقررات وزارتخانههاي تخصصي مربوطه خواهند بود.
تبصره 1 ـ تشكيل شركتهاي دولتي صرفاً با تصويب مجلس
شوراي اسلامي مجاز است و تبديل شركتهائي كه سهام شركتهاي دولتي در آنها
كمتر از پنجاه درصد (50%) است به شركت دولتي ممنوع است.
تبصره 2 ـ مشاركت و سرمايهگذاري شركتهاي دولتي
بهاستثناي بانكها، مؤسسات اعتباري و شركتهاي بيمه در ساير شركتهاي موضوع
اين ماده مستلزم كسب مجوز از هيأتوزيران است.
تبصره 3 ـ شركتهايي كه سهم دولت و شركتهاي دولتي در
آنها كمتر از پنجاه درصد (50%) است، غيردولتي بوده و مشمول قوانين و مقررات
حاكم بر شركتهاي دولتي نميباشند.
تبصره 4 ـ دولت مكلف است حداكثر ظرف مدت دو سال پس
از شروع اجراي برنامه چهارم توسعه، بنا به پيشنهاد سازمان مديريت و
برنامهريزي كشور، شركتهايي كه ماهيت حاكميتي دارند، به شكل سازماني مناسب
تغيير وضعيت داده و به دستگاه اجرائي مرتبط منتقل نمايد.
تبصره 5 ـ شركتهاي دولتي كه تا ابتداي سال 1383 بنا
به تشخيص سازمان مديريت و برنامهريزي كشور و وزرات امور اقتصادي و دارائي
راكد و غيرفعال بودهاند، اجازه شروع فعاليت ندارند و منحل اعلام ميشوند.
تبصره 6 ـ دولت موظف است تا پايان سال اول برنامه
كليه دفاتر و شعب شركتهاي دولتي مستقر در خارج از كشور را منحل نمايد. موارد
ضروري بنابهپيشنهاد وزارت امور اقتصادي و دارائي و سازمان مديريت و
برنامهريزي كشور بهتصويب شوراي عالي اداري خواهد رسيد.
ج ـ شركتهاي دولتي كه با تصويب هيأت وزيران مشمول واگذاري به بخش
غيردولتي ميشوند صرفاً طي مدت تعيين شده در هيأت واگذاري براي واگذاري
مشمول مقررات حاكم بر شركتهاي دولتي نخواهند بود و در چارچوب قانون تجارت
اداره ميشوند.
د ـ ادامه فعاليت شركتهاي دولتي تنها در شرايط زير ممكن است:
1 ـ فعاليت آنها انحصاري باشد.
2 ـ بخش غيردولتي انگيزهاي براي فعاليت در آن زمينه را نداشته باشد.
هـ ـ تبديل وضعيت كاركنان شركتهاي موضوع تبصره (4) بند (ب) اين ماده
با رعايت حقوق مكتسبه به وزارتخانهها و مؤسسات دولتي در قالب آئيننامهاي
خواهد بود كه بهتصويب هيأت وزيران خواهد رسيد.
وـ نقل و انتقال سهام در ارتباط با اجراي اين ماده (ناشي از ادغام،
انحلال و تجديد سازمان) از پرداخت ماليات معاف است.
زـ حق مالكيت دولت در شركتهاي مادر تخصصي (بهاستثناء شركتهائي كه
رياست مجمع آنها با رئيس جمهور است) ازطريق وزارت امور اقتصادي و دارائي يا
سازمان مالكيت شركتهاي دولتي كه به استتناد اين قانون زيرنظر رئيس جمهور
تشكيل خواهد شد (بهتشخيصدولت) اعمال شود، دولت مكلف است نسبتبه اصلاح
اساسنامه اينگروه شركتها به نحو مقتضي اقدام قانوني نمايد. بار مالي
احتمالي تشكيل سازمان مذكور از رديفهاي متمركز دراختيار رئيس جمهور تأمين
ميگردد. كليه شركتهائي كه شمول قانون بر آنها مستلزم ذكر نام يا تصريح
نام بوده و يا داراي قانون خاص هستند مشمول اين بند ميباشند.
تبصره ـ اساسنامه اين سازمان با پيشنهاد سازمان
مديريت و برنامهريزي كشور بهتصويب هيأت وزيران خواهد رسيد.
ح ـ شركتهاي مادر تخصصي نيز با رعايت اصل چهل و چهارم (44) قانون
اساسي جمهوري اسلامي ايران قابل واگذاري هستند و مشاركت بخشهاي خصوصي و
تعاوني در آنها مجاز است. نحوه و روش مشاركت بخشهاي خصوصي و تعاوني در
شركتهاي مادر تخصصي بنا به پيشنهاد مجمع عمومي شركت ذيربط و تأييد هيأت
عالي واگذاري بهتصويب هيأت وزيران خواهد رسيد.
ط ـ دولت مكلف است حداكثر تا سال سوم برنامه، نسبتبه اصلاح ساختار
و سودآوري شركتهاي دولتي كه بهاستناد صورتهاي مالي سال اول برنامه
زيانده هستند اقدام و در غيراين صورت آنها را منحل كند.
ي ـ در كليه مواردي كه به موجب قوانين، اجازه تصويب اساسنامه
سازمانها، شركتها، مؤسسات دولتي و وابسته به دولت ازجمله دستگاههاي موضوع
ماده (160) اين قانون و همچنين نهادها و مؤسسات عمومي غيردولتي به دولت
داده شده است، اصلاح و تغيير اساسنامه با پيشنهاد دستگاه ذيربط و تأييد
سازمان مديريت و برنامهريزي كشور با هيأت وزيران ميباشد.
تبصره ـ هيأت دولت موظف است تا پايان سال دوم
برنامه اساسنامه كليه بانكها و شركتهاي دولتي موضوع اين بند را براساس
پيشنهاد سازمان مديريت و برنامهريزي كشور بهنحوي اصلاح نمايد كه اختيارات
و چگونگي انتخاب اعضاي هيأتمديره و مديرعامل و بازرسان با رعايت مواد
(107)، (108)، (116)، (118)، (119)، (124) و (125) قانون تجارت مصوب 24/12/1347
همسان گردد.
ك ـ مفاد ماده (62) قانون برنامه سوم توسعه در مورد كليه شركتهاي
دولتي ازجمله شركتهايي كه صددرصد (100) سهام آنها متعلق به دولت و
شركتهاي تابعه و وابسته بهآنها و شركتهائي كه شمول قانون بر آنها مستلزم
ذكر نام يا تصريح نام است نافذ بوده و درصورتيكه تجديد ارزيابي دارائيهاي
آنها مطابق ماده مزبور انجام شده باشد از زمان تجديد ارزيابي قابل اعمال در
حسابهاي مربوط ميباشد و شركتهائي كه تجديد ارزيابيآنها در دوران برنامه
سوم توسعه ميسر نشده باشد، مجازند تا آخر سال دوم برنامه چهارمتوسعه براي
يك بار طبق مفاد ماده فوقالذكر نسبتبه تجديد ارزيابي دارائيهاي ثابت خود
اقدام نمايند.
ل ـ مقررات (آئيننامهها و دستورالعملهاي) مغاير با تصميمات هيأت
وزيران درچارچوب اختيارات موضوع اين ماده ملغيالاثر است.
م ـ دولت موظف است منابع لازم جهت اجراي بخش انرژيهاي نو موضوع
ماده(62) قانون تنظيم بخشي از مقررات مالي دولت مصوب 27/11/1380 را از محل
بند(الف) ماده (3) برنامه تأمين نمايد.
ن ـ به دولت اجازه داده ميشود نسبتبه واگذاري مالكيت املاك،
تأسيسات، ماشينآلات و هرگونه مالكيت مربوط به تأسيسات آب و فاضلاب كه
دراختيار و تصرف شركتهاي آب و فاضلابي است كه قبل يا بعد از تشكيل شركتهاي
مذكور ايجاد و دراختيار و تصرف آنها قرار گرفته يا خواهد گرفت به شركتها اقدام
نمايد.
در اين خصوص شركتهاي آب و فاضلاب بهعنوان دستگاه بهرهبردار تلقي
گرديده و مواد (32) و (33) قانون برنامه و بودجه مصوب 10/12/1351 درمورد آنها
قابلاجرا است.
س ـ كليه دستگاههاي اجرائي موضوع ماده (160) اين قانون مشمول مفاد
اين ماده ميباشند.
ماده 8 ـ وجوه حاصل از فروش سهام شركتهاي دولتي در
حساب خاصي نزد بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران به نام خزانهداري كل
كشور، متمركز و به شرح زير اختصاص و بهحسابهاي مربوط منتقل ميگردد:
الف ـ معادل بيست درصد (20%) بهعنوان عليالحساب ماليات بر عملكرد
شركت مادر تخصصي ذيربط يا شركتهاي تحت پوشش آن (حساب درآمد عمومي كشور).
ب ـ معادل ده درصد (10%) بهعنوان عليالحساب سود سهم دولت در شركت
مادر تخصصي ذيربط (حساب درآمد عمومي كشور).
ج ـ معادل هفتاد درصد (70%) به حساب شركت مادر تخصصي ذيربط براي موارد
ذيل :
1 ـ پرداخت ديون شركت مادر تخصصي به دولت (وزارتخانهها، مؤسسات دولتي
و خزانهداري كل كشور).
2 ـ آمادهسازي، بهسازي و اصلاح ساختار شركتهاي دولتي براي واگذاري.
3 ـ كمك به تأمين هزينههاي تعديل نيروي انساني و آموزشهاي فني و
حرفهاي (مهارتي) كاركنان شركتهاي قابل واگذاري.
4 ـ كمك به توانمندسازي بخشهاي خصوصي و تعاوني در فعاليتهاي اقتصادي
درقالب بودجههاي سنواتي.
5 ـ تكميل طرحهاي نيمه تمام و سرمايهگذاري در چارچوب بودجه مصوب.
تبصره 1 ـ تمام وجوه حاصل از فروش در مورد سهام
متعلق به دولت (به نام وزارتخانهها و مؤسسات دولتي) بايستي به حساب
درآمد عمومي كشور واريزگردد.
تبصره 2 ـ تفاوت قيمت دفتري سهام و بهاي فروش آنها
در سال فروش سهام بهحساب سود و زيان همان سال شركت مادر تخصصي ذيربط (يا
شركتهاي تحت پوشش آن) منظور ميگردد.
ماده 9 ـ مواد (10)، (12) الي (18) و (20) الي (27)
قانون برنامه سوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران
مصوب 17/1/1379 و اصلاحيههاي آن براي دوره برنامة چهارم (1388ـ 1384) تنفيذ
ميگردد.
ماده 10 ـ الف ـ از ابتداي برنامه چهارم، هرگونه
سهميهبندي تسهيلات بانكي (تفكيك بخشهاي مختلف اقتصادي و منطقهاي) و
اولويتهاي مربوط به بخشها و مناطق، با تصويب هيأتوزيران، از طريق تشويق
سيستم بانكي با استفاده از يارانه نقدي و وجوه ادارهشده صورت ميگيرد.
ب ـ الزام بانكها به پرداخت تسهيلات با نرخ كمتر در قالب عقود اسلامي
درصورتي مجاز است كه از طريق يارانه يا وجوه ادارهشده توسط دولت تأمين
شود.
ج ـ1ـ بهمنظور تأمين رشد اقتصادي و كنترل تورم و بهبود بهرهوري
منابع مالي سيستم بانكي، دولت مكلف است بدهي خود به بانك مركزي و بانكها
را طي سالهاي برنامه چهارم با منظوركردن مبالغ بازپرداخت در بودجههاي
سنواتي كاهش دهد.
چگونگي بازپرداخت بدهيهاي مزبور براساس آييننامهاي خواهد بود كه با
پيشنهاد مشترك وزارت امور اقتصادي و دارايي، سازمان مديريت و برنامهريزي
كشور و بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران بهتصويب هيأت وزيران خواهد رسيد.
2ـ در طول سالهاي برنامه چهارم، حداقل بيست و پنج درصد (25%) از
تسهيلات اعطايي كليه بانكهاي كشور با هماهنگي دستگاههاي اجرايي ذيربط به
بخش آب و كشاورزي اختصاص مييابد.
3ـ افزايش در مانده تسهيلات تكليفي بانكها طي سالهاي برنامه چهارم،
بهطور متوسط سالانه بيست درصد (20%) نسبتبه رقم مصوب سال 1383 كاهش
مييابد.
4ـ دولت مكلف است از سال اول برنامه چهارم، نسبتبه برقراري نظام
بانكداري الكترونيكي و پيادهسازي رويههاي تبادل پول و خدمات بانكي
الكترونيكي ملي و بينالمللي در كليه بانكهاي كشور و براي همه مشتريان
اقدام نمايد.
دـ در جهت ايجاد فضاي رقابتي سالم و به دور از انحصار در سيستم بانكي
كشور و بهمنظور اقتصادينمودن فعاليت بنگاهها، مؤسسات و سازمانهاي دولتي و
ديگر نهادهاي عمومي و شهرداريها، براي دريافت خدمات بانكي، بنگاههاي مذكور
مجازند بانك عامل را رأساً انتخاب نمايند.
تبصره 1 ـ انتخاب بانك عامل توسط ارگانهاي موضوع
اين بند در مورد آن بخش از وجوهات آنها كه از محل بودجه عمومي دولتي
تأمين ميگردد، منوط بهكسب موافقت وزارت امور اقتصادي و دارايي و بانك
مركزي جمهوري اسلامي ايران برحسب مورد خواهد بود.
تبصره 2 ـ سپردههاي دستگاههاي اجرايي موضوع ماده
(12) قانون پولي و بانكيكشور مصوب 18/4/1351 بهعنوان سپرده بانك عامل
موضوع اين بند تلقينميشود و بايستي طبق مقررات قانون يادشده در حسابهاي
بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران منعكس گردد.
هـ ـ تركيب مجمع عمومي بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران عبارت است
از:
رئيس جمهور (رياست مجمع)، وزير امور اقتصادي و دارايي، رئيس سازمان
مديريت و برنامهريزي كشور، وزير بازرگاني و يك نفر از وزراء به انتخاب هيأت
وزيران.
تبصره 1 ـ رئيس كل بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران
به پيشنهاد رئيسجمهور و بعد از تأييد مجمع عمومي بانك مركزي جمهوري اسلامي
ايران باحكم رئيس جمهور منصوب ميگردد.
تبصره 2 ـ قائممقام بانك مركزي به پيشنهاد رئيس كل
بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران و پس از تأييد مجمع عمومي بانك مركزي
جمهوري اسلامي ايران با حكم رئيس جمهوري منصوب ميشود.
و ـ تركيب اعضاي شوراي پول و اعتبار به شرح ذيل اصلاح ميگردد :
ـ وزير امور اقتصادي و دارايي يا معاون وي.
ـ رئيس كل بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران.
ـ رئيس سازمان مديريت و برنامهريزي كشور يا معاون وي.
ـ دو تن از وزراء به انتخاب هيأت وزيران.
ـ وزير بازرگاني.
ـ دو نفر كارشناس و متخصص پولي و بانكي به پيشنهاد رئيس كل بانك
مركزي جمهوري اسلامي ايران و تأييد رياست جمهوري.
ـ دادستان كل كشور يا معاون وي.
ـ رئيس اتاق بازرگاني و صنايع و معادن.
ـ رئيس اتاق تعاون.
ـ نمايندگان كميسيونهاي اقتصادي و برنامه و بودجه و محاسبات
مجلسشوراياسلامي (هركدام يك نفر) بهعنوان ناظر با انتخاب مجلس.
تبصره ـ رياست شورا برعهده رئيس كل بانك مركزي
جمهوري اسلامي ايران خواهد بود.
ز ـ بهمنظور ايجاد ساختار مالي مناسب در بانكها و فراهمآوردن امكان
حضور مستمر بانكها در بازارهاي مالي بينالمللي همواره بايد استانداردها و
الزامات بينالمللي درمورد نسبت كفايت سرمايه بانكها در حدي كه شوراي پول
و اعتبار تعيين ميكند رعايت شود. بدينمنظور پس از تسويه كامل اصل و سود
اوراق مشاركت ويژه موضوع ماده (93) قانون برنامه سوم توسعه اقتصادي،
اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران مصوب 17/1/1379 و تا زماني كه نسبت
كفايت سرمايه هر يك از بانكهاي دولتي كمتر از حداقل تعيينشده توسط شوراي
پول و اعتبار است، همه ساله مبلغي معادل درآمد دولت از محل ماليات و سهم
سود دولت در آن بانك پس از واريز به حساب خزانهداري كل عيناً از محل
اعتباراتي كه در بودجههاي سنواتي پيشبيني خواهد شد بهصورت تخصيصيافته
بهمنظور افزايش سرمايه دولت به حساب آن بانك واريز خواهد شد. چنانچه اين
وجوه براي تأمين حداقل فوق كافي نباشد، مابهالتفاوت از طريق واريز وجوه
حاصل از فروش سهام و يا حق تقدم سهام بانكها به حساب سرمايه بانكها و يا
منظور نمودن اعتبار لازم در بودجه سنواتي دولت تأمين خواهد شد.
ح ـ بهمنظور اجراي سياستهاي پولي به بانك مركزي جمهوري اسلامي
ايران اجازه داده ميشود كه از ابزار اوراق مشاركت و ساير ابزارهاي مشابه
در قالب عقوداسلامي موضوع قانون عمليات بانكي بدون ربا مصوب 8/6/1362 با
تصويب مجلس شوراي اسلامي استفاده نمايد.
ط ـ بهمنظور حفظ اعتماد عمومي بهنظام بانكي، نظام بيمه سپردهها ايجاد
ميشود. وزارت امور اقتصادي و دارايي مكلف است تا پايان سال اول برنامه
چهارم، اقدامات قانوني لازم را معمول دارد.
ي ـ رئيس مجمع عمومي بانك كشاورزي، وزير جهاد كشاورزي تعيين ميشود.
ماده 11 ـ سه درصد (3%) از سپرده قانوني بانكها نزد
بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران برمبناي درصد سال 1383 در اختيار بانكهاي
كشاورزي، مسكن و صنعت و معدن (هر بانك 1%) قرار گيرد تا صرف اعطاي تسهيلات
به طرحهاي كشاورزي و دامپروري، احداثساختمان و مسكن، تكميل طرحهاي صنعتي
و معدني بخش غيردولتي شود كه ويژگي عمده آنان اشتغالزايي باشد.
آئيننامه اجرائي اين ماده با رعايت قانون عمليات بانكي بدون ربا
مصوب 8/6/1362 توسط شوراي پول و اعتبار تهيه و بهتصويب هيأتوزيران ميرسد.
ماده 12 ـ مواد(65)،(67) و(96) قانون برنامه سوم توسعه
اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران مصوب 17/1/1379 و
اصلاحيههاي آن براي دوره برنامه چهارم (1388ـ1384) تنفيذ ميگردد.
ماده 13 ـ الف ـ بهمنظور تنظيم تعهدات ارزي كشور،
دستگاههاي موضوع ماده (160) اينقانون ملزم به رعايت موارد ذيل هستند :
1 ـ عمليات و معاملات ارزي خود را از طريق حسابهاي ارزي كه در
بانكهاي داخل يا خارج با تأييد بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران افتتاح
كرده يا ميكنند، انجام دهند. بانكهاي عامل ايراني مكلفند خدمات موردنياز
آنها را در سطح استانداردهاي بينالمللي تأمين نمايند.
2 ـ فهرست كليه حسابهاي ارزي جديد خارج از كشور خود را به بانك مركزي
جمهوري اسلامي ايران اعلام نمايند تا پس از تأييد، ادامه فعاليت آنها مؤثر
گردد.
ب ـ دولت موظف است :
1ـ زمانبندي پرداخت بدهيها و تعهدات، اعم از ميان مدت و كوتاهمدت
خارجي را بهگونهاي تنظيم نمايد كه بازپرداختهاي سالانه اين بدهيها و
تعهدات، بدون درنظرگرفتن تعهدات ناشي از بيع متقابل در پايان برنامه
چهارم از سيدرصد (30%) درآمدهاي ارزي دولت در سال آخر برنامه چهارم، تجاوز
نكند. در استفاده از تسهيلات خارجي، اولويت با تسهيلات بلندمدت خواهد بود.
2ـ ميزان تعهدات و بدهيهاي خارجي كشور در سالهاي برنامه چهارم را
بهگونهاي تنظيم نمايد تا ارزش حال خالص بدهيها و تعهدات كشور بدون
تعهدات ناشي از قراردادهاي موضوع بند (ب) ماده (3) قانون تشويق و حمايت
سرمايهگذاري خارجي مصوب 19/12/1380 (مابهالتفاوت ارزش حال بدهيها، تعهدات
كشور و ذخاير ارزي بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران) در سال آخر برنامه
چهارم بيش از سي ميليارد (000،000، 000،30) دلار نباشد.
3ـ بانكهاي تجاري و تخصصي مجازند بدون تضمين دولت و با رعايت سقف
مذكور در جزء (2) نسبتبه تأمين منابع مالي طرحهاي سرمايهگذاري بخشهاي
غيردولتي از منابع بينالمللي اقدام كنند.
ج ـ در مورد طرحهاي سرمايهگذاري، دستگاههاي اجرايي موضوع ماده (160)
اين قانون كه از تسهيلات مالي خارجي استفاده ميكنند، موظف به رعايت
موارد ذيل خواهند بود :
1ـ تمامي طرحها با مسؤوليت وزير و يا بالاترين مقام اجرايي دستگاه
ذيربط و تأييد شوراي اقتصاد، بايد داراي توجيه فني، اقتصادي و مالي باشد و
مجموع هزينههاي اجراي كامل آنها از سقفهاي تعيينشده تجاوز نكند. تعيين
زمانبندي دريافت و بازپرداخت تسهيلات هر طرح و ميزان استفاده آن از ساخت
داخل باتوجه به ظرفيتها، امكانات و توانائيهاي داخلي و با رعايت قانون
حداكثر استفاده از توان فني و مهندسي، توليدي، صنعتي و اجرايي كشور در
اجراي پروژهها و ايجاد تسهيلات بهمنظور صدور خدمات مصوب 12/12/1375 و نيز
رعايت شرايط زيست محيطي در اجراي هر يك از طرحها بايد به تصويب شوراي
اقتصاد برسد.
2ـ قبل از عقد قرارداد، با ارائه توجيهات فني و اقتصادي، با سازمان
مديريت و برنامهريزي كشور موافقتنامه مبادله كنند.
دـ تمامي معاملات و قراردادهاي خارجي را كه بيش از يك ميليون
(000،000،1) دلار باشد با رعايت قانون حداكثر استفاده از توان فني و مهندسي،
توليدي، صنعتي و اجرايي كشور در اجراي پروژهها و ايجاد تسهيلات بهمنظور صدور
خدمات مصوب 12/12/1375، تنها از طريق مناقصه محدود و يا بينالمللي (با درج
آگهي در روزنامههاي كثيرالانتشار و رسانههاي الكترونيكي داخلي و خارجي)
انجام و منعقد نمايند. موارد استثنا به تأييد كميته سه نفره متشكل از وزير
امور اقتصادي و دارائي، رئيس سازمان مديريت و برنامهريزي كشور و وزير
وزارتخانه مربوطه خواهدرسيد.
در كليه مناقصهها، حق كنترل و بازرسي كمي و كيفي و كنترل قيمت براي
كليهكالاهاي وارداتي و پروژهها براي خريدار محفوظ است. وزير يا بالاترين
مقام اجرايي ذيربط ، مسؤول حسن اجراي اين موضوع ميباشد.
بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران فقط مجاز به تعهد يا پرداخت معاملات
و قراردادهايي است كه تأييد بالاترين مقام دستگاههاي اجرايي، مبنيبر رعايت
مفاد اين بند را داشته باشد.
هـ ـ دولت مكلف است همراه با لوايح بودجه سالانه، جداول دريافت و
پرداختهاي ارزي را براي سالهاي باقيمانده از برنامه چهارم ارائه نمايد.
ماده 14 ـ الف ـ دولت موظف است طرحهاي بيع متقابل
دستگاههاي موضوع ماده (160) اين قانون و همچنين مؤسسات و نهادهاي عمومي
غيردولتي و بانكها را در لوايح بودجه ساليانه پيشبيني و به مجلس شوراي
اسلامي تقديم نمايد.
ب ـ بهمنظور افزايش ظرفيت توليد نفت و حفظ و ارتقاي سهميه ايران در
توليد اوپك، تشويق و حمايت از جذب سرمايهها و منابع خارجي در فعاليتهاي
بالادستي نفت و گاز بهويژه در ميادين مشترك و طرحهاي اكتشافي كشور،
اطمينان از حفظ و صيانت هرچه بيشتر با افزايش ضريب بازيافت از مخازن نفت و
گاز كشور، انتقال و بهكارگيري فناوريهاي جديد در توسعه و بهرهبرداري از
ميادين نفتي و گازي و امكان استفاده از روشهاي مختلف قراردادي بينالمللي،
به شركت ملي نفت ايران اجازه داده ميشود تا سقف توليد اضافي مندرج در
بند (ج) اين ماده نسبتبه انعقاد قراردادهاي اكتشافي و توسعه ميدانها با
تأمين منابع مالي با طرفهاي خارجي يا شركتهاي صاحب صلاحيت داخلي، متناسب
با شرايط هر ميدان با رعايت اصول و شرايط ذيل اقدام نمايد :
1 ـ حفظ حاكميت و اعمال تصرفات مالكانه دولت بر منابع نفت و گاز
كشور.
2 ـ عدم تضمين بازگشت تعهدات ايجاد شده توسط دولت، بانك مركزي
جمهوري اسلامي ايران و بانكهاي دولتي.
3 ـ منوط كردن بازپرداخت اصل سرمايه، حقالزحمه و يا سود، ريسك و
هزينههاي تأمين منابع مالي و ساير هزينههاي جنبي ايجادشده جهت اجراي
طرح ازطريق تخصيص بخشي از محصولات ميدان و يا عوايد آن بر پايه قيمت روز
فروش محصول.
4 ـ پذيرش خطرات و ريسك عدم دستيابي به اهداف موردنظر قراردادي،
غيراقتصاديبودن ميدان و يا ناكافي بودن محصول ميدان براي استهلاك تعهدات
مالي ايجادشده توسط طرف قرارداد.
5 ـ تعيين نرخ بازگشت سرمايهگذاري براي طرف قرارداد، متناسب با
شرايط هرطرح و با رعايت ايجاد انگيزه براي بكارگيري روشهاي بهينه در
اكتشاف، توسعه و بهرهبرداري.
6 ـ تضمين برداشت صيانتي از مخازن نفت و گاز در طول دوره قرارداد.
7ـ حداكثر استفاده از توان فني و مهندسي، توليدي، صنعتي و اجرايي كشور
براساس قانون حداكثر استفاده از توان فني و مهندسي، توليدي، صنعتي و
اجرايي كشور در اجراي پروژهها و ايجاد تسهيلات بهمنظور صدور خدمات مصوب
12/12/1375.
8 ـ رعايت مقررات و ملاحظات زيست محيطي.
ج ـ به شركت ملي نفت ايران اجازه داده ميشود براي توسعه ميدانهاي
نفت و گاز تا سقف توليد اضافي، روزانه يك ميليون بشكه نفت خام و دويست و
پنجاه ميليون مترمكعب گاز طبيعي، با اولويت ميادين مشترك، پس از تصويب
توجيه فني و اقتصادي طرحها در شوراي اقتصاد و مبادله موافقتنامه با سازمان
مديريت و برنامهريزي كشور اقدام نمايد و بازپرداخت تعهدات ايجادشده را در هر
يك از طرحهاي نفتي و گازي، صرفاً ازمحل توليدات اضافي همان طرح و در مورد
طرحهاي گازي از محل توليدات اضافي همان طرح (منابع داخلي شركت ملي نفت
ايران) انجامدهد.
دـ به شركت ملي نفت ايران اجازه داده ميشود بهمنظور جمع آوري
گازهاي همراه و تزريق گاز، نوسازي و بهينهسازي تأسيسات نفتي، تبديل گاز
طبيعي بهفرآوردههاي مايع ( DME, GTL, LNG ، ... ) تأسيسات پالايش و
بهينهسازي مصرف سوخت شامل طرحهاي توسعه گازرساني، نسبتبه اجراي طرحهاي
مربوطه پس از تصويب توجيه فني ـ اقتصادي طرحها در شوراي اقتصاد و مبادله
موافقتنامه با سازمان مديريت و برنامهريزي كشور اقدام نمايد و بازپرداخت
تعهدات ايجادشده را از محلدرآمد اضافي همان طرحها (منابع داخلي شركت ملي
نفت ايران) انجام دهد.
هـ ـ بهمنظور شناسايي و اكتشاف هرچه بيشتر منابع نفت و گاز در سراسر
كشور و نيزانتقال و بهكارگيري فناوريهاي جديد در عمليات اكتشافي در كليه
مناطق كشور (بهاستثناي استانهاي خوزستان ـ بوشهر و كهگيلويه و بويراحمد) كه
عمليات اكتشافي مربوط با ريسك پيمانكار انجام و منجر به كشف ميدان قابل
توليد تجاري شود، به دولت اجازه داده ميشود در قالب ارقام مذكور در بند
(ج) اين ماده و پس از تصويب عناوين طرحها و پروژهها در بودجههاي سنواتي
توسط مجلس شوراي اسلامي و تصويب شوراي اقتصاد و مبادله موافقتنامه با
سازمان مديريت و برنامهريزي كشور نسبتبه عقد قراردادهاي بيع متقابل توأم
براي اكتشاف و استخراج از طريق برگزاري مناقصات اقدام و پيمانكار را مطابق
ضوابط قانوني انتخاب نمايد. هزينههاي اكتشافي (مستقيم و غيرمستقيم) در
قالب قرارداد منعقده مذكور منظور و به همراه هزينههاي توسعه از محل فروش
محصولات توليدي همان ميدان بازپرداخت خواهد شد. مجوزهاي صادره داراي زمان
محدود بوده و در هرمورد توسط وزارت نفت تعيين شده و يك بار نيز قابل تمديد
ميباشد. درصورتيكه درپايان مرحله اكتشاف، ميدان تجاري در هيچ
نقطهاي از منطقه كشف نشده باشد، قراردادخاتمه خواهد يافت و طرف قرارداد حق
مطالبه هيچگونه وجهي را نخواهد داشت.
وـ آييننامه اجرايي اين ماده با پيشنهاد مشترك سازمان مديريت و
برنامهريزي كشور، وزارت امور اقتصادي و دارايي، وزارت نفت و بانك مركزي
جمهوري اسلامي ايرانبهتصويب هيأت وزيران خواهد رسيد.
ماده 15 ـ الف ـ شوراي بورس مكلف است اقدامهاي ذيل
را در طول سالهاي برنامه چهارمبهعمل آورد :
1 ـ گسترش جغرافيائي بورس از طريق راهكارهاي مناسب از جمله
راهاندازي تالارهاي منطقهاي، استاني، ايجاد شبكه كارگزاري و پذيرش
كارگزاران محلي.
2 ـ ايجاد و گسترش بازارهاي تخصصي (بورس كالا).
3 ـ ايجاد بازارهاي اوراق بهادار خارج از بورس.
4 ـ برقراري ارتباط با بورسهاي منطقهاي و جهاني بهمنظور مبادله
اطلاعات و پذيرش متقابل اوراق بهادار.
ب ـ شوراي بورس موظف است نسبتبه طراحي و راهاندازي شبكه ملي
دادوستد الكترونيك اوراق بهادار در چارچوب نظام جامع پرداخت و تدوين چارچوب
تنظيمي و نظارتي و ساز و كار اجرايي آن اقدام نمايد.
ج ـ بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران و وزارت امور اقتصادي و دارايي
موظفند با طراحي و تدوين چارچوب تنظيمي و نظارتي و سازوكار اجرائي لازم،
امكان سرمايهگذاري خارجي در بازار سرمايه كشور و بينالمللي كردن بورس
اوراق بهادار تهران را فراهم آورند.
آييننامه اجرايي اين ماده با پيشنهاد وزارت امور اقتصادي و دارايي و
بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران بهتصويب هيأتوزيران خواهد رسيد.
ماده 16 ـ دولت مجاز است سهام شركتهاي بيمه تجاري را
پس از اصلاح ساختار، براساسبرنامه زمانبندي مشخص و طبق آييننامهاي كه
به تصويب هيأتوزيران ميرسد، درچارچوب بند (47) سياستهاي برنامه چهارم
توسعه ـ كه ابلاغ خواهد شد ـ بهبخشخصوصي يا تعاوني واگذار نمايد.
ماده 17 ـ دولت مكلف است، نظر به جايگاه محوري آب
در توسعه كشور، منابع آب كشور را با نگرش مديريت جامع و توأماً عرضه و تقاضا
در كل چرخه آب بارويكرد توسعه پايدار در واحدهاي طبيعي حوزههاي آبريز با
لحاظ نمودن ارزش اقتصادي آب، آگاهسازي عمومي و مشاركت مردم بهگونهاي
برنامهريزي و مديريت نمايد كه هدفهاي زير تحققيابد:
الف ـ اجراي مفاد تبصره (1) ماده (106) و ماده (107) قانون برنامه
سوم توسعه در طول اجراي برنامه چهارم توسعه و با اصلاح ساختار مصرف آب و
استقرار نظام بهرهبرداري مناسب و با استفاده از روشهاي نوين آبياري و
كمآبياري، راندمان آبياري و بهتبع آن كارايي آب به ازاي يك متر مكعب
در طي برنامه بيست و پنج درصد (25%) افزايش يافته و با اختصاص به محصولات
با ارزش اقتصادي بالا و استفاده بهينه از آن موجباتافزايش بهرهوري آب را
فراهم سازد.
ب ـ بهمنظور ايجاد تعادل بين تغذيه و برداشت سفرههاي آب زيرزميني
در دشتهاي با تراز منفي، دولت مكلف است با تجهيز منابع مالي موردنياز و
تمهيداتسازهاي و مديريتي، مجوزهاي بهرهبرداري در اين دشتها را براساس
مصرف معقول (موضوع ماده «19» قانون توزيع عادلانه آب) كه با روشهاي نوين
آبياري قابل دسترس است، اصلاح نمايد بهطوريكه تا پايان برنامه چهارم
تراز منفي سفرههاي آب زيرزميني بيست و پنج درصد (25%) بهبود يابد.
ج ـ ارزش اقتصادي آب در هر يك از حوزههاي آبريز، با لحاظ ارزش ذاتي
و سرمايهگذاري، براي بهرهبرداري حفاظت و بازيافت در برنامههاي بخشهاي
مصرف منظور گردد. آييننامه اجرايي اين بند در طي سال اول برنامه تهيه و
به تصويب هيأت وزيران خواهد رسيد.
دـ بهمنظور تسريع در اجراي طرحهاي استحصال، تنظيم، انتقال و استفاده
حداكثر از آبهاي رودخانههاي مرزي و منابع آب مشترك، دولت موظف است
سالانه دو درصد (2%) از مجموع اعتبارات طرحهاي تملك دارائيهاي سرمايهاي
بودجهعمومي را درلوايح بودجه سنواتي تحت برنامه مستقل منظور و در چارچوب
موافقتنامههاي متبادله بين سازمان مديريت و برنامهريزي كشور و وزارت نيرو
براي اجراي طرحهاي مذكور بهصورت صددرصد (100%) تخصيص يافته، هزينه نمايد.
هـ ـ طرحهاي انتقال آب بين حوزهاي از ديدگاه توسعه پايدار، با رعايت
حقوق ذينفعانو براي تأمين نيازهاي مختلف مصرف، مشروط به توجيه فني،
اقتصادي، اجتماعي و زيست محيطي و منافع ملي موردنظر قرار گيرد.
و ـ مبادله آب با كشورهاي همجوار با رعايت اصل هفتاد و هفتم (77) قانون
اساسي جمهوري اسلامي ايران و منافع ملي و توجيههاي فني، اقتصادي،
اجتماعي و زيست محيطي براساس طرح جامع آب كشور و با تصويب هيأتوزيران
بهعمل آيد.
زـ فرهنگ صحيح و منطقي مصرف آب، از طريق تدوين الگوي مصرف بهينه
آب، اصلاح تعرفهها براي مشتركين پرمصرف، به تدريج با نصب كنتورهاي
جداگانه براي كليه واحدهاي مسكوني و اجراي طرحهاي مديريت مصرف آب در
شهرها و روستاهاي كشورگسترش يابد.
تبصره ـ قانون الحاق يك بند و دو تبصره به ماده
(133) قانون برنامه سوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي
ايران مصوب 6/8/1380 (موضوع تعيين الگو و هزينههاي مازاد بر الگوي مصرف
آب) براي دوره برنامه چهارم (1388ـ1384) تنفيد ميگردد.
ح ـ هماهنگي اعتباري در تهيه و اجراي همزمان طرحهاي تأمين آب و
طرحهاي مكمل نظير شبكههاي آبياري و زهكشي در پائيندست و طرحهاي آبخيزداري
در بالادست سدهاي مخزني بهعمل آيد.
ط ـ براي تداوم اجراي احكام تبصره (76) قانون برنامه دوم توسعه و
ماده (106) قانون برنامه سوم توسعه و بهمنظور گسترش سرمايهگذاري، با
اولويت در طرحهاي شبكههاي آبياري، زهكشي و طرحهاي تأمين آب كه داراي
توجيه فني و اقتصادي هستند، منابع عمومي با منابع بانك كشاورزي و
بهرهبرداران تلفيق ميگردد. در آييننامه اجرايي اين بند كه به تصويب هيأت
وزيران ميرسد، چگونگي تعيين عناوين و سهم حمايت دولت مشخص ميگردد.
ي ـ برنامههاي اجرايي مديريت خشكسالي را تهيه و تدوين نمايد.
ك ـ آييننامههاي اجرايي اين ماده با پيشنهاد وزارت نيرو و سازمان
مديريت و برنامهريزي كشور بهتصويب هيأتوزيران ميرسد.
ماده 18 ـ دولت مكلف است ظرف مدت شش ماه پس از
تصويب اين قانون برنامه توسعه بخش كشاورزي و منابع طبيعي را با محوريت
خودكفايي در توليد محصولات اساسيكشاورزي، تأمين امنيت غذايي، اقتصادينمودن
توليد و توسعه صادرات محصولات كشاورزي، ارتقاي رشد ارزش افزوده بخش
كشاورزي حداقل بهميزان رشد پيشبينيشده در جدول شماره (2) بخش هفتم اين
قانون را تهيه و از طريق انجام اقدامات ذيل به مرحلهاجرا در آورد :
الف ـ سرمايهگذاري لازم بهمنظور اجراي عمليات زيربنايي آب و خاك و
توسعهشبكههاي آبياري و زهكشي در دو ميليون هكتار از اراضي كشاورزي داراي
آب تأمينشده.
ب ـ تلفيق بودجه عمومي (بهصورت وجوه ادارهشده) با منابع نظام
بانكي و منابعحاصل از مشاركت توليدكنندگان بهمنظور پرداخت تسهيلات به
سرمايهگذاران بخشكشاورزي و صنايع تبديلي و تكميلي.
ج ـ پوشش حداقل پنجاه درصدي بيمه محصولات كشاورزي و عوامل توليد با
بهرهبرداري از خدمات فني بخش خصوصي و تعاوني تا پايان برنامه.
دـ افزايش سرمايه شركت مادر تخصصي صندوق حمايت از توسعهسرمايهگذاري
بخش كشاورزي بهميزان سرمايه اوليه در طول سالهاي برنامه و كمك
بهصندوقهاي اعتباري غيردولتي توسعه بخش كشاورزي بهصورت وجوه ادارهشده
و ازطريق اعتبارات تملك دارايي سرمايهاي.
هـ ـ حمايت از گسترش صنايع تبديلي و تكميلي بخش كشاورزي بهنحوي كه
درصدمحصولات فرآوري شده حداقل به ميزان دوبرابر وضع موجود افزايش يافته و
موجباتكاهش ضايعات به ميزان پنجاه درصد (50%) فراهم گردد.
وـ افزايش توليد مواد پروتئيني دام و آبزيان در راستاي اصلاح ساختار
تغذيه بهنحوي كه سرانه سهم پروتئين حيواني در الگوي تغذيه به بيست و
نه گرم افزايشيابد.
زـ ايجاد صندوق تثبيت درآمد كشاورزان با مشاركت درآمدي دولت و
كشاورزانجهت سياستهاي حمايتي درآمدي كشاورزان بهنحوي كه خطرپذيري حاصل
از تغيير قيمتها و عملكرد توليد را بهمنظور تثبيت درآمد كشاورزان كاهشدهد.
اساسنامه صندوق يادشده ظرف مدت شش ماه پس از تصويب اين قانون بهتصويب
هيأت وزيرانميرسد.
ح ـ صدور سند مالكيت اراضي كشاورزي واقع در خارج از محدوده قانوني
شهرهاو شهركها و روستاها بهنام مالكين قانوني آنها از طريق سازمان ثبت اسناد
و املاك كشور تاپايان برنامه چهارم.
ط ـ نوسازي باغات موجود و توسعه باغات با اولويت در اراضي شيبدار و
مستعد به ميزان يك ميليون هكتار با تأمين منابع ارزان قيمت و در راستاي
توسعه صادرات.
ي ـ ايجاد انگيزه براي جذب متخصصين توسط توليدكنندگان و بهرهبرداران
بهمنظور گسترش آموزش و ترويج با استفاده از خدمات فني بخش خصوصي و
تعاونيبهميزان حداقل سيدرصد (30%) توليدكنندگان و بهرهبرداران و توسعه
تحقيقات كاربرديكشاورزي به ميزان دوبرابر شرايط سال پايه.
ماده 19 ـ بهمنظور ارتقاء شاخصهاي توسعه روستايي و
عشايري، دولت مكلفاست ترتيبياتخاذ نمايد :
الف ـ سياستگذاري، برنامهريزي، راهبري و نظارت در امور توسعه روستايي
زيرنظر رئيس جمهور انجام گيرد.
ب ـ شاخصهاي مذكور نسبتبه پايان برنامه سوم توسعه اقتصادي، اجتماعي
و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران حداقل بيست و پنج درصد (25%) افزايش يافته و
ساماندهي اسكان عشاير با حفظ ارتقاء توانمنديهاي اقتصادي در حد پنجاه درصد
(50%)جمعيت عشاير كشور صورت پذيرد.
ج ـ اعتبارات روستايي و عشايري در طول برنامه به ميزان ارقام بودجه
مصوبهسالانه صددرصد (100%) تخصيص و پرداخت گردد.
ماده20ـ مواد (108)، (121)، (122) و (134) قانون برنامه
سوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران مصوب 17/1/1379
و اصلاحيههاي آن براي دوره برنامه چهارم (1388ـ1384) تنفيذ ميگردد.
ماده 21 ـ دولت موظف است سند ملي توسعه بخشهاي صنعت
و معدن را باتوجه بهمطالعات استراتژي توسعه صنعتي كشور ظرف مدت شش ماه
از تاريخ تصويب اين قانونبا محوريت توسعه رقابتپذيري مبتني بر توسعه
فناوري و درجهت تحقق هدف رشدتوليد صنعتي و معدني متوسط سالانه يازده و دو
دهم درصد (2/11%) و رشد متوسطسرمايهگذاري صنعتي و معدني شانزده و نه دهم
درصد (9/16%) بهگونهايكه سهمبخش صنعت و معدن از توليد ناخالص داخلي از
چهارده درصد (14%) در سال 1383 بهشانزده و دو دهم درصد (2/16%) در سال 1388 و
صادرات صنعتي از رشد متوسط سالانه چهارده و هشت دهم درصد (8/14%)
برخوردارگردد تهيه و محورهاي ذيل را بهاجرا درآورد :
الف ـ توسعه قابليتهاي فناوري و ايجاد شرايط بهرهمندي از جريانهاي
سرريزفناوري در جهان و تأكيد ويژه بر حوزههاي داراي توان توسعهاي بالا در
صنايعنوين.
ب ـ تقويت مزيتهاي رقابتي و توسعه صنايع مبتني بر منابع (صنايع
انرژيبر، صنايع معدني، صنايع پتروشيمي، صنايع تبديلي و تكميلي كشاورزي و
زنجيرههاي پائيندستي آنها)
ج ـ اصلاح و تقويت نهادهاي پشتيبانيكننده توسعه كارآفريني و صنايع
كوچك و متوسط.
دـ بهبود و گسترش سيستمهاي اطلاع رساني، توسعه و گسترش پايگاههاي
دادههاي علوم زمين بهمنظور دسترسي سرمايهگذاران و كارآفرينان به
اطلاعات موردنيازتوسط دولت.
هـ ـ گسترش توليد صادرات گرا در چارچوب سياستهاي بازرگاني كشور.
و ـ براي تجهيز منابع لازم در توسعه صنعتي و معدني :
1ـ دولت مكلف است در طول سالهاي برنامه سرمايه بانك صنعت و معدن را
متناسباً برابر سقف مصوب اساسنامه افزايش دهد.
2ـ استفاده از علوم و فناوريهاي نوين در كليه زمينههاي معدني از
قبيل اكتشاف،استخراج، فرآوري مواد معدني و صنايع معدني، دولت مكلف است
زمينه حضورسرمايهگذاران خارجي را در امور فوق فراهم آورد.
3ـ تقويت شركتهاي مادر تخصصي توسعهاي در جهت توسعه بخش غيردولتي با
استفاده از منابع عمومي، خارجي و منابع ناشي از فروش سهام شركتهاي
زيرمجموعه و عرضه سهام شركتهاي مادرتخصصي در بازار بورس تا سقف چهلونهدرصد
(49%) بهاستثناي موارد مذكور در صدر اصل چهل و چهارم (44) قانون اساسي
جمهوري اسلامي ايران.
4ـ در جهت ايجاد ارزش افزوده بيشتر و استفاده از منابع گاز در توسعه
صنعتي و معدني، به دولت اجازه داده ميشود با رعايت سقفهاي مصوب ماده
(13) برنامه تا مبلغ نه ميليارد (000،000،000،9) دلار در جهت ايجاد صنايع
انرژي بر و صنايع داراي مزيت نسبي با هدف صادراتي تعهد و تأمين نمايد.
5 ـ تأمين زيربناهاي لازم در معادن بزرگ و مناطق معدني توسط دولت.
6 ـ اصلاح اساسنامه صندوق بيمه فعاليتهاي معدني و صندوق حمايت از
توسعه و تحقيقات صنعت الكترونيك در جهت تقويت و توسعه نهادهاي پوششدهنده
مخاطرات سرمايهگذاري بخش خصوصي در زمينه اكتشاف مواد معدني و سرمايهگذاري
خطرپذير در صنايع نوين.
ماده 22 ـ الف ـ دولت مكلف است با سياستگذاري لازم،
زمينه توليدات صنعت خودروسواري را مطابق با ميزان مصرف سوخت در حد
استاندارد جهاني و عرضه آن با قيمت رقابتي فراهم نمايد و سياستهاي تشويقي و
ساز و كار قيمت عرضه گاز فشرده طبيعي و سوختهاي جايگزين را به گونهاي
طراحي و به اجراء درآورد كه منتهي به ايجاد عرضه حداقل سي درصد (30%) از
كل خودروهاي توليدي و وارداتي بهصورت دوگانهسوز گردد.
ب ـ وزارت نفت موظف است در شهرهاي كشور بهويژه شهرهاي بزرگ با
حمايتاز بخش خصوصي و تعاوني، به تدريج جايگاههاي عرضه گاز (CNG) را احداث
و به بهرهبرداري برساند و شهرداريها مكلف به همكاري لازم در اين خصوص
ميباشند.
ج ـ قيمت گاز طبيعي فشرده (CNG)، حداكثر معادل چهل درصد (40%) قيمت
بنزين (با ارزش حرارتي معادل) خواهد بود.
ماده 23 ـ بهمنظور همافزايي در فعاليتهاي اقتصادي،
با تأكيد بر مزيتهاي نسبي و رقابتي بهويژه در صنايع نفت، گاز و پتروشيمي و
صنايع و خدمات مهندسي پشتيبان آنها، صنايع انرژيبر و زنجيره پاييندستي
آنها، در چارچوب موازين طرح ملي آمايش سرزمين در طول سالهاي برنامه
چهارم، هر ساله سي و پنج درصد (35%) بهره مالكانه گاز طبيعي، با درجدر
طرحهاي تملك دارائيهاي سرمايهاي قانون بودجه، منحصراً به مصرف اجراي
طرحهاي زيربنايي و آمادهسازي سواحل و جزاير ايراني خليج فارس و حوزه نفوذ
مستقيم آنها خواهد رسيد. اين طرحها، با پيشنهاد سازمان مديريت و برنامهريزي
كشور بهتصويب هيأت وزيران ميرسد.
ماده 24 ـ به دولت اجازه داده ميشود جهت رشد
اقتصادي، ارتقاي فناوري، ارتقاي كيفيت توليدات، افزايش فرصتهاي شغلي و
افزايش صادرات در قلمرو فعاليتهاي توليدي اعم از صنعتي، معدني، كشاورزي،
زيربنايي، خدمات و فناوري اطلاعات در اجراي قانون تشويق و حمايت
سرمايهگذاري خارجي مصوب 19/12/1380 بهمنظور جلب سرمايهگذاري خارجي،
زمينههاي لازم را از طريق مذكور در بند (ب) ماده (3) قانون تشويق و حمايت
سرمايهگذاري خارجي، مصوب 19/12/1380 فراهم نمايد.
دولت موظف است پرداخت كليه تعهدات قراردادي شركتهاي دولتي ايراني
طرفقرارداد براي كالاها و خدماتي كه الزاماً ميبايست توسط دولت خريداري
شود را كه بهتصويب شوراي اقتصاد رسيده است، از محل وجوه و منابع متعلق
به آنان، تعهد و پرداخت از محل آن وجوه و منابع را تضمين نمايد. اين تعهد
پرداخت نبايستي از محلوجوه و منابع عمومي باشد.
ضمانت نامه صادره عليرغم ماهيت تجاري آن نبايد ريسك تجاري و خساراتناشي
از قصور سرمايهگذار در ايفاي تعهدات قراردادي وي را پوشش دهد.
بهمنظور دستيابي به رشد پيشبينيشده در طي سالهاي برنامه چهارم
برايسرمايهگذاريهاي خارجي :
1ـ به دولت اجازه داده ميشود معادل يك در هزار كل سرمايهگذاريهاي
مستقيمخارجي واقعي تحت پوشش قانون تشويق و حمايت سرمايهگذاري خارجي
(مصوب19/12/1380) را علاوه بر بودجه ساليانه در رديفهاي پيشبينيشده در
قوانين بودجهسنواتي بهطور ساليانه دراختيار سازمان سرمايهگذاري و كمكهاي
اقتصادي و فني ايرانقرار دهد.
2ـ بهمنظور افزايش كارآيي سازمان سرمايهگذاري و كمكهاي اقتصادي و
فني ايراندر جهت تحقق اهداف پيشبينيشده در برنامه درخصوص سرمايهگذاري
خارجي و باتوجه به قانون تشويق و حمايت سرمايهگذاري خارجي، دولت مكلف
است نسبتبهتقويت و اصلاح ساختار تشكيلاتي و جايگاه سازمان مذكور اقدام
نمايد.
ماده 25 ـ الف ـ دولت موظف است با حفظ مالكيت خود
حداقل دهدرصد (10%) ازظرفيت انجام فعاليت مربوط به اكتشاف، استخراج و
توليد نفت و گاز، پالايش، پخش وحمل و نقل مواد نفتي و گازي با رعايت قانون
نفت مصوب 9/7/1366 و همچنين حداقلدهدرصد (10%) از انجام فعاليت مربوط به
توليد و توزيع برق را با حفظ مسؤوليت دولتدر تأمين برق بهنحوي كه موجب
انحصار در بخش غيردولتي نشود و استمرار ارائهخدمات فوقالذكر تضمين گردد
بهاشخاص حقيقي و حقوقي داخلي واگذار نمايد.
ب ـ دولت مكلف است با حفظ مسؤوليت تأمين برق، بهمنظور ترغيب
سايرمؤسسات داخلي به توليد هرچه بيشتر نيروي برق از نيروگاههاي خارج از
مديريت و نظارت وزارت نيرو، شرايط و قيمتهاي تضميني خريد برق را تا پايان
سال اول برنامهچهارم تعيين و اعلام كند.
ماده 26 ـ در جهت منطقي نمودن هزينه برق، گاز، تلفن،
آب و فاضلاب و نيز متناسب نمودننرخهاي ترجيحي در جهت حمايت از توليد (در
مقايسه با بخشهاي غيرتوليدي) كميتهايمتشكل از نمايندگان وزارتخانههاي
متولي امور توليدي و زيربنائي (حسب مورد) وسازمان مديريت و برنامهريزي كشور
همه ساله ضوابط تعيين نرخ فروش (اعم از اشتراك ونرخ نهادهها) را متناسب
با هدف فوق تهيه و به شوراي اقتصاد پيشنهاد خواهد نمود.
هزينههاي اشتراك زيربناهاي فوق براي واحدهاي توليدي، صنعتي،
معدني،كشاورزي، به علاوه هزينه حفر چاه، قيمت زمين و پروانه ساختمان مورد
استفادهواحدهاي توليدي غيردولتي كه طي برنامه چهارم تقاضاي انشعاب
ميكنند، پس ازبهرهبرداري با تقسيط پنجساله توسط دستگاههاي ذيربط دريافت
خواهد شد.
تبصره ـ دولت موظف است براي تأمين آب، برق، گاز و
تلفن و راه دسترسي تا ورودي شهركهاي صنعتي و نواحي صنعتي، با اعلام
دستگاه ذيربط اقدامهاي لازم را بهعمل آورد.
ماده 27 ـ به دولت اجازه داده ميشود بهمنظور ايجاد
انگيزه براي سرمايهگذاري و اشتغال درسطح كشور بهويژه در مناطق كمتر
توسعه يافته، در قالب لوايح بودجه سنواتي و از طريق وجوه ادارهشده،
تسهيلات متناسب با سهم متقاضيان سرمايهگذاري در طرحهاي اشتغالزا و نيز
قسمتي از سود و كارمزد تسهيلات مذكور را تأمين كند.
ماده 28 ـ بهمنظور تقويت اقتصاد حمل و نقل،
بهرهبرداري مناسب از موقعيت سرزمينيكشور، افزايش ايمني و سهولت حمل و نقل
بار و مسافر، دولت موظف است در چارچوب برنامه توسعه حمل و نقل كشور كه
بهتصويب هيأت وزيران خواهد رسيد، اهداف زير را دربرنامه چهارم توسعه محقق
كند مشروط بر اينكه اعتبارات موردنياز براي تحقق آن در قالب منابع قابل
تخصيص به بخش از سقفهاي مندرج در جدول شماره (4) اين قانون تجاوز ننمايد:
الف ـ1ـ حذف كامل نقاط سانحه خيز شناسايي شده در آزادراهها، بزرگراهها
و راههاي اصلي كشور.
2 ـ تكميل حداقل پنجاه درصد (50%) شبكه آزادراه و بزرگراه مرتبط
كننده مراكز استانها.
3 ـ تكميل صددرصد (100%) شبكه گذرگاههاي شمال ـ جنوب، شرق ـ غرب و
بزرگراههاي آسيايي در محدوده كشور.
4 ـ تكميل حداقل پنجاه درصد (50%) شبكه راههاي اصلي مرتبطكننده مراكز
شهرستانها.
5 ـ تكميل حداقل پنجاه درصد (50%) راههاي فرعي مرتبط كننده مراكز
بخشها.
6 ـ تكميل حداقل هفتاد درصد(70%) شبكه راههاي روستايي مرتبط كننده
روستاهايي كه بيش از يكصد خانوار جمعيت دارند.
7 ـ نوسازي ناوگان حمل و نقل عمومي جادهاي (بار و مسافر) با استفاده
از وجوهاداره شده بهنحوي كه در پايان برنامه، متوسط سن ناوگان حداكثر
به ده سال برسد.
8 ـ پوشش كامل آزادراههاي كشور به سامانه كنترل هوشمند (I.T.S)
9 ـ فراهمسازي زمينههاي لازم جهت ايجاد مجتمعهاي خدمات رفاهي
درجادههاي كشور از طريق اعطاي كمكهاي بلاعوض و واگذاري اراضي منابع
طبيعيبهصورت رايگان توسط وزارت جهاد كشاورزي.
ب ـ1ـ اتمام شبكه راه آهن ترانزيت كالا و مسافر شمال ـ جنوب و شرق ـ
غرب.
2 ـ اتمام شبكه راهآهن آسيايي واقع در محدوده كشور.
3 ـ ايجاد امكان دسترسي بخش غيردولتي به شبكه راهآهن كشور.
4 ـ تجهيز كامل شبكه راهآهن كشور به سيستم علائم و ارتباطات.
5 ـ نوسازي ناوگان راهآهن كشور با استفاده از وجوه ادارهشده،
بهنحوي كه درپايان برنامه متوسط سن ناوگان راهآهن مسافري حداكثر به
پانزده سال برسد.
6 ـ برقراري ارتباط كلان شهرها و سواحل شمال و جنوب و مراكز مهم
گردشگري بامركز با قطارهاي سرعت بالا با مشاركت بخشهاي غيردولتي.
ج ـ1ـ طبقهبندي فرودگاههاي كشور براساس برآورد ميزان تقاضاي حمل و
نقل بار ومسافر در پايان برنامه و تجهيز كامل فرودگاهها متناسب با آن.
2 ـ تكميل صددرصد (100%) تجهيزات ناوبري هوايي و پوشش راداري كل فضاي
كشور درحد استاندارد بينالمللي.
3 ـ نوسازي ناوگان حمل و نقل هوايي با استفاده از وجوه ادارهشده
بهنحوي كه درپايان برنامه، متوسط سن ناوگان هوايي حداكثر به پانزده سال
برسد.
4 ـ وظايف حفاظتي كليه فرودگاههاي كشور صرفاً بهعهده نيروي انتظامي
ميباشد. وظايف مربوط برابر آييننامهاي خواهد بود كه با پيشنهاد وزارت كشور
و وزارتراه و ترابري بهتصويب هيأت وزيران ميرسد.
5 ـ با لحاظ حاكميت و انحصار دولت بر امور هوانوردي و حمل و نقل هوايي
شامل ناوبري نشست و برخاست و پيشبيني تمهيدات مناسب براي جلوگيري از
انحصار در بخش غيردولتي و تضمين استمرار ارائه خدمات، دولت مجاز است سهام
شركت هواپيمائي جمهوري اسلامي ايران را بهنحوي كه حداقل پنجاه و يك
درصد (51%) آن در مالكيت دولت باقي بماند و سهام شركت ايران ايرتور را
بهبخش غيردولتي واگذار نمايد.
دـ1ـ تجهيز و نوسازي بنادر تجاري كشور و اصلاح مديريت بهرهبرداري آنها
بهنحويكه تا پايان برنامة چهارم توسعه، ظرفيت تخليه و بارگيري بنادر
تجاري حداقل به يكصد وده ميليون تن برسد.
2ـ نوسازي ناوگان حمل و نقل دريايي با استفاده از وجوه ادارهشده.
هـ ـ1ـ تدوين و بكارگيري استانداردهاي حمل و نقل با استانداردهاي
جهاني.
2 ـ ايجاد تسهيلات لازم و هماهنگي بين دستگاههاي ذيربط براي گسترش
ترانزيت كالا و مسافر.
3 ـ يكپارچه سازي سازمان مديريت فرودگاهها، بنادر و پايانههاي مرزي
زميني.
4 ـ نگهداري از زيربناهاي احداث شده حمل و نقل مطابق با نرمها و
استانداردهاي جهاني.
ماده 29 ـ مواد (127)، (128)، (129)، (131) و (132) قانون
برنامه سوم توسعه اقتصادي،اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران مصوب
17/1/1379 و اصلاحيههاي آنبراي دورة برنامة چهارم (1388ـ 1384) تنفيذ
ميگردد.
ماده 30 ـ دولت موظف است بهمنظور هويت بخشي به
سيماي شهر و روستا،استحكامبخشي ساخت و سازها، دستيابي به توسعه پايدار و
بهبود محيط زندگي درشهرها و روستاها، اقدامهاي ذيل را در بخشهاي عمران
شهري و روستايي و مسكنبهعمل آورد :
الف ـ هويت بخشي به سيما و كالبد شهرها، حفظ و گسترش فرهنگ معماري
وشهرسازي و ساماندهي ارائه خدمات شهري از طريق :
1 ـ تهيه و تدوين قانون جامع شهرسازي و معماري كشور تا پايان سال
اول برنامهچهارم.
2 ـ مناسبسازي فضاهاي شهري و روستايي براي جانبازان و معلولين جسمي
ـ حركتي و اعمال اين ضوابط در اماكن و ساختمانهاي عمومي و دولتي تا پايان
برنامهچهارم.
3 ـ بهبود وضعيت عبور و مرور شهري به همراه افزايش سهم حمل و نقل
عموميتا ميزان هفتاد و پنج درصد (75%) نسبتبه كل سفرهاي درون شهري.
4 ـ ارتقاء شاخصهاي جمعيت تحت پوشش شبكه آب شهري و فاضلاب
شهريبهترتيب تا سقف صددرصد (100%) و چهل درصد (40%).
5 ـ احياي بافتهاي فرسوده و نامناسب شهري و ممانعت از گسترش محدوده
شهرها براساس طرح جامع شهري و ساماندهي بافتهاي حاشيهاي در شهرهاي كشور
بارويكرد توانمندسازي ساكنين اين بافتها.
ب ـ ايمن سازي و مقاومسازي ساختمانها و شهرها بهمنظور كاهش خسارات
انساني و اقتصادي ناشي از حوادث غيرمترقبه شامل :
1 ـ كليه سازندگان و سرمايهگذاران احداث بنا در كليه نقاط شهري و
روستايي وشهركها و نقاط خارج از حريم شهرها و روستاها ملزم به رعايت
آييننامه (ايران) در رابطه باطراحي ساختمانها در مقابل زلزله ميباشند.
وزارت مسكن و شهرسازي مكلف به اعمال نظارت عاليه در مراحل
مختلفطراحي و ساخت ساختمانها ميباشد.
2 ـ استانداردكردن مصالح و روشهاي مؤثر در مقاومسازي ساختماني تا
پايانبرنامه چهارم و حمايت از توليدكنندگان آنها.
3 ـ صدور پايان كار براي ساختمانهاي عمومي و مجتمعهاي مسكوني
آپارتمانيمنوط به ارائه بيمه نامه كيفيت ساختمان ميباشد.
4 ـ صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران و وزارتخانههاي فرهنگ و
ارشاداسلامي، علوم، تحقيقات و فناوري، مسكن و شهرسازي و آموزش و پرورش
مكلفندخطرات ناشي از سكونت در ساختمانهاي غيرمقاوم در مقابل زلزله و لزوم
رعايت اصولفني در ساخت و سازها و نيز چگونگي مقابله با خطرات ناشي از
زلزله را به مردم آموزشدهند.
5 ـ وزارت امور اقتصادي و دارايي مكلف است با استفاده از تجارب ساير
كشورها، نظام بيمه ساختمان و ابنيه در مقابل زلزله و ساير حوادث را گسترش
داده و راهكارهاي همگانيشدن بيمه حوادث را مشخص و مقدمات قانوني اجراي
آن را فراهم نمايد.
6 ـ دولت مكلف است بازسازي و نوسازي بافتهاي قديمي شهرها و روستاها و
مقاومسازي ابنيه موجود در مقابل زلزله را با استفاده از منابع داخلي و
خارجي مذكور در بند (ب) ماده (13) اين قانون آغاز و ترتيباتي اتخاذ نمايد كه
حداكثر ظرف ده سال عمليات اجرايي مربوط به اين امر در كل كشور خاتمه
يابد.
7 ـ وزارتخانههاي نفت، نيرو، ارتباطات و فناوري اطلاعات و شركتهاي
تابعه مكلفند با استفاده از آخرين فناوريها، سيستم خدماتي آب، برق، گاز،
مخابرات و سوخترساني را بهگونهاي ايمن سازند كه دراثر بروز حوادث،
خدماترساني مختل نگردد.
8 ـ درصورت عدم رعايت آييننامههاي مربوطه يا عدم اجراي صحيح
نقشههايطراحي شده توسط مهندسين مشاور يا مهندس محاسب يا سازندگان
ساختمانها اعم ازپيمانكار و كارفرما و مهندس ناظر مربوطه مكلف به جبران
خسارت وارده به ساكنين ومالكين (درصورتيكه خود مقصر نباشند) ميباشند. در
صورت تكرار، پروانه كار مقصرينلغو خواهد شد.
ج ـ وزارت مسكن و شهرسازي مكلف است باتوجه به اثرات متقابل بخش
مسكن و اقتصاد ملي و نقش تعادل بخشي آن در ارتقاي كيفيت زندگي و كاهش
نابرابريها، طرح جامع مسكن را حداكثر تا پايان سال اول برنامه چهارم تهيه
و بهتصويب هيأت وزيرانبرساند. اين طرح مشتمل بر محورهاي زير با رويكرد
توسعه پايدار، عدالت اجتماعي وتوانمندسازي اقشار كمدرآمد خواهد بود:
1ـ تقويت تعاونيهاي توليد مسكن، سازمانهاي خيريه و غيردولتي فعال در
بخش مسكن.
2ـ مديريت يكپارچه و منسجم زمين براي تأمين مسكن و توسعه شهر و روستا
درچارچوب طرحهاي توسعه و عمران.
3 ـ تشكيل بازار ثانويه رهن براساس ضوابط قانوني كه بهتصويب مجلس
شوراي اسلامي ميرسد.
4 ـ افزايش سهم انبوهسازي در امر ساخت به ميزان سهبرابر عملكرد
برنامه سوم.
5 ـ گسترش بازار سرمايه مسكن و اتخاذ تدابير لازم براي تأمين سرمايه
در بخش.
د ـ دولت موظف است در اجراي اصل سي و يكم (31) قانون اساسي جمهوري
اسلامي ايران، اقدامهاي ذيل را به انجام برساند :
1 ـ حمايت از ايجاد و بهرهگيري از مشاركت تشكلها، انجمنها و گروههاي
خير مسكنساز براي اقشار آسيبپذير.
2 ـ تشويق و ترغيب سرمايهگذاري خارجي در بخش مسكن.
3 ـ دادن يارانه كارمزد تسهيلات مسكن به سازندگان (بخشهاي خصوصي،
تعاوني و عمومي) واحدهاي مسكوني ارزان قيمت و استيجاري در چارچوب ضوابط
واستانداردهاي مصوب در شهرهاي كوچك و متوسط و كليه روستاهاي كشور
برايگروههاي كمدرآمد، كارگران، كارمندان و زنان سرپرست خانوار.
4 ـ ارتقاء شاخص بهسازي مسكن روستايي تا دو برابر عملكرد اين شاخص
دربرنامه سوم.
5 ـ پلكانيكردن بازپرداخت اقساط تسهيلات بانكي در بخش مسكن.
6 ـ دادن كمكهاي اعتباري و فني براي بهسازي و نوسازي مسكن روستايي
وحمايت از ايجاد كارگاههاي توليد و عرضه مصالح ساختماني و عرضهكنندگان
خدماتفني.
هـ ـ به وزارت مسكن و شهرسازي اجازه داده ميشود بهمنظور اجراي
قانون استيجار، واگذاري معوض نصاب مالكانه و اجراي ساير طرحهاي عمراني
املاك مناسبموردنياز را در بافتهاي فرسوده و نامناسب شهري، به قيمت
كارشناسي روز خريدارينمايد.
وـ به وزارت مسكن و شهرسازي اجازه داده ميشود بهمنظور تأمين بخشي
ازاعتبارات موردنياز اجراي قانون تشويق، عرضه و احداث واحدهاي مسكوني
استيجاريمصوب 23/3/1377، زمينهاي شهري در تملك خويش را به قيمت روز و
بهصورتمزايده كه از قيمت كارشناسي روز كمتر نخواهد بود بهفروش رساند.
ماده 31 ـ دولت موظف است بهمنظور افزايش كارآمدي و
اثربخشي طرحها و پروژههاي سرمايهگذاري با رويكرد نتيجهگرا و دستيابي به
سيستم كنترل كيفي، متناسب با شرايطاقتصادي و اجتماعي و اقليمي كشور، تا
پايان سال اول برنامه چهارم، نسبتبه تدوين نظام فني و اجرايي كشور و
اجراي آن در تمامي دستگاههاي موضوع ماده (160) اين قانون بهشرح ذيل
اقدام نمايد :
الف ـ نظام كنترل هزينه، كيفيت و زمان را در تمامي مراحل طراحي،
اجرا و بهرهبرداري پروژهها و طرحها و بهرهمندي از روشهاي نوين، نظير طرح و
ساخت كليد دردست و مديريت طرح با ارائه برنامه مشخص، ايجاد و در حداقل چهل
درصد (40%) از طرحها مستقر كند.
ب ـ با هدف افزايش ايمني بناها و استحكام ساخت و سازها، نسبتبه
ترويج فرهنگ بهسازي و تدوين ضوابط، مقررات و بخشنامههاي موردنياز با رويكرد
تشويقي و بازدارنده و بهكارگيري مصالح و روشهاي ساخت نوين اقدام نمايد.
ج ـ سازوكارهاي لازم بهمنظور استقرار نظام مديريت كيفيت و مهندسي
ارزش، در پروژههاي تملك دارائيهاي سرمايهاي، از سال اول برنامه چهارم
فراهم نمايد.
دـ سازوكار ارزيابي پروژههاي پيشنهادي پس از حصول اطمينان از تأمين
اعتبار، با رويكرد توجيه فني، اقتصادي و زيست محيطي را بهمنظور جلوگيري از
اجراي پروژههاي فاقد توجيه از ابتداي برنامه چهارم ايجاد نمايد.
هـ ـ حذف تقاضاي مفاصاحساب حقوق دولتي در خاتمه كار از پيمانكاران و
مشاوران.
وـ تدوين «استاندارد ملي حسابداري طرحهاي تملك دارائيهاي سرمايهاي»
براي تعيين دقيق عملكرد حسابهاي سرمايهگذاري بخش عمومي و تعيين قيمت
تمامشده طرحها براساس شاخصهاي بهرهوري در هر بخش و اعمال مديريت ارزش
در آنها.
زـ آييننامه اجرايي اين ماده با پيشنهاد سازمان مديريت و برنامهريزي
كشور بهتصويب هيأت وزيران خواهد رسيد.
ماده 32 ـ اعتبارات طرحهاي تملك دارائيهاي سرمايهاي
جديد صرفاً براساس گزارشهاي توجيهي فني، اقتصادي و زيست محيطي تأييدشده
براي يكبار و بهقيمت ثابت سالي كهطرح مورد نظر براي اولين بار در لايحه
بودجه سالانه منظور ميگردد، به تفكيك سالهاي برنامه چهارم و سالهاي بعد
بهتصويب مجلس شوراي اسلامي ميرسد.
سازمان مديريت و برنامهريزي كشور موظف است اعتبارات موردنياز
سالهايباقيمانده برنامه چهارم را با اعمال تغيير نرخهاي ابلاغي خود محاسبه
نموده و برحسببرنامه ـ دستگاه در لوايح بودجه سالانه كل كشور منظور نمايد.
مبادله موافقتنامه شرح عمليات طرحهاي تملك دارائيهاي سرمايهاي
انتفاعي وغيرانتفاعي مشتمل بر اهداف طرح، شرح عمليات اجرائي، اعتبارات
مصوب، پيشرفتفيزيكي و مشخصات فني فقط براي يكبار در دوران برنامه انجام
ميپذيرد. اينموافقتنامهها براي دوران برنامه چهارم معتبر و ملاك عمل
خواهند بود.
موافقتنامههايي كه براي انطباق ميزان اعتبارات سالانه طرحها با
قوانين بودجهسنواتي مبادله ميشوند جنبه اصلاحيه داشته و نبايد موجب
افزايش اهداف و تعدادپروژههاي طرح شوند. موارد استثناء كه منجر به افزايش
حجم عمليات و يا تعداد پروژههاميگردد مشابه طرحهاي جديد تلقي ميگردند.
مبادله موافقتنامه طرحهاي تملك دارائيهاي سرمايهاي صرفاً نظامي بخش
دفاعتابع دستورالعمل خاصي است كه به پيشنهاد مشترك ستاد كل نيروهاي
مسلح، وزارتدفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح و سازمان مديريت و برنامهريزي
كشور بهتأييد فرماندهيكل نيروهاي مسلح خواهد رسيد.
آييننامه اجرايي اين ماده شامل چگونگي ابلاغ و تخصيص اعتبارات طرحهاي
مليو نحوه اعمال مفاد اين ماده براي اعتبارات تملك دارائيهاي سرمايهاي
استاني با پيشنهادسازمان مديريت و برنامهريزي كشور بهتصويب هيأتوزيران
خواهد رسيد.
فصل دوم ـ تعامل
فعال با اقتصاد جهاني
ماده 33 ـ بهمنظور نوسازي و روانسازي تجارت،
افزايش سهم كشور در تجارت بينالملل ،توسعه صادرات كالاهاي غيرنفتي و
خدمات، تقويت توان رقابتي محصولات صادراتي كشور در بازارهاي بينالمللي و
بهمنظور گسترش كاربرد فنآوري ارتباطات و اطلاعات در اقتصاد، بازرگاني و
تجارت در قالب سند ملي بازرگاني كشور، دولت مكلف است :
الف ـ با تجهيز مبادي و مجاري ورودي كشور، نسبتبه توسعه ترانزيت و
عبور مطمئن، آزاد و سريع كليه كالاها و خدمات با نرخ رقابتي اقدام نمايد.
ب ـ نسبتبه هدفمندسازي و ساماندهي يارانهها و جوايز صادراتي در قالب
حمايتهاي مستقيم و غيرمستقيم اقدام نمايد.
ج ـ نسبتبه افزايش سرمايه صندوق ضمانت صادرات ايران و نيز تأمين
مابهالتفاوت نرخهاي اعتباري و گسترش پوشش بيمهاي در كشورهاي هدف براي
صادرات كالا و خدمات بهويژه خدمات فني و مهندسي اقدام نمايد.
دـ برقراري هرگونه ماليات و عوارض براي صادرات كالاهاي غيرنفتي و
خدمات در طول برنامه ممنوع ميباشد. دولت مجاز است بهمنظور صيانت از منابع
و استفاده بهينه از آنها، عوارض ويژهاي را براي صادرات مواد اوليه
فرآورينشده وضع و دريافت نمايد. تشخيص اين قبيل مواد برعهده شوراي عالي
صادرات خواهدبود. ميزان عوارض به پيشنهاد مشترك وزارتخانههاي بازرگاني،
امور اقتصادي و دارايي، صنايع و معادن و جهاد كشاورزي و تصويب هيأت وزيران
تعيين و تصويب خواهد شد.
تبصره ـ صادرات كالا و خدمات از اخذ هرگونه مجوز
بهاستثناي استانداردهاي اجباري و گواهيهاي مرسوم در تجارت بينالملل (مورد
درخواست خريداران) معاف ميباشند.
هـ ـ توازن تجاري با كشورهاي طرف همكاري و بلوكهاي اقتصادي ايجاد
نمايد طوري كه سهم صادرات غيرنفتي از كل صادرات كشور از بيست و سه و
يكدهم درصد (1/23%) در سال 1382 به سي و سه و شش دهم درصد (6/33%) در سال
1388 افزايش يابد.
وـ بازارچهها و مبادلات مرزي را از طريق اصلاح نظام اجرايي، معيارهاي
تشكيل و رويههاي اداري ساماندهي نمايد.
زـ نسبتبه حذف كليه موانع غيرتعرفهاي و غيرفني با رعايت موازين
شرعي و وضع نرخهاي معادل تعرفهاي با زمانبندي معين و در قالب پيشآگهي
حداكثر تا پايان سال اول برنامه اقدام نمايد.
ح ـ تدابير و اقدامات مؤثر حفاظتي، جبراني و ضد دامپينگ در مواردي كه
كالايي با شرايط غيرمتعارف و با امتياز قابل توجه به كشور وارد ميشود را
اتخاذ و اعمال نمايد.
ط ـ با تجهيز دستگاهها و واحدهاي مربوطه و با رعايت استانداردها و چارچوب
نظام بازرگاني و تجارت الكترونيكي، اقدامات لازم را توسط دستگاههاي
يادشده بهشرح زير انجام دهد :
1ـ به روز نمودن پايگاهها و مراكز اطلاع رساني و ارائه خدمات دستگاه
مربوطه در محيط رايانهاي و شبكهاي.
2 ـ انجام مناقصهها، مزايدهها و مسابقههاي خريد و فروش كالا و خدمات و
عمليات مالي ـ اعتباري در محيط رايانهاي و شبكههاي اطلاعرساني.
3 ـ ايجاد بازارهاي مجازي.
4 ـ انجام فعاليتهاي تداركاتي و معاملاتي در قالب تجارت الكترونيكي
از سال دوم برنامه.
تبصره ـ قوه قضائيه موظف است شعبه يا شعبي از
دادگاهها را براي بررسي جرايم الكترونيكي و نيز جرائم مربوط به تجارت
الكترونيكي و تجارت سيار، اختصاص دهد.
ي ـ ازطريق وزارت بازرگاني نسبتبه راهاندازي دفاتر، شعب و يا
نمايندگيهاي سازمان توسعه تجارت در كشورهاي هدف با اخذ مصوبه از
هيأتوزيران اقدام نمايد.
تبصره ـ كليه بنگاههاي تجاري و شبكههاي توزيع موظفند
استانداردهاي ابلاغي ازسوي وزارت بازرگاني را در جهت نوينسازي شبكههاي
توزيع كشور و پيوستن به سازمان تجارت جهاني رعايت نمايند.
ك ـ برقراري هماهنگي ميان سياستهاي مالي و پولي با سياستهاي
استراتژيكتجاري.
ل ـ دولت مكلف است بهمنظور همپيوندي فعال با اقتصاد جهاني و
رونقبخشيدن به تجارت خارجي، قانون مقررات صادرات و واردات، قانون امور
گمركي و قانون مناطق آزاد تجاري و صنعتي را بازنگري و اصلاح و مقررات ضد
دامپينگ را تدوين نموده و بهتصويب مرجع ذيربط برساند.
ماده 34 ـ دولت موظف است بهمنظور تسهيل تجارت و حمل
و نقل، استقرار صنايع دريايي،گسترش گردشگري، كمك به بهرهبرداري پايدار
منابع شيلاتي و استفاده بهينه از اينمناطق، براي توسعه فعاليتهاي توليدي
و خدمات دريايي، با حفظ امور سياستگذاري، برنامهريزي و نظارت براي خود،
ضمن واگذاري رقابتي امور تصدي به بخشهاي غيردولتي در مناطق ساحلي و
درياها، با انجام مطالعات تطبيقي در قوانين، مقررات، آييننامهها،
اساسنامهها و شرح وظايف دستگاههاي اجرايي مرتبط با فعاليتهاي دريايي،
لوايح موردنياز براي توسعه فعاليتهاي دريايي را با اصلاح قوانين مرتبط و
حذف وظايف موازي، مشابه و متضاد و تجميع وظايف همگن و متجانس هر يك از
دستگاهها، تفكيك كامل وظايف دستگاهها براي اعمال حاكميت و براساس محورهاي
زير تهيه و براي تصويب به مجلس شوراي اسلامي ارائه نمايد:
الف ـ يكسانسازي تعاريف و اصطلاحات قانوني (با ملاحظه تعاريف
واصطلاحات بينالمللي) كنوانسيونهاي بينالمللي كه ايران عضو آنها است.
ب ـ برقراري امنيت و تأمين نظم، تعيين مقررات حقوقي و رويههاي
قضائي.
ج ـ انجام كليه امور تجاري از طريق بنادر و اسكلههاي تجاري و
گمركات رسمي.
د ـ ايمني در دريا، بيمههاي دريايي و امداد و نجات در دريا.
هـ ـ حفاظت از محيط زيست و تعيين حريمها و پهنهبندي نواحي ساحلي و
آبهاي داخلي و بينالمللي.
و ـ بهرهبرداري پايدار از نواحي ساحلي، دريايي، حمايت از ناوگانهاي
جمهوري اسلامي ايران براساس قواعد بينالمللي و حمايت از رمايهگذاريها در
فعاليتهاي اقتصادي، نظير ؛ حمل و نقل دريايي، منابع تجديدناپذير
دريايي(نفت و گاز، معادن و...)، منابع تجديدپذير دريايي (آبزيان و...)
گردشگري دريايي، خدمات پشتيباني و صنعتي دريايي.
ز ـ آموزشهاي علمي، مهندسي، مديريت، حقوقي و مهارتهاي تخصصي دريايي
و دريانوردي.
ح ـ تحقيقات دريايي، ثبت پايش اطلاعات اقيانوسشناسي و فناوري
اطلاعات و ارتباطات دريايي.
ط ـ حمايت از ناوگان ملي براساس قواعد بينالمللي.
ي ـ فراهم كردن امكانات و زيرساختهاي لازم براي گسترش فعاليتهاي
ماهيگيري از جمله :
توسعه، تجهيز، نگهداري و بهسازي بنادر صيادي.
ك ـ سازماندهي و تجهيز مراكز تخليه صيد كوچك و ارتقاء بهرهوري بنادر
ماهيگيري با رويكرد بهبود كيفيت، افزايش ارزش افزوده صيد و گسترش مشاركت
بخش غيردولتي.
ماده 35 ـ دولت مكلف است بهمنظور اعمال مديريت واحد
و ايجاد رشد اقتصادي مناسب در مناطق آزاد اقدامات زير را انجام دهد:
الف ـ مديريت سازمانهاي مناطق آزاد به نمايندگي از طرف دولت،
بالاترين مقام اجرائي منطقه محسوب شده و كليه دستگاههاي اجرائي مستقر در
مناطق آزاد بهاستثناي دستگاههاي نهادي دفاعي و امنيتي مكلف هستند ضمن
رعايت ماده (27) قانون چگونگي اداره مناطق آزاد تجاري صنعتي مصوب 7/6/1372
نسبتبه اصلاح و رفع مغايرتهاي مقرراتي خود با مقررات مناطق آزاد اقدام
نمايند.
ب ـ وزارتخانهها، سازمانها، مؤسسهها و شركتهاي دولتي و وابسته به
دولت درحيطه وظايف قانوني ضمن هماهنگي با سازمانهاي مناطق آزاد، خدمات از
قبيل برق، آب، مخابرات، سوخت و ساير خدمات را با نرخهاي مصوب جاري در
همان منطقه جغرافيايي از كشور به مناطق آزاد ارائه خواهند نمود.
ج ـ كالاهاي توليد يا پردازش شده در مناطق آزاد هنگام ورود به ساير
نقاط كشور به ميزان مجموع ارزش افزوده و ارزش مواد اوليه داخلي و قطعات
داخلي بهكاررفته در آن مجاز و توليد داخلي محسوب و از پرداخت حقوق ورودي
معاف خواهد بود.
تبصره ـ مواد اوليه و كالاهاي واسطهاي خارجي بهكار
رفته در توليد مشروط بهپرداخت حقوق ورودي در حكم مواد اوليه و كالاي
داخلي محسوب ميشود.
د ـ حقوق، عوارض و هزينههاي بندري كه طبق قوانين جاري از كشتيها و
شناورها بابت خدمات بندري دريافت ميشود درصورتيكه اين بنادر و لنگرگاهها
توسط بخش خصوصي و تعاوني و يا مناطق آزاد ايجاد شده باشند توسط سازمان
مناطق آزاد مربوطه اخذ ميگردد.
مناطق آزاد مجازند نسبتبه ثبت و ترخيص كشتيهاي بينالمللي اقدام نمايند.
هـ ـ محدوده آبي مناطق آزاد كه قلمرو آن با رعايت مسائل امنيتي و
دفاعي با پيشنهاد هيأتوزيران به تصويب مجلس شوراي اسلامي خواهد رسيد از
امتيازات قانون چگونگي اداره مناطق آزاد تجاري ـ صنعتي جمهوري اسلامي
ايران مصوب 7/6/1372 و اصلاحات بعدي آن برخوردار خواهد بود.
و ـ مبادلات كالا بين مناطق آزاد و خارج از كشور و نيز ساير مناطق آزاد
از كليه حقوق ورودي، عوارض (بهاستثناي عوارض موضوع ماده «10» قانون
چگونگي اداره مناطق آزاد تجاري ـ صنعتي جمهوري اسلامي ايران مصوب
7/6/1372) و ماليات معاف ميباشند.
ز ـ در زمينه گسترش ارتباطات علمي با مراكز و نهادهاي آموزشي و
تحقيقاتي معتبر بينالمللي وزارتخانههاي علوم، تحقيقات و فناوري و بهداشت،
درمان و آموزش پزشكي در چارچوب ضوابط و مقررات قانوني و مصوبات شوراي
عالي انقلاب فرهنگي نسبتبه صدور مجوز جهت ايجاد دانشگاههاي خصوصي در مناطق
آزاد تجاريصنعتي اقدامنمايند.
ماده 36 ـ مواد (114)، (117) و تبصره (2) ماده (86)
قانون برنامه سوم توسعه اقتصادي،اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران
مصوب 17/1/1379 و اصلاحيههاي آنبراي دورة برنامة چهارم (1388ـ1384) تنفيذ
ميگردد.
فصل سوم ـ
رقابتپذيري اقتصادي
ماده 37 ـ دولت موظف است در جهت ايجاد فضا و
بسترهاي مناسب براي تقويت و تحكيم رقابتپذيري و افزايش بهرهوري نيروي
كار متوسط سالانه سه و نيم درصد (5/3%) و رشد صادرات غيرنفتي متوسط سالانه
ده و هفتدهم درصد (7/10%) و ارتقاء سهم صادرات كالاهاي فناوري پيشرفته در
صادرات غيرنفتي از دو درصد (2%) به شش درصد (6%)، اقدامهاي ذيل را به عمل
آورد :
الف ـ نظامهاي قانوني، حقوقي، اقتصادي، بازرگاني و فني مناسب را در
جهت تقويت رقابتپذيري اقتصاد فراهم نمايد.
ب ـ از توليد كالاها و خدمات در عرصههاي نوين و پيشتاز فناوري در كشور
ازطريق اختصاص بخشي از تقاضاي دولت به خريد اين توليدات حمايت بهعمل
آورد.
ج ـ زمينه مشاركت تشكلهاي قانوني غيردولتي صنفي ـ تخصصي بخشهاي
مختلف را در برنامهريزي و سياستگذاريهاي مربوطه ايجاد نمايد.
دـ خدمات بازرگاني، فني، مالي، بانكي و بيمهاي پيشرفته را توسعه
داده و يا ايجاد نمايد.
تبصره 1 ـ سازمانهاي توسعهاي كه بهموجب اساسنامه
قانوني خود به سرمايهگذاري مشترك با بخش غيردولتي مجاز ميباشند، از رقابت
با بخش غيردولتي منعميگردند و فعاليتهاي خود را صرفاً در جهت تقويت
سرمايهگذاري بخش غيردولتي و خروج از سرمايهگذاري مذكور در حداقل زمان
ممكن ساماندهي خواهند نمود.
تبصره 2 ـ بيمه نامههاي صادره از سوي مؤسسات بيمه
بهعنوان وثيقه دريافت تسهيلات بانكي، معتبر خواهد بود.
ماده 38 ـ الف ـ دولت موظف است تا پايان سال اول
برنامه چهارم در قلمروهاي اقتصاديكه انحصار طبيعي و يا قانوني وجود دارد و
همچنين در قلمروهائي كه انحصارات جديد ناشي از توسعه اقتصادي شبكهاي و
فناوري اطلاعات و ارتباطات بوجود ميآيد با رعايت حقوق شهروندان، لايحه
تسهيل شرايط رقابتي و ضد انحصار را به مجلس شوراي اسلامي تقديم كند.
ب ـ قانون نحوه توزيع قند و شكر توليدي كارخانههاي كشور مصوب
29/1/1353 و اصلاحيه بعدي آن در طول برنامه چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي
وفرهنگي جمهوري اسلامي ايران موقوفالاجرا ميگردد.
ماده 39 ـ دولت موظف است در جهت تجديد ساختار و
نوسازي بخشهاي اقتصادي، دربرنامه چهارم اقدامهاي ذيل را به عمل آورد :
الف ـ اصلاح ساختار و ساماندهي مناسب بنگاههاي اقتصادي و تقويت
رقابتپذيري آنها را از طريق زير اصلاح نمايد :
1ـ حمايت از ايجاد پيوند مناسب بين بنگاههاي كوچك، متوسط، بزرگ
(اعطايكمكهاي هدفمند) توسعه شبكهها، خوشهها و زنجيرهها و انجام تمهيدات
لازم براي تقويت توان فني ـ مهندسي ـ تخصصي، تحقيق و توسعه و بازارياب در
بنگاههاي كوچك و متوسط و توسعه مراكز اطلاع رساني و تجارت الكترونيك براي
آنها.
2ـ رفع مشكلات و موانع رشد و توسعه، بنگاههاي كوچك و متوسط و كمك
بهبلوغ و تبديل آنها به بنگاههاي بزرگ و رقابتپذير و اصلاح ساختار قطبي
كنوني.
ب ـ انطباق نظامهاي ارزيابي كيفيت با استانداردهاي بينالمللي، توسعه
و ارتقاي سطح استانداردهاي ملي و مشاركت فعال در تدوين استانداردهاي
بينالمللي، افزايش مستمر انطباق محصولات با استانداردهاي ملي و بينالمللي
و ممنوعيت خريد كالاهاي غيرمنطبق با استاندارد ملي اجباري توسط دستگاههاي
مشمول ماده (160) اين قانون، مؤسسات عمومي غيردولتي و مجريان طرحهاي تملك
دارائيهاي سرمايهاي.
ج ـ قيمتگذاري، به كالاها و خدمات عمومي و انحصاري و كالاهاي اساسي
محدود ميگردد. فهرست و ضوابط تعيين قيمت اينگونه كالاها و خدمات براساس
قواعد اقتصادي، ظرف شش ماه پس از تصويب اين قانون با پيشنهاد كار گروهي
متشكل از وزارت بازرگاني، سازمان مديريت و برنامهريزي كشور و وزارتخانههاي
ذيربط و تصويب هيأتوزيران تعيين ميگردد. چنانچه دولت به هر دليل فروش
كالا يا خدمات فوقالذكر را به قيمتي كمتر از قيمت تعيين شده تكليف كند،
مابهالتفاوت قيمت تعيينشده و تكليفشده ميبايد همزمان تعيين و از محل
اعتبارات و منابع دولت در سال اجرا پرداخت گردد و يا از محل بدهي دستگاه
ذيربط به دولت تهاتر شود.
ماده 40 ـ دولت موظف است در جهت ارتقاي سطح و جذب
فناوريهاي برتر در بخشهاي مختلف اقتصادي، اقدامهاي ذيل را در برنامه چهارم
بهعمل آورد :
الف ـ براي ادغام شركتها، بنگاهها و شكلگيري شركتهاي بزرگ، اقدامهاي
ذيل مجاز است :
ادغام شركتهاي تجاري موضوع باب سوم «قانون تجارت»، مادامي كه
موجب ايجاد تمركز و بروز قدرت انحصاري نشود، به شكل يك جانبه (بقاي يكي از
شركتها ـ شركت پذيرنده و ادغام و ايجاد شخصيت حقوقي جديد ـ شركت جديد)، با
تصويب چهارپنجم صاحبان سهام در مجمع عمومي فوقالعاده شركتهاي سهامي يا
چهارپنجم صاحبان سرمايه در ساير شركتهاي تجاري موضوع ادغام، مجاز خواهد بود.
كليه حقوق و تعهدات، دارائي، ديون و مطالبات شركت يا شركتهاي موضوع
ادغام، به شركت پذيرنده ادغام يا شركت جديد انتقال خواهند يافت و پس از
ادغام، شركت پذيرنده ادغام يا شركت جديد باتوجه به نوع آن مطابق مقررات
«قانون تجارت» اداره خواهد شد.
كاركنان شركتهاي موضوع ادغام به شركت پذيرنده ادغام يا شركت جديد
انتقال خواهند يافت. در صورت عدم تمايل برخي كاركنان با انتقال به شركت
پذيرنده ادغام يا شركت جديد، شركت مزبور مكلف به بازخريد آنان مطابق
مقررات قانون كار مصوب 29/8/1369 ميباشد. چنانچه شركت پذيرنده ادغام يا
شركت جديد در موارد خاص با نيروي كار مازاد مواجه باشد، مطابق قانون تنظيم
بخشي از مقررات تسهيل نوسازي صنايع كشور و اصلاح ماده (113) قانون برنامه
سوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران مصوب 26/5/1382
عمل خواهد شد.
سرمايه شركتي كه از ادغام شركتهاي موضوع اين بند حاصل ميگردد تا
سقف مجموع سرمايه شركتهاي ادغام شده در آن، از پرداخت ماليات موضوع ماده
(48) قانون مالياتهاي مستقيم مصوب 3/12/1366 و اصلاحيههاي آن معاف است.
دولت موظف است شرايط پيشگيري از ايجاد تمركز، اعمال بروز قدرت،
انحصار، دامنه مفيد و مجاز ادغامها را تدوين و در تدوين لايحه تسهيل رقابت و
كنترل انحصار پيشبيني نمايد.
ب ـ در جهت افزايش توان رقابتپذيري بنگاههاي فعال در صنايع نوين،
اقدامات ذيل انجام پذيرد :
1 ـ مناطق ويژه صنايع، مبتني بر فناوريهاي برتر را در جوار قطبهاي
علميصنعتي كشور و در مكانهاي مناسب ايجاد نمايد.
2ـ شهركهاي فناوري را در مكانهاي مناسب ايجاد نمايد.
3ـ به سرمايهگذاري بنگاههاي غيردولتي از طريق سرمايهگذاريهاي
مشترك، ايجاد و توسعه نهادهاي تخصصي، تأمين مالي فناوري و صنايع نوين از
قبيل نهاد مالي سرمايهگذاري خطرپذير كمك نمايد.
4 ـ مؤسسات پژوهشي لازم را براي توسعه فناوريهاي پيشرفته و جديد از
طريق مشاركت شركتها و بنگاههاي اقتصادي با مراكز پژوهشي (آموزش عالي) كشور
ايجاد نمايد.
ماده 41 ـ دولت موظف است در برنامه چهارم، در جهت
بهبود فضاي كسب و كار در كشور وزمينهسازي توسعه اقتصادي و تعامل با جهان
پيرامون، اقدامهاي ذيل را به عمل آورد :
الف ـ كنترل نوسانات شديد نرخ ارز در تداوم سياست يكسانسازي نرخ
ارز، بهصورت نرخ شناور مديريت شده و با استفاده از ساز و كار عرضه و تقاضا،
با درنظرگرفتنملاحظات حفظ توان رقابت بنگاههاي صادركننده و سياست جهش
صادرات با رعايت بند (4) الزامات جدول شماره (2) اين قانون.
ب ـ تنظيم تعرفههاي واردات نهادههاي كالايي توليد (ماشينآلات و
مواد اوليه) مبتنيبر حمايت منطقي و منطبق با مزيتهاي رقابتي از توليد
داخلي آنها و در جهت تسهيل فعاليتهاي توليدي صادرات گرا.
ج ـ برنامه ريزي و اجراي توسعه زيربناها با هدف كاهش هزينههاي
توليد، خلق مزيتهاي رقابتي و منطبق با نيازهاي توسعه اقتصادي كشور.
د ـ بازنگري قانون و مقررات مربوط به نيروي كار با سازوكار
سهجانبهگرايي (دولت ـ كارگر ـ كارفرما) بهگونهايكه :
1 ـ تكاليف معطوف به تأمين اجتماعي و شغلي، از متن قانون كار مصوب
29/8/1369 منتزع و به قانون جامع تأمين اجتماعي و بيمه بيكاري منتقل
گردد.
2 ـ انعطاف لازم براي حل اختلافات در آن لحاظ شود.
3 ـ متناسب با شرايط و مقتضيات خاص بخشهاي مختلف اقتصادي، مقررات
خاصي را در متن قانون پيشبيني و به مورد اجرا گذارد.
هـ ـ لايحه جامع تسهيل رقابت و كنترل و جلوگيري از شكلگيري انحصارات
را درسال نخست برنامه چهارم تهيه و به مجلس شوراي اسلامي تقديم كند.
و ـ نسبتبه گسترش و تعميق بازار سرمايه و تنوع ابزارهاي مورداستفاده
در آن اقدام نمايد.
ماده 42 ـ مواد (34) و (88) قانون برنامه سوم توسعه
اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران مصوب 17/1/1379 و
اصلاحيههاي آن براي دوره برنامه چهارم (1388ـ1384) تنفيذ ميگردد.
فصل چهارم ـ
توسعه مبتني بر دانائي
ماده 43 ـ دولت موظف است نظر به اهميت نقش
دانش و فناوري و مهارت، بهعنوان اصليترين عوامل ايجاد ارزش افزوده در
اقتصاد نوين، اقدامهاي زير را بهعملآورد:
الف ـ نوسازي و بازسازي سياستها و راهبردهاي پژوهشي، فناوري و آموزشي
بهمنظور توانائي پاسخگوئي مراكز علمي، پژوهشي و آموزشي كشور به تقاضاي
اجتماعي، فرهنگي و صنعتي و كاركردن در فضاي رقابت فزاينده عرصه جهاني،
طي سال اول برنامه چهارم.
ب ـ تهيه برنامههاي جامع توسعه علمي و فناوري كشور (بهويژه فناوري
با سطوح عالي علوم و فناوري روز جهاني) در بخشهاي مختلف، طي سال اول
برنامه چهارم.
ج ـ پيشبيني تمهيدات لازم بهمنظور بهرهبرداري حداكثر از ظرفيتهاي
ملي و منطقهاي حوزههاي فناوري اطلاعات، فناوري زيستي و ريزفناوري، زيست
محيطي، هوافضاها و هستهاي.
د ـ بازنگري در ساختار و نوسازي فرآيندهاي تحقيقات و آموزش علوم
انساني و مطالعات اجتماعي و فرهنگ، بهمنظور توسعه كيفي و حرفهاي شدن
پژوهش در حوزهمذكور و ايجاد توانائي نظريهپردازي در حوزههاي اجتماعي در
سطح جهاني و پاسخگوئي به نيازهاي تصميمسازي در دستگاههاي اجرائي كشور، طي
سال اول برنامه چهارم.
ماده 44 ـ دولت موظف است بهمنظور استقرار جامعه
اطلاعاتي و تضمين دسترسي گسترده امن و ارزان شهروندان به اطلاعات موردنياز
اقدامهاي ذيل را بهعملآورد:
الف ـ حمايت از سرمايهگذاري در توليد و عرضه انواع محتوي و اطلاعات
بهزبان فارسي در محيط رايانهاي با تكيه برتوان بخشخصوصي و تعاوني.
ب ـ اتخاذ تدابير لازم بهمنظور كسب سهم مناسب از بازار اطلاعات و
ارتباطات بينالمللي استفاده از فرصت منطقهاي ارتباطي ايران از طريق
توسعه مراكز اطلاعاتي اينترنتي ملي و توسعه زيرساختهاي ارتباطي با تكيه بر
منابع و توان بخشهاي خصوصي و تعاوني و جلب مشاركت بينالمللي.
ج ـ تهيه و تصويب سند راهبردي برقراري امنيت در فضاي توليد و تبادل
اطلاعات كشور در محيط هاي رايانهاي حداكثر تا پايان سال اول برنامه
چهارم.
ماده 45 ـ دولت موظف است بهمنظور گسترش بازار
محصولات دانايي محور و دانش بنيان، تجاريسازي دستاوردهاي پژوهشي و نوآوري
و گسترش نقش بخش خصوصي و تعاوني در اين قلمرو، اقدامهاي ذيل را به انجام
برساند :
الف ـ طراحي و استقرار كامل نظام جامع حقوق مالكيت معنوي، ملي و
بينالمللي و پيشبيني ساختارهاي اجرايي لازم.
ب ـ تأمين و پرداخت بخشي از هزينههاي ثبت جواز امتياز علمي (Patent)
در سطح بينالمللي و خريد جوازهاي امتياز علمي ثبتشده داخلي، توسط
توليدكنندگان.
ج ـ اتخاذ تدابير لازم جهت بيمه قراردادهاي پژوهشي، فني و فعاليتهاي
توليدي و خدماتي كه براساس دستاوردها و نتايج يافتههاي پژوهشي داخلي
انجام ميگيرد.
د ـ حمايت از كليه پژوهشهاي سفارشي (داراي متقاضي) از طريق پيشبيني
اعتبار در بودجه سنواتي، مشروط به اينكه حداقل چهل درصد (40%) از هزينههاي
آن را كارفرما تأمين وتعهد كرده باشد.
هـ ـ توسعه ساختارها و زيربناهاي لازم براي رشد فعاليتهاي دانايي محور
در بخش دولتي و خصوصي بهويژه ايجاد و گسترش پاركها و مراكز رشد علم و
فناوري.
و ـ اقدام براي اصلاح قوانين و مقررات و ايجاد تسهيلات لازم جهت
ارجاع كار و عقد قرارداد فعاليتهاي پژوهشي و فني دولت با بخش خصوصي و
تعاوني و حمايت از ورود بخش خصوصي و تعاوني به بازارهاي بينالمللي در
قلمرو دانش و فناوري.
ز ـ اتخاذ تدابير و راهكارهاي لازم جهت حمايت مالي مستقيم از مراكز و
شركتهاي كوچك و متوسط بخش خصوصي و تعاوني براي انجام تحقيقات توسعهاي
كه منجر به ابداع، اختراع و ارتقاي محصولات و روشها ميشود.
ح ـ كمك به تأسيس و توسعه صندوقهاي غيردولتي پژوهش و فناوري.
ط ـ پيشبيني تمهيدات و سازوكارهاي لازم بهمنظور ارزشگذاري و مبادله
محصولات نامشهود دانايي محور.
ماده 46 ـ دولت موظف است بهمنظور برپاسازي نظام
جامع پژوهشي و فناوري، اقدامهاي ذيل را انجام دهد :
الف ـ طراحي و پيادهسازي نظام ملي نوآوري براساس برنامه جامع
توسعه فناوري و گسترش صنايع نوين.
ب ـ ساماندهي نظام پژوهش و فناوري كشور (تا پايان سال اول برنامه
چهارم) ازطريق تعيين اولويتها، هدفمندكردن اعتبارات و اصلاح ساختاري
واحدهاي پژوهشي در قالب مأموريتهاي ذيل :
ـ تربيت نيروي انساني روزآمد در فرآيند پژوهش و فناوري.
ـ توسعه مرزهاي دانش.
ـ تبديل ايده به محصولات و روشهاي جديد.
ـ تدوين و توليد دانش فني و انجام تحقيقات نيمه صنعتي.
ـ انتقال و جذب فناوري.
ـ پژوهش بهمنظور افزايش توان رقابتي بخشهاي توليدي و خدماتي كشور.
ـ انجام پژوهشهاي كاربردي درخصوص حل مشكلات كشور.
ج ـ نوسازي شيوههاي مديريت بخش پژوهش از جمله: ايجاد شبكههاي
واحدهاي پژوهش و فناوري همگن بهعنوان دستگاههاي اجرايي با مأموريت توزيع
هدفدار و بهينه اعتبارات تحقيقاتي و نظارت و پايش فعاليتها در زمينههاي
علمي مربوطه باتكيه بر شاخصهاي جهاني.
د ـ توسعه همكاريهاي مؤثر بينالمللي در عرصه پژوهشي و فناوري از طريق
اصلاح و سادهسازي قوانين و مقررات مربوطه.
هـ ـ افزايش يكنواخت سرمايهگذاري دولت در امر پژوهش و فناوري (موضوع
مأموريتهاي مندرج در بند «ب») به ميزان حداقل دو درصد (2%) توليد ناخالص
داخلي از محل اعتبارات عمومي دستگاههاي اجرايي و يك درصد (1%) درآمد
عملياتي شركتهاي دولتي، بانكها (بهاستثناي سود سپردههاي بانكي) و مؤسسات
انتفاعي وابسته به دولت و بخش غيردولتي تا پايان برنامه چهارم و سمتدهي
سرمايهگذاري فوق در جهت پژوهشهاي مأموريتگرا و تقاضامحور.
ماده 47 ـ بهمنظور ايجاد و توسعه شركتهاي دانشبنيان و
تقويت همكاريهاي بينالمللي، اجازه داده ميشود واحدهاي پژوهشي و فناوري و
مهندسي مستقر در پاركهاي علم وفناوري درجهت انجام مأموريتهاي محوله از
مزاياي قانوني مناطق آزاد درخصوص روابط كار، معافيتهاي مالياتي و عوارض،
سرمايهگذاري خارجي و مبادلات مالي بينالمللي برخوردار گردند.
ماده 48 ـ دولت موظف است بهمنظور ارتقاي پيوستگي
ميان سطوح آموزشي و توسعه فناوري، كارآفريني و توليد ثروت در كشور، در طول
برنامه چهارم اقدامهاي ذيل را انجام دهد :
الف ـ زمينهسازي و انجام حمايتهاي لازم براي ايجاد شركتهاي غيردولتي
توسعه فناوري و شركتهاي خدماتي مهندسي با مأموريت توليد، انتقال و جذب
فناوري.
ب ـ تدوين ضوابط و ارائه حمايتهاي لازم در راستاي تشويق طرفهاي
خارجي قراردادهاي بينالمللي و سرمايهگذاري خارجي براي انتقال بخشي از
فعاليتهاي تحقيق وتوسعه مربوط به داخل كشور و انجام آن با مشاركت شركتهاي
داخلي.
ج ـ اتخاذ تدابير لازم درجهت اصلاح نظام آموزش كشور و آزمونهاي ورودي
دانشگاهها باتوجه به سوابق تحصيلي در سنوات دوره متوسطه و جلب مشاركت
دانشگاهها بهمنظور ارتقاي توانايي خلاقيت، نوآوري، خطرپذيري و كارآفريني
آموزشگيرندگان و ايجاد روحيه آموختن و پژوهش مستقل در ميان نسل جوان.
ماده 49 ـ دولت موظف است براي زمينهسازي و تربيت
نيروي انساني متخصص و متعهد، دانشمدار، خلاق و كارآفرين، منطبق با نيازهاي
نهضت نرمافزاري با هدف توسعه كمي وكيفي، از ابتداي برنامه چهارم اقدامات
ذيل را در مأموريتها و ساختار دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي براي پاسخگويي
به نيازهاي بخشهاي مختلف كشور به انجام برساند :
الف ـ دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي و پژوهشي دولتي و همچنين
فرهنگستانهاي تخصصي كه داراي مجوز از شوراي گسترش آموزش عالي
وزارتخانههاي علوم، تحقيقات و فناوري و بهداشت، درمان و آموزش پزشكي و
ساير مراجع قانوني ذيربط ميباشند صرفاً براساس آييننامهها و مقررات اداري،
مالي، استخدامي و تشكيلاتي خاص، مصوب هيأتهاي امناي مربوط كه به تأييد
وزراي علوم، تحقيقات و فناوري و بهداشت، درمان و آموزش پزشكي حسب مورد
ميرسد، بدون الزام به رعايت قانون محاسبات عمومي، قانون استخدام كشوري و
ساير قوانين و مقررات عمومي اداري و مالي و استخدامي اداره خواهندشد و تا
زماني كه آييننامهها و مقررات موردنياز بهتصويب هيأت امناء نرسيده است
طبق مقررات سابق عمل خواهد شد. اعتبارات هزينهاياز محل بودجه عمومي دولت
براساس قيمت تمامشده به دستگاههاي اجرايي يادشده اختصاص مييابد.
اعتبارات هزينهاي، تملك دارائيهاي سرمايهاي و اختصاصي اين مؤسسات كمك
تلقي شده و پس از پرداخت به هزينه قطعي منظور ميگردد. سهم دولت در
هزينههاي آموزش عالي بخش دولتي برمبناي هزينه سرانه تعيين و نسبت آن
به بودجه عمومي دولت براساس رشد پوشش جمعيت دانشجويي در مقايسه با عدد
مشابه در برنامه سوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي
ايران افزايشمييابد.
ب ـ هرگونه اصلاح ساختار مالي، اداري، استخدامي و تشكيلاتي دانشگاهها و
مؤسسات آموزش عالي و پژوهشي دولتي و همچنين فرهنگستانهاي تخصصي منحصراً
مشمول مفاد اين ماده ميباشند.
ج ـ ارزيابي مستمر دانشگاهها و مراكز آموزش عالي و مؤسسات پژوهشي
دولتي و خصوصي توسط وزارتخانههاي علوم، تحقيقات و فناوري و بهداشت، درمان
و آموزش پزشكي با همكاري انجمنهاي علمي و مداخله براساس آن و
سرمايهگذاري در علوم منتخب و تكيه بر ايجاد قطبهاي علمي براساس مزيتهاي
نسبي و نيازهاي آتي كشور.
د ـ بازنگري در رشتههاي دانشگاهي برمبناي نيازهاي اجتماعي، بازار كار
و تحولات علمي، در راستاي توسعه علوم ميان رشتهاي با تأكيد بر علوم
انساني.
هـ ـ ايجاد توليت واحد در سياستگذاري و مديريت امور مربوط به
استعدادهاي درخشان و نيز بهرهبرداري بهينه از امكانات مادي و معنوي موجود
در اين زمينه، وزارتخانههاي علوم، تحقيقات و فناوري و بهداشت، درمان و
آموزش پزشكي مجازند از تأسيس باشگاه غيردولتي و صيانت از استعدادهاي درخشان
كشور حمايت نمايند.
ماده 50 ـ بهمنظور پاسخگويي مناسب به افزايش تقاضا
براي ورود به آموزش عالي با استفاده بهينه از ظرفيتهاي موجود و حمايت از
مشاركتهاي مردمي :
الف ـ به دستگاههاي اجرائي داراي واحد آموزش عالي وابسته اجازه
داده ميشود براي ظرفيت مازاد بر نياز خود با اخذ مجوز از شوراي گسترش آموزش
عالي در مقطعكارداني دانشجو پذيرش كرده و هزينه آن را از متقاضيان دريافت
و صددرصد (100%) آنرا به حساب درآمد اختصاصي واريز نمايند. درآمد اختصاصي
مذكور مشمول مفاد ماده(4) قانون نحوه انجام امور مالي و معاملاتي دانشگاهها
و مؤسسات آموزش عالي و تحقيقاتي مصوب 18/10/1369 است و براساس مقررات
مربوط به اجراي اين دورهها و ارتقاي كيفيت واحد آموزشي اختصاص مييابد.
در مواردي كه كسب آموزشها توسط آموزشگيرنده موجب تعهد خدمت يا ارتقاء
رتبه استخدامي فرد ميگردد، دستگاههاي مربوطه ميبايستي مجوز لازم را از
سازمان مديريت و برنامهريزي كشور اخذ كنند.
اجراي دورههاي كارشناسي در رشتههايي كه امكان برگزاري آن در ديگر
دانشگاهها ميسر يا به صرفه و صلاح نباشد بهصورت استثنا و با اخذ مجوز از
شوراي گسترش آموزش عالي بلامانع است.
ب ـ بهمنظور دسترسي به فرصتهاي برابر آموزشي و ارتقاي پوشش جمعيت
دانشجويي (نسبت جمعيت دانشجوييبه جمعيت 18 تا 24 سال) به سي درصد (30%)
تا پايان برنامه چهارم، به دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي اجازه داده
ميشود از طريق تنوع بخشي به شيوههاي ارائه آموزش عالي نسبتبه برگزاري
دورههاي تحصيلي از قبيل: شبانه، نوبت دوم، از راه دور (نيمهحضوري)،
آموزشهاي مجازي، دورههاي مشترك با دانشگاههاي معتبر خارجي و دورههاي خاص
اقدام كرده و هزينههاي مربوط را با تأييد وزارتخانههاي علوم، تحقيقات و
فناوري و بهداشت، درمان و آموزش پزشكي حسب مورد از داوطلبان اخذ و به حساب
درآمد اختصاصي دانشگاهها واريز نمايند. درآمد اختصاصي مذكور مشمول مفاد ماده
(4) قانون نحوه انجام امور مالي و معاملاتي دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي
و تحقيقاتي مصوب 18/10/1369 است.
شهريه دانشجويان جانباز بيست و پنج درصد (25%) و بالاتر و فرزندان
آنان، فرزندان شاهد، آزادگان و فرزندان آنان و دانشجويان تحتپوششكميته
امداد امامخميني(ره) و سازمان بهزيستي از محل اعتبارات رديف خاص و توسط
سازمان مديريت و برنامهريزيكشور تأمين ميشود. تعداد دانشجويان مشمول اين
بند بهتفكيك هر استان بايد همهساله توسط نهادها و دستگاههاي ذيربط به
سازمان مديريت و برنامهريزي كشور و كميسيونهاي برنامه و بودجه و محاسبات و
آموزش و تحقيقات مجلس شوراي اسلاميگزارش شود.
ج ـ به دولت اجازه داده ميشود تسهيلات اعتباري بهصورت وام
بلندمدت قرضالحسنه را دراختيار صندوقهاي رفاه دانشجويان يا ساير نهادهاي
ذيربط قراردهد تا بخشي از دانشجويان دورههاي مذكور در بند (ب) اين ماده و
دانشجويان دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي دولتي و غيردولتي و پيام نور كه
امكان پرداخت شهريه را ندارند بتوانند با استفاده از اين وام شهريه خود را
پرداخت و پس از فراغت از تحصيل بهتدريج بازپرداخت كنند.
د ـ دولت موظف است بهمنظور حمايت از دانشجويان، آن عده از مؤسسات
آموزش عالي غيردولتي ـ غيرانتفاعي داراي مجوز از وزارتخانههاي علوم،
تحقيقات و فناوري و بهداشت، درمان و آموزش پزشكي كه صندوق رفاه دانشجويان
آنها تشكيل نشده است اعتبار خاصي را علاوه بر اعتبارات معمول بهطور موقت
در اختيار صندوق رفاه دانشجويان قرار دهد تا بهعنوان وام قرضالحسنه
بلندمدت دراختيار دانشجويان اينگونه مؤسسات قرار گيرد. استفادهكنندگان وام
مذكور موظف به بازپرداخت آن در اقساط بلندمدت پس از فراغت از تحصيل هستند.
هـ ـ دانشگاه پيام نور از محل دريافت شهريه از دانشجويان، كمكهاي
مردمي و اعتبارات بودجه عمومي اداره ميگردد.
و ـ به دولت اجازه داده ميشود به طرحهاي سرمايهگذاري بخش خصوصي و
تعاوني در زمينه ايجاد و توسعه واحدهاي آموزش عالي درصورت انطباق با ضوابط
و سياستهاي آموزش عالي كشور و حسب مورد براساس ضوابط وزارتخانههاي بهداشت،
درمان و آموزش پزشكي و علوم، تحقيقات و فناوري از محل بودجه عمومي،
يارانه سود اعتبارات بانكي اعطا كند. ايجاد آموزشكدههاي غيردولتي بهمنظور
توسعه دورههاي كارداني علمي ـ كاربردي، در اولويت استفاده از تسهيلات
بانكي مذكور خواهد بود.
ز ـ وزارتخانههاي علوم، تحقيقات و فناوري و بهداشت، درمان و آموزش
پزشكي مكلفند بهمنظور ارتقاء توانمندي دانشگاههاي مادر و مهم دولتي كشور در
زمينههاي آموزشي و پژوهشي در مقايسه با دانشگاههاي معتبر بينالمللي برنامه
ويژهاي تهيه و حداكثر تا پايان سال اول برنامه بهتصويب هيأت وزيران
برسانند.
ح ـ اعطاي مدرك و يا واسطه شدن در اعطاي مدرك دانشگاهي به هرصورت و
تحت هر عنوان بدون اخذ مجوز از وزارتخانههاي علوم، تحقيقات و فناوري و
بهداشت، درمان و آموزش پزشكي و ساير مراجع قانوني ذيربط ممنوع و اشخاص
متخلف مشمول ماده واحده قانون تعطيل مؤسسات و واحدهاي آموزشي و تحقيقاتي
و فرهنگي كه بدوناخذ مجوزقانوني دائر شده و ميشوند مصوب 7/10/1372 ميباشند.
ط ـ اعطاي موافقت اصولي و فراهم نمودن سازوكار لازم براي
سرمايهگذاري بخش خصوصي و تعاوني درزمينه ايجاد و توسعه دانشگاهها و مؤسسات
آموزش عالي توسط وزارتخانههاي علوم، تحقيقات و فناوري و بهداشت، درمان و
آموزش پزشكي صورت ميپذيرد.
ضوابط راهاندازي مؤسسات مذكور پس از تكميل و آماده بودن مؤسسات
براي بهرهبرداري و مديريت علمي مجري خواهد بود.
ي ـ بهمنظور جلوگيري از خروج بيرويه سرمايههاي انساني، فكري، علمي
و فنيكشور، دولت موظف است در سال اول برنامه چهارم توسعه ضمن انجام
مطالعات و بررسي راهكارهاي مناسب، اقدامات قانوني لازم را به عمل آورد.
ماده 51 ـ بند (الف) ماده (154) و بندهاي (الف) و (ب)
ماده (144) قانون برنامه سوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري
اسلامي ايران مصوب 17/1/1379 و اصلاحيههاي آن براي دوره برنامه چهارم
(1388ـ1384) تنفيذ ميگردد.
ماده 52 ـ دولت موظف است بهمنظور تضمين دسترسي به
فرصتهاي برابر آموزشي بهويژهدر مناطق كمتر توسعه يافته، گسترش دانش،
مهارت و ارتقاء بهرهوري سرمايههاي انساني بهويژه براي دختران و توسعه
كمي و كيفي آموزش عمومي آندسته از اقدامهاي ذيل كهجنبه قانونگذاري ندارد
را به انجام برساند:
الف ـ توسعه زمينههاي لازم براي اجراي برنامه آموزش براي همه.
ب ـ اجباري كردن آموزش تا پايان دوره راهنمايي، به تناسب تأمين
امكانات و بهتدريج در مناطقي كه آموزش و پرورش اعلام ميكند بهطوريكه در
پايان برنامه چهارم اين امر محقق گردد.
ج ـ علاوه بر تأمين اعتبارات عمومي بخش آموزش، نسبتبه اتخاذ تدابير
لازم بهمنظور توسعه استقلال مالي، مديريتي و اجرائي واحدهاي آموزشي
(مدارس)، درجهت استفاده هرچه بيشتر از سرمايه و توان اجرايي بخش غيردولتي،
در توسعه ظرفيتها و ارتقاء بهرهوري آنها اقدام نمايد.
د ـ اصلاحات لازم را در زمينه برنامههاي آموزشي و درسي و تعميق و
بهبود آموزش رياضي، علوم و زبان انگليسي انجام دهد.
هـ ـ ارتقاء توانايي و مهارت حرفهاي معلمان، با تدوين استانداردهاي
حرفهاي معلم، از جهت دانش، رفتار و عملكرد با استفاده از تجارب بينالمللي
و شرايط بومي كشور.
و ـ افزايش انگيزه شغلي معلمان با تأمين جايگاه و منزلت حرفهاي
مناسب و اصلاح نظام پرداخت متناسب با ميزان بهرهوري و كيفيت خدمات آنها.
ز ـ درصورتيكه خروجي نيروي انساني وزارت آموزش و پرورش در طول
سالهاي برنامه چهارم توسعه بيش از ميزان پيشبينيشده در جدول شماره (9)
اين قانون براي دستگاه فوق باشد، آموزش و پرورش مجاز است پس از تأييد
سازمان مديريت و برنامهريزي كشور نسبتبه بهكارگيري حداكثر نيمي از ميزان
مازاد بر سهميه خروجي پيشبينيشده، با اولويت در مناطق كمتر توسعه يافته و
منحصراً براي امر آموزش اقدام نمايد.
ح ـ تدوين و اجراي نظام سنجش صلاحيت علمي و رتبهبندي معلمان و
ارتقاء سطح آموزشي آنان.
ط ـ برنامهريزي براي تدوين برنامه آموزشي ارتقاء سلامت و شيوههاي
زندگيسالم.
ي ـ تدوين و اجراي طرح راهبردي سوادآموزي كشور، با درنظر گرفتن شرايط
جغرافيائي، زيستي، اجتماعي و فرهنگي مناطق مختلف كشور با رويكرد جلب
مشاركتهاي مردمي و سازمانهاي غيردولتي بهطوريكه تا پايان برنامه چهارم،
باسوادي افراد حداقل زير سي سال به طور كامل تحقق يابد.
ك ـ بهرهگيري از فناوري اطلاعات در تدوين و اجراي برنامههاي آموزشي
و درسي كليه سطوح و تجهيز مدارس كشور، به امكانات رايانهاي و شبكه
اطلاعرساني.
ل ـ روزآمد نگهداشتن دانش و مهارتهاي كاركنان آموزش و پرورش در زمينه
فناوري اطلاعات و ارتباطات.
م ـ پيشبيني تسهيلات و امكانات لازم براي نوسازي، مقاومسازي و
استاندارد و متناسب نمودن فضاهاي آموزشي، بهويژه مدارس دخترانه و تنظيم
سازوكارهاي حمايتي از خيرين مدرسهساز.
ن ـ وضع و اجراي مقررات لازم براي تأمين، جذب و نگهداشت نيروي
انساني موردنياز مناطق كمتر توسعهيافته كشور ازقبيل صدور مجوزهاي استخدامي،
در قالب جدول شماره (9) اين قانون خريد خدمات آموزشي و اقدامهاي رفاهي.
س ـ فراهم كردن امكانات مناسب براي رفع محروميت آموزشي ازطريق
گسترش مدارس شبانهروزي، روستا مركزي و خوابگاههاي مركزي، آموزش از راه دور
و رسانهاي و تأمين تغذيه، آمدوشد و بهداشت دانشآموزان و ساير هزينههاي
مربوطبه مدارس شبانهروزي و نيز ايجاد و گسترش اماكن و فضاهاي آموزشي،
پرورشي و ورزشي بهتناسب جنسيت و تهيه و اجراي برنامههاي لازم براي
گسترش آموزش پيشدبستاني و آمادگي بهويژه در مناطق دوزبانه.
ع ـ آئيننامه اجرائي بندهاي (و)، (ح)، (ي)، (م) و (ن) اين ماده
با پيشنهاد وزارت آموزش و پرورش و سازمان مديريت و برنامهريزي كشور بهتصويب
هيأت وزيران خواهد رسيد.
ماده 53 ـ مواد (149) و (151) و بند (الف) ماده (147)
قانون برنامه سوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران
مصوب 17/1/1379 و اصلاحيههاي آن براي دوره برنامه چهارم (1388ـ1384) تنفيذ
ميگردد.
ماده 54 ـ الف ـ دستگاههاي اجرايي
موظفند درصدي از اعتبارات هزينهاي خود را برايطراحي و اجراي دورههاي
آموزشي ضمن خدمت كاركنان خود (خارج از نظام آموزشعالي رسمي كشور) در
برنامه آموزش كاركنان دولت پيشبيني و در موارد زير هزينه كنند:
1 ـ دورههاي آموزشي ضمن خدمت متناسب با مشاغل موردتصدي كاركنان
بهمنظور افزايش سطح كارايي و ارتقاي مهارتهاي شغلي آنان (بهخصوص براي
زنان) بهويژه از طريق آموزشهاي كوتاه مدت.
2 ـ دوره آموزشي ويژه مديران.
ب ـ كليه دستگاههاي اجرايي موظفند در چارچوبي كه سازمان مديريت و
برنامهريزي كشور تعيين ميكند، حداكثر طي مدت شش ماه پس از تصويب اين
قانون، برنامههاي آموزشي سالانه خود را براي دوران برنامه چهارم تهيه و
اجرا نمايند.
آييننامه اجرايي اين ماده شامل؛ تعيين سهم اعتباري و چگونگي
هزينهنمودن اعتبار بند (الف) اين ماده و پيشبيني الزامات و تشويقات
قانوني طي مدت سه ماه پس از تصويب اين قانون بنا به پيشنهاد سازمان
مديريت و برنامهريزي كشور بهتصويب هيأت وزيران خواهد رسيد.
ماده 55 ـ دولت مكلف است بهمنظور گسترش دانش و
مهارت، اصلاح هرم تحصيلي نيرويكار و ارتقا و توانمندسازي سرمايههاي
انساني، كاهش فاصله سطح دانش و مهارت نيرويكار كشور با سطح استانداردهاي
جهاني و ايجاد فرصتهاي جديد شغلي براي جوانان، براينظام آموزش فني و
حرفهاي و علمي ـ كاربردي كشور، ظرف مدت يك سال از تاريخ تصويب اين
قانون در محورهاي زير، سازوكارهاي لازم را تهيه و با پيشبيني الزامات
مناسب اجرا نمايد :
الف ـ انجام اقدامات قانوني لازم بهمنظور برپايي نهاد سياستگذار در
آموزش فني وحرفهاي و علمي ـ كاربردي، باتوجه به تجربيات جهاني و داخلي
بهعنوان مرجع اصلي تصويب چشماندازها، راهبردها و سياستهاي كلان بخش و تا
زمان شكلگيري نهاد ستاد هماهنگي آموزشهاي فني و حرفهاي موضوع ماده (151)
قانون برنامه سوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران
مصوب 17/1/1379 بهكار خود ادامه خواهد داد.
ب ـ استمرار نظام كارآموزي و كارورزي براي تمام آموزشهاي رسمي
(متوسطه و عالي)، غير رسمي فني و حرفهاي و علمي ـ كاربردي.
ج ـ تدوين نظام استاندارد و ارزيابي مهارت نيروي كار كشور با رويكرد
بينالمللي.
دـ طرح جامع توسعه منابع انساني موردنياز اين بخش شامل ؛ جذب،
انگيزش، ارتقاي شغلي، آموزش، بهسازي و نگهداشت نيروي انساني.
هـ ـ نظام حمايت از مؤسسات و بنگاههاي دولتي و بخش غيردولتي، در توسعه
آموزشهاي فني و حرفهاي و علمي ـ كاربردي بهويژه در مناطق كمتر توسعه
يافته.
و ـ نوسازي و بازسازي ساختارها، امكانات و ارتقاي كيفيت آموزشهاي فني
و حرفهاي و علمي ـ كاربردي و توسعه مراكز آموزش فني و حرفهاي، فناوري
اطلاعات و ارتباطات با حداكثر مشاركت بخش خصوصي و تعاوني و بهرهگيري از
همكاريهاي بينالمللي.
ز ـ استفاده از توان و امكانات بخشهاي دولتي و غيردولتي، در توسعه
آموزشهاي فني و حرفهاي و علمي ـ كاربردي.
ح ـ نيازسنجي و برآورد نيروي انساني كارداني موردنياز و صدور مجوز لازم
و حمايت بهمنظور تأسيس و توسعه مراكز آموزش دورههاي كارداني در بخش خصوصي
و تعاوني، بهنحوي كه تا سال چهارم برنامه، ظرفيتهاي موردنياز ايجاد گردد.
ماده 56 ـ دولت مكلف است در پايان سال اول برنامه،
بهمنظور شكلدهي «منظومه آمار مليو مكاني كشور» نسبتبه تهيه برنامه ملي
آمار مبتني بر اصلاح و تقويت نهاد مديريت اطلاعات و آمار ملي كشور،
استانداردها، ضوابط، توليد و ارائه آمارهاي ثبتي، تقويت و ايجاد پايگاههاي
اطلاعات آماري و اطلاع رساني، ارتقاي فرهنگ آماري، چگونگي تعامل دستگاهها،
راهبري، هماهنگيهاي لازم را انجام و جهت اجرا و عملياتي نمودن آن طي
برنامه اقدام نمايد.
ماده 57 ـ دولت موظف است بمنظور توسعه ارتباطات و
فناوري اطلاعات، تحقق اقتصاد مبتني بردانايي و كسب جايگاه برتر منطقه
اقدامهاي ذيل را انجام دهد:
الف ـ دولت موظف است تا پايان برنامه چهارم بهمنظور برقراري
تسهيلات لازم جهت دسترسي به ارتباطات گسترده با كيفيت و تمهيد و گسترش
فرصتهاي نوين خدمات و رشد براي آحاد جامعه و خانوارها، مؤسسات و شركتها،
شبكهاي شدن قلمروها، برپايي و تقويت اقتصاد شبكهاي زمينه ارتقاء ضريب نفوذ
ارتباطات ثابت، سيار و اينترنت كشور حداقل به ترتيب پنجاه درصد (50%)، سي و
پنج درصد (35%) و سي درصد (30%) آحاد جمعيت كشور و همچنين ايجاد ارتباط
پرظرفيت و چندرسانهاي حداقل در شهرهاي بالاي پنجاه هزار نفر و افزايش
ظرفيت خدمات پستي به بيست مرسوله بر نفر را فراهم آورد.
ب ـ تأمين و تضمين ارائه خدمات پايه ارتباطي و فناوري اطلاعات در
سراسركشور.
ج ـ تهيه «لايحه جامع ارتباطات» در سال اول برنامه چهارم.
بخش دوم ـ حفظ محيط زيست، آمايش سرزمين و توازن منطقهاي
فصل پنجم ـ حفظ
محيط زيست
ماده 58 ـ دولت موظف است براي تسريع در
اجراي برنامه عمل حفاظت و بهرهبرداري از تنوع زيستي كشور، هماهنگي لازم
را بين دستگاههاي ذيربط ايجاد نمايد. شاخصهاي تنوع زيستي كشور ميبايست تا
پايان برنامه چهارم به سطح استانداردهاي جهاني نزديكشوند و وضعيت مناسب
يابند.
ماده 59 ـ سازمان مديريت و برنامهريزي كشور مكلف است
با همكاري سازمان حفاظت محيط زيست و ساير دستگاههاي مرتبط بهمنظور برآورد
ارزشهاي اقتصادي منابع طبيعي و زيست محيطي و هزينههاي ناشي از آلودگي و
تخريب محيط زيست در فرآيند توسعه و محاسبه آن در حسابهاي ملي، نسبتبه
تنظيم دستورالعملهاي محاسبه ارزشها و هزينههاي موارد داراي اولويت از
قبيل؛ جنگل، آب، خاك، انرژي، تنوع زيستي و آلودگيهاي زيست محيطي در نقاط
حساس اقدام و در مراجع ذيربط بهتصويب برساند. ارزشها و هزينههايي كه
دستورالعمل آنها به تصويب رسيده، در امكانسنجي طرحهاي تملك دارائيهاي
سرمايهاي درنظر گرفته خواهد شد.
ماده 60 ـ دولت موظف است بهمنظور تقويت و
توانمندسازي ساختارهاي مرتبط با محيطزيست و منابع طبيعي، سازوكارهاي لازم
را جهت گسترش آموزشهاي عمومي و تخصصي محيط زيست در كليه واحدهاي آموزشي و
مراكز آموزش عالي، حمايت از سرمايهگذاري در بخش محيط زيست و منابع طبيعي،
ايجاد تقويت ساختارهاي مناسب براي فعاليتهاي زيست محيطي در دستگاههاي
اثرگذار برمحيط زيست تنظيم و برقرار نمايد.
ماده 61 ـ دولت مكلف است در طول برنامه چهارم
اقدامهاي ذيل را بهعملآورد:
الف ـ طرح خوداظهاري براي پايش منابع آلودهكننده را آغاز نمايد.
كليه واحدهاي توليدي، خدماتي و زيربنايي بايد براساس دستورالعمل سازمان
حفاظت محيط زيست نسبتبه نمونهبرداري و اندازهگيري آلودگيها و تخريبهاي
خود اقدام و نتيجه را به سازمان مذكور ارائه دهند. واحدهايي كه تكاليف اين
بند را مراعات ننمايند مشمول ماده (30) قانون نحوه جلوگيري از آلودگي هوا
مصوب 3/2/1374 خواهند بود.
ب ـ بهمنظور جلوگيري از افزايش بيرويه مصرف سموم دفع آفات نباتي
وكودهاي شيميايي، اتخاذ روشي نمايد كه موجبات استفاده بيشتر از كود كمپوست و
مبارزه بيولوژيك به تدريج فراهم شود. ضوابط ورود، ساخت، فرمولاسيون و مصرف
كودهاي شيميايي و سموم دفع آفات نباتي از جهت تأثيرات زيست محيطي را توسط
وزارتخانههاي جهاد كشاورزي، بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، سازمان حفاظت
محيط زيست و مؤسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران تهيه و بهتصويب هيأت
وزيران برساند.
ج ـ ارائه برنامه مديريت پسماندهاي كشور و اتخاذ روشي كه با همكاري
شهرداريها، بخشداريها، دهياريها در وهله اول در سه استان مازندران، گيلان و
گلستان اجرا شود بهطوريكه در پايان برنامه چهارم، جمعآوري، حمل و نقل،
بازيافت و دفع كليه پسماندها با روشهاي فني زيست محيطي و بهداشتي انجام
شود. همچنين ضمن تأمين اعتبارات لازم، كليه شبكهها و تأسيسات جمع آوري و
تصفيه فاضلاب در دست اجراي استانهاي خوزستان، گيلان، مازندران، گلستان و
تهران و شهرهاي مراكز استانها را تكميل وبه مرحله بهرهبرداري رسانده و
مطالعات ساير شهرها را انجام و باتوجه به اولويت بهمرحله اجرا برساند.
ماده 62 ـ دولت مكلف است :
الف ـ در طول برنامه چهارم، ميزان آلودگي هواي شهرهاي تهران، اهواز،
اراك، تبريز، مشهد، شيراز، كرج و اصفهان را درحد استاندارد مصوب شوراي عالي
حفاظت محيط زيست كاهش دهد.
آييننامه اجرايي اين بند توسط سازمان حفاظت محيط زيست، سازمان
مديريت و برنامهريزي كشور و وزارتخانههاي نفت، صنايع و معادن، بهداشت،
درمان و آموزش پزشكي، راه و ترابري و كشور تهيه و بهتصويب هيأت وزيران
رسانده شود.
ب ـ در طول برنامه چهارم، تمهيداتي اتخاذ كند كه كليه خودروها و
موتورسيكلتهاي فرسوده كشور از رده خارج شوند.
ماده 63 ـ دولت موظف است حداكثر تا پايان سال اول
برنامه چهارم، بهمنظور ساماندهي و جلوگيري از آلودگي و تخريب سواحل، با
اولويت درياي خزر، طرح جامع ساماندهي سواحل كه متضمن اقدامهاي ضروري
همچون؛ تعيين و آزادسازي حريم، استقرار مديريت يكپارچه سواحل، ضوابط و
استانداردهاي زيست محيطي و دريانوردي، صيادي و آبزي پروري بازبيني و اصلاح
و تكميل قوانين و مقررات را همراه با تعيين مسؤوليت دستگاههاي ذيربط در
زمينه سياستگذاري اجرا و نظارت تدوين نمايد.
تبصره ـ دولت موظف است كليه وزارتخانهها و مؤسسات
دولتي را بهشكلي ساماندهي نمايد كه تا پايان برنامه چهارم، عقب نشيني
شصت (60) متر حريم دريا صددرصد (100%) انجام پذيرد.
آييننامه اجرايي اين ماده توسط سازمان مديريت و برنامهريزي كشور،
سازمان حفاظت محيط زيست، وزارتخانههاي مسكن و شهرسازي، كشور، جهادكشاورزي،
راه و ترابري، نيرو و عنداللزوم ساير دستگاههاي ذيربط تهيه و بهتصويب هيأت
وزيران خواهد رسيد.
ماده 64 ـ سازمان حفاظت محيط زيست مكلف است :
الف ـ در راستاي ارتقاي آگاهيهاي عمومي و دستيابي به توسعه پايدار
بهمنظور حفظ محيط زيست و با تأكيد برگروههاي اثرگذار و اولويتدار از ابتداي
برنامه چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران،
آييننامه اجرايي مربوط را با پيشنهاد شوراي عالي حفاظت محيط زيست
بهتصويب هيأت وزيران برساند. كليه دستگاههاي ذيربط ، رسانههاي دولتي و
صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران ملزم بهاجراي برنامههاي آموزشي بدون
دريافت وجه موضوع اين ماده ميباشند.
ب ـ نظام اطلاعات زيست محيطي كشور را در سطوح منطقهاي، ملي و
استاني تا پايان سال اول برنامه چهارم ايجاد نمايد تا زمينه پايش،
اطلاعرساني و ارزيابي زيستمحيطي فراهم گردد. دستگاههاي ذيربط مكلفند در
تدوين و اجرايي نمودن اين نظام همكاري نمايند.
ماده 65 ـ دولت موظف است نسبتبه تدوين اصول توسعه
پايدار بومشناختي، بهويژه در الگوهاي توليد و مصرف و دستورالعملهاي
بهينهسازي مربوطه اقدام نمايد. دستگاههاي مرتبط موظف به رعايت اصول و
دستورالعملهاي مذكور در طرحها و برنامههاي اجرايي خود ميباشند.
ماده 66 ـ كليه دستگاههاي اجرايي و مؤسسات ونهادهاي
عمومي غيردولتي موظفند جهت كاهش اعتبارات هزينهاي دولت، اعمال سياستهاي
مصرف بهينه منابع پايه و محيط زيست براي اجراي برنامه مديريت سبز شامل
مديريت مصرف انرژي، آب، مواد اوليه و تجهيزات (شامل كاغذ)، كاهش مواد زائد
جامد و بازيافت آنها (در ساختمانها و وسايط نقليه) طبق آييننامهاي كه توسط
سازمان حفاظت محيط زيست و سازمان مديريت و برنامهريزي كشور با همكاري
دستگاههاي ذيربط تهيه و بهتصويب هيأت وزيران خواهد رسيد اقدام نمايند.
ماده 67 ـ الف ـ برنامه مديريت زيست بومي در زيست
بومهاي حساس، بهويژه درياچه اروميه تهيه و به مرحله اجرا درميآيد.
سازمان حفاظت محيط زيست با همكاري سازمان مديريت و برنامهريزي كشور و
وزارتخانههاي نيرو و جهاد كشاورزي، آييننامه اجرايي اين ماده را تهيه و
به تصويب هيأتوزيران ميرسانند.
ب ـ بهمنظور جلوگيري از شكار بيرويه و نابودي تنوع زيستي، دولت
مكلف است با همكاري مراجع ذيربط در نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران
ترتيبي اتخاذ نمايد تا ضمن محدودكردن پروانه حمل اسلحه شكاري و بازنگري در
ضوابط صدور پروانههاي مذكور، تعداد سلاحهاي شكاري را متناسب با جمعيت قابل
برداشت از حيات وحش به تشخيص سازمان حفاظت محيط زيست برساند و
نسبتبهجمعآوري سلاحهاي غيرمجاز تا پايان برنامة چهارم اقدام نمايد.
ماده 68 ـ الف ـ دولت موظف است طرح حفاظت، احياء،
بازسازي ذخاير و رفع آلودگي و شيوههاي بهرهبرداري پايدار از محيطهاي
دريايي كشور، تا پايان سال اول برنامه چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي و
فرهنگي جمهوري اسلامي ايران را تهيه و به مرحله اجرا گذارد.
ب ـ به دولت اجازه داده ميشود با رعايت اصول (72) و (85) قانون
اساسي جمهوري اسلامي ايران براي تقليل آلايندههاي وارد به محيط زيست و
تخريب آن، «صندوق ملي محيط زيست» وابسته به سازمان حفاظت محيط زيست را
تأسيس كند. منابع مورد نياز صندوق ياد شده براي انجام فعاليتهاي مذكور
ازطريق كمكهاي بخش غيردولتي داخلي و خارجي تأمين ميگردد. اساسنامه صندوق
ملي محيط زيست مشتركاً توسط سازمان حفاظت محيط زيست، وزارت امور اقتصادي
و دارائي و سازمان مديريت و برنامهريزي كشور تهيه و بهتصويب هيأت وزيران
خواهد رسيد.
ج ـ وزارت جهاد كشاورزي موظف است بهمنظور تعيين تكليف نهايي و تثبيت
مالكيت دولت برعرصههاي منابع ملي و دولتي تا پايان برنامه چهارم
نسبتبه اتمام عمليات مميزي و تفكيك منابع ملي و دولتي از مستثنيات و
اشخاص