دادخواهي...Dadkhahi

     
الملک يبقي مع الکفر و لا يبقي مع الظلم                                 به سایت حقوقي ''  دادخواهي  '' خوش آمديد
سایت حقوقی "دادخواهی " در زمینه اطلاع رسانی و بررسی آخرین قوانین و مقررات الزام آور ، عنداللزوم درج تغییرات ، اصلاحات و الحاقات در مقررات  مورد اشاره ، اخبار حقوقی ، مقالات حقوقی قابل انتشار، فعالیت مینماید . درج هر گونه نوشته و عقیده حقوقی ، دلیل وابستگی به مراکز مذکور یا قبول عقاید معنونه نمیباشد و مسئولیت نوشته های مزبور بعهده نویسنده آن است

بخش اول: نحوه رسيدگي عملي به امور كيفري در شوراي حل اختلاف
فصل اول: مفاهيم جزائي
مبحث اول: كليات( آشنايي با مفاهيم امور جزائي)
 



1- جرم و مجازات


بدلالت ماده 2 قانون مجازات اسلامي هر فعل يا ترك فعل كه در قانون براي آن مجازات تعيين شده باشد، جرم محسوب مي شود.
فعل : مثل ارتكاب اهانت كه در ماده 608 قانون مجازات اسلامي براي آن مجازات شلاق يا جزاي نقدي پيش بيني شده است .
ترك فعل : مثل ترك انفاق كه در ماده 642 قانون مجازات اسلامي براي آن مجازات حبس پيش بيني شده است .
بدلالت ماده 12 قانون مجازات اسلامي مجازاتها انواع مختلف دارند كه عبارتند از: حدود ـ قصاص ـ ديات ـ تعزيرات و مجازاتهاي بازدارنده ، آنچه به شوراهاي حل اختلاف مربوط مي شود قسم اخير يعني تعزيرات و مجازاتهاي بازدارنده است آن هم محدود است به جرائمي كه مجازات قانوني آنها حداكثر تا 5000000 ريال جزاي نقدي يا جرائمي كه مجازات قانوني آنها كمتر از 91 روز حبس باشد .لازم به ذكر است اگر جمع مجازات جزاي نقدي و حبس پس از تبديل حبس به جزاي نقدي بيش از 5000000 ميليون ريال نباشد رسيدگي به جرم مورد نظر در صلاحيت شورا خواهد بود . همچنين در قسمت ب ماده 7 آئين نامه مبحوث عنه مجازات تعزيري موضوع تخلفات رانندگي را نيز اشاره نموده كه زير مجموعه جزاي نقدي و حبس مذكور مي باشد .
انواع جرائمي كه مجازات آن در قانون مجازات اسلامي يا قوانين ديگر داراي شرايط مزبور است در جزوة جداگانه منعكس مي باشد .
بدلالت ماده 11 قانون مجازات اسلامي هيچكس را نمي توان به موجب قانون مؤخر بر ارتكاب فعل مجازات كرد و به عبارت ديگر قانون عطف به ماسبق نمي شود و ناظر به آينده است. البته چنانچه قانوني مؤخر بر ارتكاب فعل مجرمانه تصويب شود از لحاظ مجازات خفيف تر و يا از جهاتي مساعدتر به حال مرتكب باشد يا اصلاً عمل ارتكابي را جرم نداند از مستثنيات قاعده مزبور بوده و عطف به ماسبق گردد.

2-تخفيف مجازات
شوراي حل اختلاف مي تواند درصورت احراز جهات مخففه مجازات تعزيري اشاره شده را تخفيف دهد و يا تبديل به مجازات از نوع ديگر نمايند كه مناسب تر به حال مرتكب باشد،
جهات مخففه به شرح مذكور در ماده 22 قانون مجازات اسلامي عبارتند از:
1- گذشت شاكي يا مدعي خصوصي
2- اظهارات و راهنمائي هاي متهم كه در شناختن شركاء و معاونان جرم ويا كشف اشيائي كه ازجرم تحصيل شده است مؤثر باشد .
3- اوضاع و احوال خاصي كه متهم تحت تأثير آن مرتكب جرم شده است از قبيل رفتار و گفتار تحريك آميز مجني عليه يا وجود انگيزه شرافتمندانه در ارتكاب جرم .
4- اعلام متهم قبل از تعقيب و يا اقرار او در مرحله تحقيق كه مؤثر در كشف جرم باشد
5- وضع خاص متهم يا سابقه او .
6- اقدام يا كوشش متهم به منظور تخفيف اثرات جرم يا جبران زيان ناشي از آن .
شورا موظف است جهات تخفيف مجازات را در حكم خود صريحاً قيد نمايد .

3-تعليق اجراي مجازات
به تجويز ماده 25 قانون مجازات اسلامي در كليه محكوميت هاي تعزيري و يا بازدارنده شوراي حل اختلاف مي تواند اجراي تمام يا قسمتي از مجازات را با رعايت شرايط زير از 2تا 5 سال تعليق نمايد .
الف ـ محكوم عليه سابقه محكوميت قطعي به مجازاتهاي زير را نداشته باشد :
محكوميت قطعي به حد ـ قطع يا نقص عضو ـ حبس بيش از يك سال در جرائم عمدي ـ جزاي نقدي بيش از 2 ميليون ريال و يا محكوميت قطعي دو بار يا بيشتر به علت جرم هاي عمدي با هر ميزان مجازات .
ب ـ دادگاه با ملاحظه وضع اجتماعي و سوابق زندگي محكوم عليه و اوضاع و احوالي كه موجب ارتكاب جرم شده اجراي تمام يا قسمتي از مجازات را مناسب نداند .
اعمال تعليق در اجراي مجازات درباره كسانيكه به جرائم عمدي متعدد محكوم است مي شوند، قابل اجرا نيست.
قابل ذكر است تعليق اجراي مجازات زماني ميسر است كه شورا در زمان صدور حكم خود آنرا مقرر نمايد، ضمن اينكه هر گاه مجازات جرمي جزاي نقدي توأم با ديگر تعزيرات باشد، جزاي نقدي قابل تعليق نيست. ليكن به عنوان مثال در صورتي كه مجازات مورد نظر صرفاً حبس يا جزاي نقدي يا شلاق باشد تعليق آن جايز خواهد بود. اين مطلب از ماده 26 قانون مجازات اسلامي بدست مي آيد.

4-دستورات ضمن حكم تعليقي
به تجويز ماده 29 قانون مجازات اسلامي شورا مي تواند ضمن تعليق اجراي مجازات، دستور خودداري محكوم عليه از اشتغال به كار يا حرفه معين و يا خودداري از رفت و آمد به محل هاي معين يا معرفي خود در زمانهاي مشخص به شخص يا مقامي كه شورا معين مي كند و يا اشتغال به تحصيل در يك موسسه فرهنگي صادر نمايد. اين موارد صرفاً درمدت تعليق ميسر است كه 2 تا 5 سال بود و در حكم بايستي معين شود. اگر مجرمي كه مجازات او معلق شده است در مدت تعليق بدون عذر موجه از دستور شورا به شرح مذكور تبعيت ننمايد پس از ثبوت مورد در شوراي حل اختلاف براي بار اول به مدت تعليق اجراي مجازات او يك تا دو سال افزوده و براي بار دوم حكم تعليق لغو و مجازات معلق به موقع اجرا گذاشته خواهد شد.
درضمن چنانچه محكوم عليه از زمان صدور قرار تعليق اجراي مجازات در مدتي كه از طرف شورا مقرر گرديده مرتكب جرائم موضوع محكوميت مندرج در بند الف ماده 25 قانون مجازات اسلامي شود محكوميت تعليقي او بي اثر و از سجل كيفري او محو مي شود و الا در صورت ارتكاب جرم جديد قرار تعليق اجراي مجازات لغو و حكم صادره درباره محكوم عليه اجرا خواهد شد. ماده 33 قانون مجازات اسلامي مويد اين مطلب است.

5-مباشر و شريك در ارتكاب جرم
مباشر : عامل ارتكاب جرم است و در ارتكاب جرم مي تواند تنها باشد يا ديگران با او مشاركت نمايند. به عبارت ديگر مباشر كسي است كه خود فعل مجرمانه را مرتكب مي شود.
شريك در جرم : به دلالت ماده 42 قانون مجازات اسلاميِِ هر كس عالماً يا عامداً با شخص ديگري در يكي از جرائم قابل تعزير مشاركت نمايد و جرم مستند به عمل همه آنها باشد خواه عمل هريك به تنهايي براي وقوع جرم كافي باشد خواه نباشد و خواه اثر كار آنها مساوي باشد خواه متفاوت، شريك در جرم محسوب و مجازات او مجازات فاعل مستقل آن جرم خواهد بود.
اگر تأثير مداخله و مباشرت شريكي درحصول جرم ضعيف باشد دادگاه مجازات او را به تناسب عمل او تخفيف مي دهد.

6-معاونت در جرم
بدلالت ماده 43 قانون مجازات اسلامي اگر كسي به عنوان مباشرت در ارتكاب جرم دخيل نبوده ولي يكي از اقدامات ذيل را انجام داده باشد معاون در ارتكاب جرم بوده و به تشخيص مرجع صادر كننده حكم تعزير خواهد شد .
1- هر كس ديگري را تحريك يا ترغيب يا تهديد يا تطميع به ارتكاب جرم نمايد و يا به وسيله دسيسه و فريب و نيرنگ موجب وقوع جرم شود.
2- هركس با علم و عمد وسايل ارتكاب جرم را تهيه كند و يا طريق ارتكاب آنرا با علم به قصد مرتكب ارائه دهد .
3- هركس عالماً عامداً وقوع جرم را تسهيل نمايد .
ممكن است مجازات معاون جرم، در قانون تصريح شده باشد كه در اين صورت همان مجازات براي او تعيين و چنانچه تصريح نشده باشد مجازات معاون در ارتكاب جرم، به تشخيص مقام صادر كننده حكم تعيين خواهد شد .
لازم به ذكر است براي تحقق معاونت در جرم وجود و حدت قصد و تقدم و يا اقتران زماني بين عمل معاون و مباشر جرم شرط است .

7-تعدد جرم
اگر متهم دو جرم از نوع مختلف انجام داده باشد شورا براي هر يك از دو جرم يك مجازات جداگانه تعيين خواهد كرد و اگر دو جرم ارتكابي يكسان باشند. شورا با تعيين يك مجازات مي تواند آن را تشديد كند. اما اگر شخص مرتكب يك عمل شده ولي عمل او داراي عناوين متعدد جرم باشد شورا مجازات اشد را مورد حكم قرار خواهد داد. اين توضيحات مبتني بر مواد 46 و 47 قانون مجازات اسلامي است.

8-تكرار جرم
شخصي كه اتهام او در شورا تحت رسيدگي است ممكن است قبلاٌ به مجازات تعزيري يا باز دارنده محكوم و حكم صادره در مورد او اجرا شده ولي مجدداٌ مرتكب جرم شده باشد. در اين صورت به تجويز ماده 48 قانون مجازات اسلامي شورا در تعيين مجازات جرم جديد براي متهم مي تواند مجازات او را تشديد نمايد. تشديد مجازات چنين شخصي اجباري نيست بلكه اگر شورا تشديد را لازم بداند اعمال خواهد نمود.
 

فصل اول: مفاهيم جزائي
مبحث دوم: مسئوليت جزائي
 



1- مبرا بودن اطفال ازمسؤليت جزايي


بدلالت ماده 49 قانون مجازات اسلامي صغار (اطفال) از مسئوليت كيفري مبرا هستند
صغير فردي را گويند كه به سن بلوغ شرعي نرسيده باشد ،سن بلوغ شرعي در مورد دختر 9 سال تمام قمري و در مورد پسر 15 سال تمام قمري مي باشد. ( ماده 1210 قانون مدني )

2-عدم مسئوليت مجانين
مجانين اگر در زمان ارتكاب جرم دچار جنون بوده باشند قابل مجازات نيستند. بدلالت ماده 51 قانون مجازات اسلامي جنون در حال ارتكاب جرم به هر درجه كه باشد رافع مسئوليت كيفري است. جنون اختلال مشاعر آدمي است كه از تشخيص بدو خوب و سود و زيان عاجز باشد. (جعفري لنگرودي- دكتر محمد جعفر- مبسوط در ترمينولوزي حقوق- جلد سوم- انتشارات گنج دانش- صفحه 1578 )
تشخيص اين امر كه شخص مسئول اعمال خود مي باشد يا نه به عبارت ديگر تشخيص اين كه شخص عاري از جنون است يا خير با پزشك قانوني است بنابراين در صورت تأييد جنون توسط پزشك قانوني اين وضعيت در هر درجه اي كه باشد ضعيف يا قوي موجب رفع مسئوليت كيفري است و چنين شخصي قابل تعقيب كيفري نيست. البته به دلالت تبصره يك ماده 51 قانون مجازات اسلامي اگر تاديب مرتكب موثر باشد مرجع صادر كننده حكم در مورد تاديب شخص تصميم لازم اتخاذ خواهد كرد .

3- اثر اكراه يا اجبار
بدلالت ماده 54 قانون مجازات اسلامي در جرائم موضوع مجازاتهاي تعزيري هرگاه كسي بر اثر اجبار يا اكراه كه عادتاً قابل تحمل نباشد مرتكب جرمي گردد مجازات نخواهد شد ، در اين مورد اجبار كننده به مجازات فاعل جرم محكوم مي شود .


4- ارتكاب جرم براي حفظ مال يا جان ديگري


ماده 55 قانون مجازات اسلامي بيان مي دارد: هركس هنگام بروز خطر شديد از قبيل آتش سوزي ـ سيل ـ طوفان به منظور حفظ جان يا مال خود يا ديگري مرتكب جرمي شود مجازات نخواهد شد، مشروط بر اينكه خطر را عمداً ايجاد نكرده وعمل ارتكابي نيز با خطر موجود متناسب بوده و براي رفع آن ضرورت داشته باشد.
لازم به ذكر است به اعتبار ماده 56 قانون مجازات اسلامي اعمالي كه براي آنها مجازات مقرر شده است در دو صورت جرم محسوب نمي شوند:
1- در صورتي كه ارتكاب عمل به امر آمر قانوني بوده و خلاف شرع هم نباشد
2- در صورتي كه ارتكاب عمل براي اجراي قانون اهم لازم باشد

5- مرور زمان
باعنايت به ماده 173 قانون آيين دادرسي كيفري مرور زمان نسبت به مجازاتهاي بازدارنده جاري است منظور از مرور زمان مدتي است كه پس از گذشت زمان مورد نظر تعقيب كيفري مرتكب مجوزي نداشته و بايستي موقوف شود .
به اين ترتيب چنانچه از تاريخ وقوع جرم تا انقضاي مواعد ذيل تقاضاي تعقيب نشده باشد يا از تاريخ اولين اقدام تعقيبي تا انقضاء مواعد مذكور در ذيل، پرونده به صدور حكم منتهي شده باشد تعقيب موقوف خواهد شد.

6-مواعد مرور زمان
با توجه به ماده 173 قانون آيين دادرسي كيفري و با عنايت به موارد صلاحيت شورا مواعد مرور زمان به شرح ذيل محا سبه مي شوند.
الف- جرمي كه مجازات قانوني آن تا يك ميليون ريال جزاي نقدي است با انقضاي مدت 5 سال از زمان ارتكاب جرم .
ب- جرمي كه مجازات قانوني آن بيش از يك ميليون ريال جزاي نقدي است با انقضاي مدت 10 سال از زمان ارتكاب جرم .
چنانچه شوراي حل اختلاف با چنين موضوعي مواجه شود لازم است قرار موقوفي تعقيب صادر نمايد . زيرا ماده 6 قانون آيين دادرسي كيفري براي مرور زمان موقوف شدن تعقيب را مقرر كرده است .

بخش اول: نحوه رسيدگي عملي به امور كيفري در شوراي حل اختلاف
فصل اول: مفاهيم جزائي
مبحث سوم: صلاحيت



1-تعريف صلاحيت
صلاحيت عبارتست از: توانايي قانوني شوراي حل اختلاف براي رسيدگي به دعاوي واختلافات وحل و فصل آنها. اعضاي شورا بايد قبل از رسيدگي به هر جرمي تشخيص دهند شكايتي كه عنوان گرديده و مطرح شده داخل در محدوده توانايي و صلاحيت شورا مي باشد تا ملزم و مكلف به رسيدگي باشند يا از محدوده توانايي و صلاحيت شورا خارج است؛ كه در اين صورت نه تنها تكليفي به رسيدگي ندارند ، بلكه بايد الزاماً از رسيدگي خودداري نمايند . تشخيص صلاحيت هر شورا با همان شورا است.

2-صلاحيت شوراي داوري در رسيدگي به جرائم
به موجب بندهاي 2و 3 قسمت ب ماده 7 آئين نامه مبحوث عنه جرائم با مجازاتهاي ذيل در صلاحيت رسيدگي شوراهاي حل اختلاف قرار دارند :
1- جرايمي كه مجازات قانوني آن تا 5000000 ريال است .
2-جرايمي كه مجازات قانوني آن حبس وجزاي نقدي است كه پس از تبديل حبس به جزاي نقدي جمع آن دو تا 5000000 ريال گردد.
3- جرائمي كه مجازات قانوني آن كمتر از 91 روز حبس باشد .
شوراهاي حل اختلاف صرفاً مجازند به موضوعات كيفري با نصاب مشخص شده فوق و در محدوده جغرافيايي تعيين شده اي رسيدگي نمايند. يعني در محدوده جغر افيايي آنان كه جرم در آن واقع شده است.
به عبارت ديگر موضوع صلاحيت در رابطه با جرائم بستگي به محل سكونت يا اشتغال آنان ندارد بلكه وقوع جرم درحوزه شورا مطرح است . بنابراين شوراي حل اختلاف بخش ـ شهر يا شهرستان تنها مجاز به رسيدگي به آن امر كيفري مي باشد كه درحوزه آن شورا واقع شده باشد .
چنانچه در موردي موضوع مطروحه در شوراي حل اختلاف در صلاحيت آن شورا نباشد موظف است با صدور قرار عدم صلاحيت پرونده را به شوراي حل اختلافي كه صالح است ارسال نمايد . اما اگر جرائمي در شورا مطرح شود كه رسيدگي به آن در صلاحيت دادگاههاي دادگستري باشد. اعضا شورا وظيفه دارند با اعلام عدم صلاحيت پرونده را بايگاني كنند. ماده 15 آيين نامه دليل اين توضيح است.

3-صلاحيت محلي شورا
بر اساس بند (د) ماده 8 آئين نامه اجرائي شوراهاي حل اختلاف در صورتي مجاز و صالح به رسيدگي هستند كه جرم مورد ادعاي شاكي در حوزه آن شورا واقع شده باشد بنابراين به صرف اعلام شكايت خصوصي و يا حضور متهم در حوزه يك شورا نبايد وارد رسيدگي شوند، مگر اينكه تحقق جرم در آن حوزه را احراز نمايند .به تعبير ديگر وقوع جرم در حوزه شورا شرط لازم است براي رسيدگي ، و با اجتماع ساير شرايط از جمله اعلام شكايت شاكي خصوصي و رعايت ساير ضوابط مكلف به رسيدگي مي باشند. و با فرض اين كه شاكي در حوزه اي اعلام شكايت نمايد كه جرم در آن حوزه واقع نشده به شوراي مرجوع اليه با تكليفي مواجه نيست و مي تواند ضمن هدايت شاكي به مرجع ذيصلاح ، پرونده را بايگاني نمايد.

4-رد صلاحيت اعضاء شورا
بدلالت ماده 9 آيين نامه و ماده 46 قانون آيين دادرسي كيفري در موارد ذيل اعضاي شوراي حل اختلاف بايستي از رسيدگي امتناع نمايند ،علاوه بر اينكه اعضاء وظيفه امتناع از رسيدگي دارند طرفين پرونده نيز مي توانند آنها را رد كنند .
الف ـ وجود قرابت نسبي يا سببي تادرجه سوم از هر طبقه بين عضو شوراي حل اختلاف با يكي از طرفين پرونده .
به اعتبار ماده 1032 قانون مدني منظور از طبقات و درجات مورد نظر عبارتند از :
طبقه اول : پدر، مادر ، اولاد، نوه
طبقه دوم : اجداد ، جدات ، برادر ، خواهر ، فرزند برادر و خواهر
طبقه سوم : عمو، عمه ،خاله ،دائي ،فرزند آنها
با چنين درجه خويشاوندي عضو شوراي حل اختلاف يا طرفين دعوي مجاز به رسيدگي نيست.
ب ـ عضو شوراي حل اختلاف قيم يا مخدوم يكي از طرفين باشد يا يكي از طرفين مباشر يا متكفل امور عضو يا همسر او باشد .
ج ـ عضو شوراي حل اختلاف ياهمسر يا فرزندان آنان، وارث يكي از اشخاص باشد كه در امرجزائي دخالت دارد .
دـ عضو شوراي حل ختلاف در همان امر جزائي قبلاً اظهار نظر ماهوي كرده و يا شاهد يكي از طرفين باشد .
هـ ـ بين عضو شورا و يكي از طرفين يا همسر يا فرزند او دعوي حقوقي يا جزائي مطرح باشد ويا در سابق مطرح بوده و از تاريخ صدور حكم قطعي دو سال نگذشته باشد.
و ـ عضو شورا يا همسر يا فرزندان آنان نفع شخصي در موضوع مطروحه داشته باشند .
باوجود يكي از مراتب بالا شورا وظيفه دارد از رسيدگي امتناع و پرونده را به نزديكترين شوراي حل اختلاف هم عرض در همان حوزه شورا و اگر نبود همان بخش و شهر و شهرستان به ترتيب ارسال نمايد .

فصل اول: مفاهيم جزائي
مبحث چهارم: وظايف مقدماتي شوراي حل اختلاف



به موجب آئين نامه اجرائي ماده189 قانون برنامه توسعه سوم ،قبل از محاكمه و صدور حكم توسط شوراي حل اختلاف وظايف ديگري به عهده اين شورا نهاده شده است كه در اين فصل به بررسي آن پرداخته مي شود.

1-حفظ آثار جرم
شوراي حل اختلاف به موجب بند 1 قسمت ب ماده 7 آئين نامه مزبور وظيفه دارد مراقبت در حفظ آثار جرم و جلوگيري از فرار متهم در جرائم مشهود بنمايد.
بدلالت ماده 21 قانون آيين دادرسي كيفري جرم در موارد ذيل مشهود است :
1- جرمي كه در مرئي و منظر ضابطين دادگستري واقع شده و يا بلافاصله مأمورين ياد شده در محل وقوع جرم حضور يافته يا آثار جرم را بلافاصله پس از وقوع مشاهده كنند.
2- در صورتي كه دو نفر يا بيشتر كه ناظر وقوع جرم بوده اند ويا مجني عليه بلافاصله پس از وقوع جرم شخص مجني را مرتكب جرم معرفي نمايد .
3- بلافاصله پس از وقوع جرم علائم و آثار واضحه يا اسباب و دلائل جرم در تصرف متهم يافت شود يا تعلق اسباب و دلايل ياد شده به متهم محرز شود .
4-در صورتي كه متهم بلافاصله پس از وقوع جرم قصد فرار داشته و يا در حال فرار يا فوري پس از آن دستگير شود.
5- در مواردي كه صاحب خانه بلافاصله پس از وقوع جرم ورود مأمورين را به خانه خود تقاضا نمايد.
6- وقتي كه متهم ولگرد باشد .

2-ضابطين و انواع آنها
شورا در امور دعوت طرفين و ابلاغ و جمع آوري دلايل جرم مي تواند از ضابطين استفاده كند ضابطين دادگستري دو گروه هستند كه عبارتند از: ضابطين عام و ضابطين خاص.ضا بطين عام ضابطيني هستند كه قانون در ارتباط با عموم وظايف قوه قضائيه و محاكم آنها را ضابط دانسته است.در حاليكه ضابطين خاص ضابطيني هستند كه تنها در مورد خاص اختيار اقدام بعنوان ضابط دارند.با اين تعريف مشخص گرديد مثلاً جمع آوري دلايل و مدارك هر جرم را به ضابطين نيروي انتظامي مي توان محول نمود ولي نسبت به ضابطين خاص نمي توان اين وظيفه را محول كرد.

3-ضابطين عام
بدلالت بند 1 ماده 15 قانون آيين دادرسي كيفري و ماده 13 قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب مامورين نيروي انتظامي ضابطين عام دادگستري هستند.

4-ضابطين خاص
ضابطين خاص ماموريني هستند كه طبق قانون در مورد خاص ضابط قلمداد شده اند و ذكر ضابطين خاص در اين مجموعه تنها به منظور آشنايي اعضاي شورا و امكان استفاده از آنان در موارد صلاحيت است نه اين كه در هر مورد امكان رجوع به آنان باشد و چه بسا با توجه به موارد صلاحيت شورا امكان رجوع به بعضي از ضابطين خاص از جمله فرمانده هواييما منتفي باشد
ضابطين خاص عبارتند از:
1- روسا و معاونين زندان نسبت به امور مربوط به زندانيان(ماده 15)
2- نيروي مقاومت بسيج مستندا به قانون حمايت قضائي از بسيج مصوب 1/10/71
3- نيروهاي مسلح در موارد ارجاعي شوراي عالي امنيت ملي به شرط اينكه امر ارجاعي تمام يا برخي از وظايف ضابطين باشد.( ماده 15)
4- ماموران شهرداري مستندا به ماده 7 قانون حفظ و گسترش فضاي سبز در شهرها مصوب 3/3/59
5- فرمانده هواپيما- گزارش فرمانده هواپيما را ميتوان مستندابعنوان ضابط دادگستري مستند رسيدگي قرار داد (ماده 32 قانون هواپيمائي كشوري مصوب 1/5/1328)
6- كاركنان وزارت آب و برق( وزارت نيرو) مستندا به تبصره 2 ماده 10 قانون سازمان برق ايران مصوب 19/4/46- گزارش كاركنان وزارت آب و برق كه داراي ابلاغ مخصوص باشند.
7- مأمورين جنگلباني مستندا به ماده 54 قانون حفاظت و بهره برداري از جنگل ها و مراتع (25/ 5/46)
8- مأمورين شكارباني وحفاظت محيط زيست مستندآ به ماده 15 قانون حفاظت و بهسازي محيط زيست مصوب 28/3 53 و مواد 10 الي 14 قانون شكار وصيد مصوب 1346
9- بازرسان كار و كارشناسان بهداشت كار مستندا به ماده 101 قانون كار(مصوب 29/8/69)
10- مأمورين وزارت جهاد كشاورزي و وزارت نيرو مستندا به ماده 30 قانون توزيع عادلانه آب (16/ 12 61 ) و ماده 3 قانون حفظ و كاربري اراضي زراعي و باغها
11- سپاه پاسداران انقلاب اسلامي مستندا به مواد يك الي پنج اساسنامه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي مصوب(15/6/61)
12- واحد اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامي (بند 2 ماده 6 قانون تاًسيس وزارت اطلاعات مصوب27/5/62 )
13- مامورين پليس انتظامي راه آهن (نظام نامه پاسباني راه آهن مصوب 1314 و ماده 7 قانون ايمني راهها و راه آهن مصوب 1349)
14- مامورين وصول عايدات و كشف قاچاق مستندا به ماده 18 قانون مجازات مرتكبين قاچاق مصوب 1312
15- ماًموران گارد بنادر و گمركات مستندا به ماده 5 قانون بنادر و كشتيراني مصوب 1328
16- بازرسان سازمان تامين اجتماعي مستندا به ماده 102 قانون تامين اجتماعي مصوب 1354
17- ماموران گمرك سرحدي مستندا به ماده يك قانون راجع به تعقيب جزائي مجرمين فراري از مناطق سرحدي مجاور ايران مصوب 1313
18- مامورين شركت پست و تلگراف مستندا به ماده 105 قانون تاسيس شركت مخابرات ايران مصوب 1350
19- شوراي اسلامي روستا مستندا به ماده 24 قانون مبارزه با مواد مخدر مصوب 1367 مجمع تشخيص مصلحت نظام
20- بازرسان و كارشناسان موسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي مستندا به تبصره 5 ماده 9 قانون اصلاح قوانين و مقررات موسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران مصوب 1371.

 

ادامه:تحقيقات در شورا

 

 

........................................................................................
 

111432969

وضعيت در ياهو مسنجر